و ویژگیهاي شخصیتی مردان مبتلا به اختلال هویت جنسیتی” انجام دادند. مطابق یافته هاي حاصل، بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی، برخی ویژگیهاي خرده مقیاسهاي اختلالات شخصیتی را بیشتر از افراد عادي دارا بودند و درجاتی از اختلالات شخصیت در برخی از آنها بارز است.

محمدکاظمی و همکاران در سال 1386 در مطالعه ای با عنوان “بررسی علل آشوب تماشاگران فوتبال پس از شهرآورد بزرگ ایران” به این نتیجه رسیدندکه از بین متغیرهای گوناگون اثرگذار بر خشونت و پرخاشگری تماشاگران، سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی- اجتماعی رابطه معکوس معنی داری با بروز خشونت دارد.

حجازی و همکاران (1387) در پژوهشی با عنوان “بررسی میزان تطابق نقش و هویت جنسی 12 بیمار ترنسسکشوال با جنسیت جدیدشان پس از عمل جراحی تغییر جنسیت” انجام دادند به این نتیجه رسیدند که این بیماران بعد از عمل جراحی از نظر روانی _ اجتماعی در وضعیت مناسبی قرار داشته و نمره کسب شده آنان در mmpi در دامنه نرمال بود. میانگین سنی آزمودنی ها 25 سال و میانگین وضعیت مالی خانوادگی آنان در حد متوسط بود.

نجارپور استادی (1387) در پژوهشی با عنوان رابطه عوامل جو عاطفی خانواده، خودپنداره، حرمت خود و پایگاه اقتصادی – اجتماعی بر شکل گیری هویت نشان داد که بین متغیرهای جو عاطفی خانواده، خودپنداره، حرمت خود و پایگاه اقتصادی- اجتماعی و شکل گیری هویت همبستگی معناداری وجود دارد و جو عاطفی نامساعد در خانواده، خودپنداره پایین (منفی) حرمت خود پایین و تعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی پایین جامعه می تواند مانعی بر سر راه شکل گیری هویت ایجاد کند.

دادفر و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان “بررسی الگوهای شخصیت در بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی”به این نتیجه رسیدندکه فراوان ترین رمزهای دوتایی 75(وسواسی _خودشیفته، 4 مورد) و (اسکیزویید_وسواسی،2 مورد) فراوان ترین ترکیب های رمز در نمونه هاست. یعنی فراوان ترین الگوهای شخصیت در این بیماران، خودشیفته (22%) و وسواسی (29%) می باشند.

بیاتی و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان “عوامل موثر برشدت اختلال هویت جنسی” به این نتیجه رسیدند که این اختلال در میان افراد نمونه، میزان بالایی دارد به گونه ای که در دامنه (5-1) میانگین 76/4 می باشد. عوامل اجتماعی با تاکید بر یادگیری اجتماعی و عوامل خانوادگی با بروز و رشد این اختلال رابطه معناداری دارد.

جنا آبادی و ناستی زایی (1389) در تحقیقی با عنوان “مقایسه پرخاشگری، اضطراب و افسردگی نوجوانان دبیرستانی 14-19سال شهر سراوان” به این نتیجه رسیدند6% از نوجوانان دارای پرخاشگری شدید هستند و میزان پرخاشگری اضطراب و افسردگی دختران بیشتر از پسران می باشد همچنین بین سن، تحصیلات، تحصیلات والدین و رتبه تولد با پرخاشگری رابطه معناداری وجود ندارد.

پاک نژاد و درانی (1389) در مطالعه ای با “بررسی رفتارهای تهاجمی تماشاگران فوتبال و علل روانی- اجتماعی آن” به این نتیجه رسیدند رفتارهای تهاجمی کلامی بیشتر از رفتارهای تهاجمی فیزیکی شیوع دارد و همچنین بین سن، تحصیلات فرد و تحصیلات والدین تماشاگران با رفتارهای تهاجمی و پرخاشگری آنها رابطه معنی داری وجود ندارد.

یزدان پناه (1390) در تحقیقی با عنوان “بررسی اختلال هویت جنسی با تاکید بر نقش خانواده با مطالعه تطبیقی مراجعه کنندگان به سازمان بهزیستی استان کرمان” به این یافته رسیدند که در متغیرهای مختلف فردی و خانوادگی، نظیر نوع رفتار والدین در دوران کودکی، برخورد با کودک در زمینه یادگیری، الگوهای رفتاری مناسب جامعه، همراهی عاطفی اعضای خانواده، آمیختگی عاطفی، ارتباط موثر اعضا در درون خانواده در کودکی بین گروه گواه و آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد.

موحددر سال 1390در تحقیق خود به این یافته رسید که افرادی که دست به عمل جراحی تغییر جنسیت زده اند، تفاوت زیادی را بین شرایط فعلی خود نسبت به زمان پیش از عمل احساس می کنند و شرایط پیش از عمل خود را بیش از اندازه اسفناک به تصویر کشیده اند.

ملکی و همکاران (1390) در مطالعه ای با عنوان “بررسی تاثیر آموزش گروهی مهارت کنترل خشم بر پرخاشگری دانش آموزان پسر 12-15 سال” به این نتیجه رسیدند که بین برخی از متغیرهای دموگرافیک که شامل سن و تعداد فرزندان با پرخاشگری دانش آموزان رابطه معنی داری وجود ندارد اما بین پرخاشگری و درآمد خانواده ارتباط معناداری وجود دارد.

خزاعی و همکاران (1390) در مطالعه ای با عنوان “شیوع وابستگی به تلفن همراه و پرخاشگری نوجوانان شهر بیرجند” به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی داری بین شدت وابستگی به تلفن همراه بر حسب سن، جنس و مقطع تحصیلی وجود ندارد اما بین سن و وضعیت تحصیلی با پرخاشگری رابطه معنادار وجود دارد و لازم است مداخلاتی به منظور پیشگیری از اعتیاد به تلفن همراه روی رفتارهای پرخاشگرانه انجام شود.

عرب نژاد و یزدان پناه (1390) در مطالعه ای با “عنوان عوامل مرتبط با خشونت و سابقه آن در بین نوجوانان 35-18 سال زندان کرمان” به این نتیجه رسیدند که جنس، وضعیت تاهل، معاشرت با دوستان بزهکار و مصرف الکل با خشونت جوانان ارتباط وجود دارد.

عدالت پرور و همکاران در سال 1391 در مطالعه ای با عنوان “اثربخشی آموزش مهارت های کنترل خشم بر کاهش پرخاشگری در مددجویان کانون اصلاح و تربیت زاهدان” به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت های کنترل خشم در کاهش میزان پرخاشگری در آزمودنی ها اثر مند بوده است ، همچنین بین پرخاشگری و سن رابطه معناداری وجود ندارد.

در مطالعه ای که رحیم پرور و همکاران در سال 1391 با عنوان ” مقایسه کیفیت زندگی بیماران اختلال هویت جنسی پس از عمل جراحی تغییرجنسیت بازنان عادی در شهر تهران” انجام دادند به این نتیجه رسیدند که کیفیت زندگی زنان تبدل خواه جنسی، مشابه زنان عادی است. کیفیت زندگی زنان تبدل خواه در ارتباط با عوامل متعددی نظیر سطح تحصیلات، شغل و کفایت درآمد و ثبات روانی افراد قرار دارد.

در پژوهشی ترشیزی و سعادتجو (1391) با عنوان “شیوع پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر بیرجند” میزان شیوع پرخاشگری در دانش آموزان را 5/53% اعلام کردند بین میانگین نمره پرخاشگری و جنسیت تفاوت معناداری وجوددارد. بدین صورت که پسران نمرات بیشتری را نسبت به دختران در این مقیاس به دست آوردند ولی بین پرخاشگری و شاخص های شغل پدر و مادر، تحصیلات پدر و مادر، معدل نیم سال گذشته و رتبه تولد دانش آموزان رابطه معنی داری وجود نداشت.

فرمانبر و همکاران (1392) در مطالعه ای با عنوان “ارتباط بازیهای رایانه ای با پرخاشگری دانش آموزان راهنمایی شهر بیرجند” به این نتیجه رسیدند 03/88% از دانش آموزان از بازیهای رایانه ای استفاده می کردند و دانش آموزانی که بیشتر از بازیهای پر زد و خورد استفاده می کردند پرخاشگری فیزیکی بیشتری داشتند، همچنین بین پرخاشگری و وضعیت تحصیلی پدر و مادر رابطه وجود دارد.

نیازی پور وسهرابی (1392) در مطالعه ای با عنوان “بررسی پایگاه اقتصادی، اجتماعی تماشاگران فوتبال با رفتارهای آشوبگرانه در فوتبال ایران” به این نتیجه رسیدند که بین وضعیت اجتماعی – اقتصادی، سن، وضعیت تاهل، تحصیلات پدر و مادر، شغل خود و پدر و مادر، و میزان درآمد خانوار و رفتارهای خشونت آمیز آنان رابطه معناداری وجود دارد ولی بین محل تولد، نوع منزل مسکونی و رفتارهای خشونت آمیز آنها رابطه معناداری وجود ندارد.

رادفر و همکاران(2005) در مطالعه ای با عنوان “بررسی سلامت روان در فرزندان جانباز 18-15 ساله” به این نتیجه رسیدند که بین جمعیت خانواده ، وضعیت شغلی پدر و تعداد فرزندان با سلامت روان نوجوانان رابطه معنی داری وجود دارد و احساس سلامت عمومی دختران به مراتب پایین تر پسران می باشد.

زینت مطلق (1392) در مطالعه ای با عنوان “بررسی شیوع و عوامل مرتبط با پرخاشگری در بین نوجوانان شهر یاسوج”میزان شیوع پرخاشگری در نوجوانان را 2/32% اعلام کردند و به این نتیجه رسیدند که بین پرخاشگری و سن، وضعیت تاهل و تحصیلات افراد رابطه معناداری وجود ندارد اما بین مصرف مواد مخدر و طلاق والدین رابطه آماری معناداری با بروز پرخاشگری وجود دارد.
حیدری نژاد و همکاران (1392) در پژوهشی با عنوان” بررسی عوامل فردی موثر بر بروز پرخاشگری “به این نتیجه رسیدندکه عوامل بیرونی بر بروز پرخاشگری نقش دارد و پایگاه اقتصادی_ اجتماعی افراد در تبیین نقشی که در موقعیتهای مختلف بر عهده می گیرند موثر است. بر این اساس انتظار واکنش خشونت آمیز از افرادی که پایگاه اقتصادی _ اجتماعی ضعیف یا تحصیلات کم با شغل نامناسب دارند بیشتر است همچنین بین وضعیت تاهل با بروز پرخاشگری در تماشاگران فوتبال رابطه مثبت اما بین وضعیت اقتصادی و سن با پرخاشگری رابطه معکوس معناداری مشاهده شد.

در مطالعه ای که زارع نژاد و همکارانش در سال 1393 با عنوان ” ویژگی های دموگرافیک – اجتماعی افراد نارضای جنسی که به مرکز پزشکی قانونی در جنوب غرب ایران ارجاع داده شده اند” انجام دادند به این نتیجه رسیدندکه در بین44 نفر زن و مردی که برای تغییر جنسیت در طی دوره مطالعه ارجاع داده شده بودند، ضریب سکس0.69:1 بود؛ میانگین سنی 27.6 ± 2.9 سال بود؛ اکثر بیماران دارای تحصیلات دیپلم و بالای دیپلم بودند (77.3درصد)؛ در نواحی شهری زندگی می کردند (81.8درصد)؛ استخدام بودند (56.9درصد). مجرد بودند (93.1درصد) و تقریبا 6 ماه تحت درمان هورمونی قرار داشتند (61.4درصد). به نظر می رسدکه پذیرش اجتماعی برای مردان ناراضی از نظر جنسی که می خواهند جنسیت خود را به زن تغییر دهندکمترباشد؛ زیرا این گونه بیماران شانس استخدام و پایگاه یا وضع سواد کمتری دارند.
محمودی درسال 1393 در تحقیقی باعنوان ” مقایسه سبک های دلبستگی و سبک های هویت در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی(عمل کرده و عمل نکرده) و افراد نرمال به این نتیجه رسید که بین افراد نرمال و افراد دارای اختلال هویت جنسی عمل کرده، در سبک دلبستگی ایمن و سبک هویت هنجاری و تعهد تفاوت معناداری وجود داشت و میان افراد دارای اختلال هویت جنسی عمل کرده و عمل نکرده در سبک دلبستگی دوسوگرا و سبک هویتی تعهد تفاوت معناداری وجود داشت.