دانشمند مسلمان است که مسائل فقهی و حقوقی تغییرجنسیت را درکتاب تحریرالوسیله بیان کرده است. وي معتقد است که تغییر جنسیت حرام نیست(یزدان پناه و صمدیان،1390).
در سال 1980، سومین راهنماي تشخیصی و آماري اختلالات روانی (DSM-III) براي اولین بار، اختلال هویت جنسی را در کنار اختلالاتی نظیر پارافیلیا و اختلالات کارکرد جنسی و تحت عنوان کلی اختلالات روانی- جنسی قرار داد. پس از آن در سال 1987 در شکل تجدید نظر شدة چاپ سوم کتابچه تشخیصی و آماري اختلالات روانی(DSM-III-TR) اختلال هویت جنسی در بخش اختلالاتی قرار گرفت که اولین بار در دوران نوزادي- کودکی یانوجوانی مشخص می شوند. چاپ چهارم (DSM-IV) در سال 1994، این تقسیم بندي را تغییر داده و اختلال هویت جنسی را در فصل جداگانه اي آورد و ملاكهاي تشخیصی یکسانی براي کودکان و بزرگسالان ذکر کرد، ودر آن کلمه ترانس سکسوالیسم رها شد و در عوض کلمه اختلال هویت جنسی مورد استفاده قرار گرفت ودر DSM-V آنرا به دیسفوریای جنسیتی تغییر دادند وکلمه اختلال برداشته شد (گنجی،1392).

2-9- تعریف دیسفوریای جنسیتی
دیسفوریای جنسیتی یعنی نارضایتی یا کشمکش با جنس بیولوژیک و جنسیتی که از بدو تولد به انسان می دهند، تا جایی که فرد به مشکل بالینی دچار می شود. باید توجه داشت که سکس(جنس) با جندر(جنسیت) تفاوت دارد. وقتی بچه به دنیا می آید بلافاصله معلوم است که جنسش چیست، پسر یا دختر. اما جنسیت این است که به پسران نام پسرانه و به دختران نام دخترانه می دهند و لباس های مخصوص یکی از این دو جنس را به تنشان می کنند. وقتی آلت جنسی فرد با هویت جنسیتی او همخوانی ندارد، ممکن است دیسفوریای جنسیتی ایجاد شود. دیسفوریا یک لغت یونانی است، دیس به معنای بد، و فوریا به معنای حمل کردن، بردن، آوردن است. دیسفوریا یعنی تحمل (حمل کردن) رنج زیاد، به همراه داشتن ناراحتی یا به طور خلاصه ناراحتی شدید(گنجی،1392).
این پدیده در DSM-IV اختلال هویت جنسی(GID) نام داشت. اما بعد از سالها اعتراض از سوی افراد متعلق به جامعه ترانسجندرها (دگرجنسگونه ها، تراجنسی ها) انجمن روان پزشکی آمریکا تصمیم گرفت در DSM_5 نام آنرا به دیسفوریای جنسیتی تغییر دهد. اعضای این جامعه معتقدند که” اختلال هویت جنسیتی” تحقیر آمیز است، در عوض بهتر است که یک دیاگنوز پزشکی دیگر که لیبل (استیگمای) کمتری می زند انتخاب شود. گذاشتن یک لیبل پزشکی به شرکت های بیمه و سایر اشخاص و نهادهای ثالث اجازه می دهد تا هزینه ی درمان و جراحی تغییر جنسیت را متقبل شوند، و این لیبل پزشکی به مردم نشان می دهد که مشکلات روانی _ اجتماعی همراه این اختلال ربطی به بیماری روانی ندارند بلکه صرفا به نارضایتی فرد از ظاهر فیزیکی خود مرتبط هستند. افراد متعلق به جامعه ی ترانسجندرها سال ها به این بحث پرداختند که DSM_IV و ویراست های قبلی آن، بی دلیل و بی مناسبت، نارضایتی از اندام فیزیکی را نوعی “اختلال” طبقه بندی کرده اند و این نامگذاری اشتباه سلامت، شخصیت، حرمت، کرامت، وامنیت اعضای این گروه را به خطرانداخته است (گنجی،1392).

2-9-1- ویژگی های دیسفوریای جنسیتی
طبق معیارهای تشخیصی DSM_5 ویژگی های اصلی دیسفوریای جنسیتی عبارتند از:
1) علاقه شدید و مستمر به همانندسازی با جنس مخالف، بدون اینکه علت آن بهره بردن از امتیازات اجتماعی و فرهنگی مختص آن جنس باشد.
2) وجود شواهد آشکار از ناراحتی مستمر، به علت نقش جنسیتی کنونی و احساس اینکه نقش جنسیتی فعلی هیچ تناسبی با احساسات فعلی ندارد.
3) در نتیجه به وجود آمدن احساس رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های عملکردی.DSM_5 دیسفوریای جنسیتی را به دو گروه طبقه بندی کرده است: دیسفوریای جنسیتی در کودکان ، و دیسفوریای جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان .

2-9-2- دیسفوریای جنسیتی در کودکان
A. ناهمخوانی شدید بین جنسیتی که فرد تجربه یا ابراز می کند و جنسیتی که به او داده اند این ناهمخوانی حداقل 6 ماه طول کشیده است، و حداقل 6 مورد از موارد زیر نشان دهنده ی آن هستند (یکی از شش مورد باید معیار 1 باشد):
1. فرد به شدت دوست دارد از جنس مخالف باشد یا اصرار می ورزد که از جنسیت مخالف است (یا از جنسیتی مخالف با جنسیتی است که دیگران به او داده اند).
2. پسران به شدت ترجیح می دهند لباس های دخترانه یا زنانه را بپوشند یا با پارچه و سایر وسایل، ادای لباس های زنانه را به دست می آورند. دختران به شدت ترجیح می دهند فقط لباس های پسرانه یا مردانه بپوشند و در مقابل پوشیدن لباس هایی که مشخصا زنانه هستند به شدت مقاومت می کنند.
3. به هنگام بازی های خیالی با سایر کودکان، به شدت ترجیح می دهند نقش افراد جنس مخالف را ایفا کنند.
4. اسباب بازی ها، بازی ها، و فعالیت هایی را به شدت ترجیح می دهند که مشخصا به افراد جنس مخالف تعلق دارند.
5 .کودک همبازی های جنس مخالف را به شدت ترجیح می دهند.
6. پسران اسباب بازی ها، بازی ها ، و فعالیت هایی را که مشخصا متعلق به پسران هستند به شدت رد می کنند و از بازی های زد و خوردی یا بازی هایی که در آنها نوعی ” کشتی” وجود دارد به شدت پرهیز می کنند. دختران اسباب بازی ها، بازی ها، و فعالیت هایی را که مشخصا متعلق به دختران است به شدت رد می کنند.
7. کودک از آناتومی جنسی خود به شدت متنفر است.
8. به مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه ای که با جنسیتی که تجربه می کند مطابقت دارند علاقه ی شدیدی دارد.
B . این عارضه با رنج بالینی و شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های عملکردی دیگر، یا با افزایش زیاد خطر رنج، مثل دیسترس یا ناتوانی (معلولیت) همراه است(گنجی،1392).

2-9-3- دیسفوریای جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان
A. ناهمخوانی شدید بین جنسیتی که فرد آن را تجربه یا ابراز می کند و جنسیتی که به او داده اند. این ناهمخوانی حداقل 6 ماه طول کشیده است و 2 مورد ( یا بیشتر) از موارد زیر نشان دهنده ی آن هستند:
1. ناهمخوانی شدید بین تجربه ای که فرد از جنسیت خود دارد با جنسیتی که نشان می دهد و یا مشخصه های جنسی ثانویه، یا در نوجوانان کم سن تر مشخصه های جنسی ثانویه ای که انتظار می رود فرد به زودی خواهد داشت.
2. تمایل شدید به خلاص شدن از مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه زیرا با تجربه ای که فرد از جنسیت خود دارد یا جنسیتی که نشان می دهد ناهمخوانی شدیدی دارند.
3. تمایل شدید به داشتن مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه جنس مخالف.
4. تمایل شدید به داشتن جنسیت دیگر(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند).
5. تمایل شدید به این که دیگران با او به عنوان فردی از جنسیت دیگر(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند) است.
6. اعتقاد راسخ به این موضوع که فرد احساسات و واکنش هایی دارد که متعلق به اعضای جنس مخالف(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند) است.
B . این عارضه با رنج و عذاب بالینی و شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی ، یا سایر زمینه های عملکردی دیگر، یا افزایش زیاد خطر رنج، مثل دیسترس یا ناتوانی (معلولیت) همراه است.
پست_ ترانزیشن ، یعنی، فرد به زندگی تمام وقت در جنسیت مطلوب خودگذر(ترانزیشن)کرده است (با سیر مراحل قانونی لازم برای تغییر جنسیت یا بدون آن) و تحت حداقل یک سری مراحل درمان پزشکی برای تغییر جنسیت قرار گرفته است (یا در حال حاضر آن را می گذراند)، موضوعی که درمان هورمونی تغییر جنسیت یا جراحی تغییر جنسیت، به منظور اطمینان از دسترسی به جنسیت مطلوب نامیده می شود (گنجی،1392).

2-10- شیوع دیسفوریای جنسیتی
به گزارش DSM_5، نرخ شیوع برای مردان از 0.005% تا 0.014%، و برای زنان از0.002% تا 0.003% است. چون بسیاری از بزرگسالان برای درمان هورمونی و تغییر جنسیت یا جراحی به کلینیک مراجعه نمی کنند، این نرخ ها به احتمال زیاد بسیار کمتر از نرخ شیوع واقعی هستند. تفاوت های جنسی در نرخ ارجاع شده به کلینیک های تخصصی بر اساس گروه سنی، متفاوت است. در کودکان، نسبت جنسی پسربچه ها به دختر بچه ها از 2 به 1 تا 4.5 به 1 نوسان دارد. در نوجوانان، نسبت جنسی تقریبا مساوی است. در بزرگسالان، نسبت جنسی به سمت مردان گرایش دارد، به این صورت که نسبت مردان به زنان از 1تا 6.1 به 1 نوسان دارد. در دو کشور، نسبت جنسی به سمت زنان گرایش دارد (ژاپن ، 2.2 به 1 ؛ لهستان، 3.4 به 1) (گنجی،1392).
مشخصه های جنسی اولیه عبارتند از اندام های جنسی که برای تولید مثل به آنها نیاز مستقیم وجود دارد. مشخصه های جنسی ثانویه خصوصیاتی هستند که دو” جنس” یک نوع جاندار(نرها و ماده ها) را از هم مشخص می کنند، اما به طور مستقیم عضو سیستم تولید مثل نیستند. مثلا، یال شیر نر، پرهای بلند طاووس نر، و شاخ های بز نر، مشخصه های جنسی ثانویه هستند. در انسان ها مشخصه های جنسی ثانویه عبارتند از سینه های رشد یافته در زنان، ریش و سبیل و سیبک گلو در مردان. افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی به شدت علاقه دارند که به صورت عضوی از جنس مخالف زندگی کنند تا بتوانند لباس های جنس مخالف را بپوشند یا طرز رفتار آنها را اقتباس کنند و بدین وسیله، ظاهر فیزیکی جنس مخالف را به دست آورند. برای مثال، مردان ممکن است الکترولیز کنند تا موی بدن خود را ازبین ببرند، یا از هورمون هایی استفاده کنند تا اندام های زنانه به دست آورند. مثلا، سینه هایشان رشد کند، کسانی که به شدت از جنسیت خود ناراضی هستند، ممکن است زندگی جنسی مختل داشته باشند. در بسیاری از موارد دیسفوریای جنسیتی، احساس نارضایتی از جنسیت آنقدر قوی است که فرد به سوی جراحی تغییر جنسیت سوق داده می شود و در نتیجه از نظر فیزیکی به حالت جنس مخالف درمی آید. شواهد آماری زیادی وجود نداردکه بر اساس آنها بتوان نرخ شیوع دیسفوریای جنسیتی را تعیین کرد. اما طبق آخرین آمار از هر سی هزار مرد بالغ حدودا یک نفر و از هر صد هزار زن بالغ حدودا یک نفر به دنبال عمل جراحی برای تغییر جنسیت هستند. همچنین دیسفوریای جنسیتی با تعدادی از اختلالات روانی هم آیند است. بسیاری از افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی به اضطراب و افسردگی شدید دچار هستند و مطالعات نشان می دهد که حدود 70 درصد مبتلایان به دیسفوریای جنسیتی، یکی از این اختلالات را نیز دارند: افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلال دو قطبی، ADHD، اختلالات طیف اوتیسم، آنوروکسیا نروزا، بولیمیا نروزا، و اسکیزوفرنی (گنجی،1392).

2-11- علل دیسفوریای جنسیتی
نارضایتی از جنسیت مشکلی است که در بسیاری افراد مدتها ادامه می یابد و نشان می دهد که علت های آن ساده و بی اهمیت نیستند. اما در مورد کشف علت های این مشکل، تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. بعضی عوامل خطر شناسایی شده است، مثلا بعضی مردان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی اعلام کرده اند که در کودکی از پدران خود دور مانده اند و بعضی زنان اعلام کرده اند که در کودکی از آنها سوء استفاده جنسی شده است. اما این گونه تجربه های کودکی در همه ی افراد دارای دیسفوریای جنسیتی عمومیت ندارد. همچنین، نمی توان گفت که علت به وجود آمدن دیسفوریای جنسیتی این است که والدین و سایر اعضای خانواده کودکان را مجبور می کنند به شیوه هایی متعلق به جنس مخالف رفتار کنند. برای مثال، گاهی کودکان، با پوشیدن لباس های جنس مخالف، باعث سرگرمی و شادی اعضای خانواده می شوند و توجهی که به آنها می شود می تواند نوعی پاداش برای این رفتار باشد، اما به ندرت پیش می آید که این کودکان در بزرگسالی به دیسفوریای جنسیتی دچار شوند. همچنین این که مادران در دوران حاملگی دوست دارند فرزندشان پسر یا دختر باشد ولی در عمل فرزندی بر خلاف جنس مورد علاقه ی خود به دنیا می آورند در ابتلا به دیسفوریای جنسیتی نقشی ندارد. بنابراین، رشد اجتماعی در ابتلا به دیسفوریای جنسیتی نقش ندارد. اکنون توجه خود را به عوامل بیولوژیک معطوف می کنیم (گنجی،1392).

2-11-1- عوامل بیولوژیک
یکی از نظریه ها این است که هویت جنسیتی تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارد. وقتی مادران، در طول حاملگی هورمونهای جنسی مصرف کنند(مثلا برای جلوگیری از خونریزی رحم)، رفتار فرزندشان تحت تاثیر آن نوع هورمون قرار می گیرد. وقتی مادران حامله از داروهایی استفاده می کنند که با هورمون های مردانه ارتباط دارند، در فرزندان دختر آنها، بیشتر از دختران مادرانی که در دوران حاملگی هیچ هورمونی مصرف نکرده اند، رفتارهای پسرانه دیده می شود. همچنین، پسران مادرانی که در دوران حاملگی هورمون های زنانه مصرف می کنند، در مقایسه با پسران مادرانی که هیچ هورمونی مصرف نمی کنند، رفتارهای پسرانه ی کمتری دارند. اما باید توجه داشت که این کودکان الزاما در بزرگسالی به دیسفوریای جنسیتی دچار نمی شوند، و اختلال هورمونی در بزرگسالان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، اصلا وجود ندارد یا بسیار کم است. شواهدی که وجود رابطه بین عدم تعادل هورمون ها و دیسفوریای جنسیتی را نشان دهند، بسیار کم است. یا اصلا وجود ندارد، بنابراین، آیا می توان عوامل بیولوژیک دیگری را که می توانند در ایجاد دیسفوریای جنسیتی نقش داشته باشند شناسایی کرد؟یکی از مطالعات نشان داده است که دیسفوریای جنسیتی با اختلال در قسمت هایی از مغز که رفتار جنسی را کنترل می کنند ارتباط دارد. منطقه ی BSTC قسمتی از مغز است که در رفتار جنسی اهمیت دارد و اندازه ی آن در مردان بزرگتر از زنان است، اما کالبدشکافی مغز 6 مرد، که در طول حیات خود، برای زن شدن تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرارگرفته بودند، نشان می دهد که این منطقه ی مغز همه ی آنها اندازه ی زنانه داشته است. تعداد مطالعات انجام شده درباره ارثی بودن دیسفوریای جنسیتی بسیار اندک است، اما در سال 2000، یک تحقیق بسیار کنترل شده نشان داد که امکان به ارث رسیدن دیسفوریای جنسیتی خیلی زیاد است. بنابراین، می توان گفت که در دیسفوریای جنسیتی باید یک عنصر ژنتیک وجود داشته باشد، اما هنوز معلوم نیست که این عنصر چگونه یا به همراه کدام جنبه دیسفوریای جنسیتی منتقل می شود(گنجی،1392).

2-12- درمان دیسفوریای جنسیتی
افراد مبتلابه دیسفوریای جنسیتی احساس می کنند جنسیتی دارندکه با احساس آنها از همان جنسیت مطابقت ندارد. نارضایتی از جنسیت عبارت است از احساس کشمکش عمیق بین هویت جنسیتی و جنسیت بیولوژیک. برای تصحیح این عدم تعادل دوراه وجود دارد:1) تلاش برای تغییر جنسیت بیولوژیک از طریق عمل جراحی، به منظور همخوان شدن جنسیت بیولوژیک با احساسات و 2) استفاده از روش های رواندرمانی برای تغییر احساسات فرد به منظور همخوان شدن آنها با جنسیت بیولوژیک. اکثر افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی مطمئن هستند که جنسیت بیولوژیک آنها اشتباه است و در نتیجه، به تغییر جنسیت روی می آورند. در جراحی تغییر جنسیت، ابتدا به تدریج و برای مدتی، به افراد هورمون های مختلف تزریق می شود تا با هویت جنسی آنها همخوان شوند (گنجی،1392).

2-12-1- جراحی تغییر جنسیت
جراحی تغییر جنسیت یک فرایند تقریبا برگشت ناپذیر است. این عمل باعث می شود که در اندام فرد تغییرات بنیادین به وجود آید، بنابراین، اقدام به آن کاملا تدریجی صورت می گیرد تا اطمینان حاصل شود که درمانجو از مسائل مادام العمر این درمان کاملا آگاه است و از لحاظ روانی آمادگی دارد که به فردی از جنس مخالف تبدیل شود. مراحل تدریجی جراحی تغییر جنسیت عبارتند از: 1) حداقل سه ماه مشاوره ی رواندرمانی یا روانی برای اطمینان از این که درمانجو مراحل درمان را کاملا درک کرده است و کاملا به انجام شدن آن رضایت دارد؛ 2) تزریق هورمون برای آغاز تغییرات فیزیکی، مثل کاهش موهای بدن و ایجاد سینه در مردان، و رشد ریش و عضلات در زنان؛ 3)آزمون عملی که در آن داوطلبان تغییر جنسیت باید حداقل یک سال به صورت فردی از جنس مخالف زندگی کنند، لباس جنس مخالف را بپوشند و خود را با هویت جنس مخالف معرفی کنند، به طوری که متوجه شوند، با انجام دادن اینکارها برای همیشه، چه احساسی خواهند داشت؛ و 4) به شرط تکمیل موفقیت آمیز سه مرحله اول، عمل جراحی انجام می گیرد، به این صورت که پنیس افراد با عمل جراحی تغییر و تعدیل می یابد تا به اندام جنسی جنس مخالف شبیه شود. به رغم تغییرات عظیم و بنیادینی که جراحی تغییر جنسیت با خود به همراه می آورد، تحقیقات نشان می دهند اکثردرمانجویانی که اقدام به جراحی تغییر جنسیت می کنند، معمولا از نتیجه ی آن رضایت دارند و از تصمیم خود ابراز پشیمانی نمی کنند. تحقیقی که در هلند روی 188 فرد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی انجام شده است، نشان می دهد که فقط 2 نفر از تصمیم خود پشیمان شده اند. از آن مهم تر، این تحقیقات نشان می دهد که تغییر جنسیت از نارضایتی جنسیتی به شدت کم می کند و درمانجویان را قادر می سازد که از عملکرد روانی، اجتماعی و جنسی خود خوشحال باشند. با این همه، درست است که این گونه مطالعات ظاهرا دستاوردهای مثبت عمل جراحی تغییر جنسیت را تایید می کنند، هنوز باید محتاط باشیم و آن را درمان همه ی مشکلات مربوط به دیسفوریای جنسیتی به حساب نیاوریم. اولا، با اینکه بسیاری از افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی از همه چهار مرحله ی درمان عبور می کنند، اقلیتی از آنها در مراحل اولیه کنار می کشند. تحقیق نشان داده است از 325 نفری که تقاضای جراحی تغییر جنسیت داده اند، 103 نفر قبل از آغاز مرحله ی تزریق هورمون کنار کشیده اند، و 34 نفر دیگه قبل از عمل جراحی نظر خود را عوض