به طوری که دیدیم کارهای خلاف حقوق بین الملل افراد عادی به خودی خود موجب مسئولیت دولت نیستند و اعما آنها را نمی توان به دولت نسبت داد.اما این گفته، بدان معنی نیست که دولت در هیچ شرأیطی به خاطر این اعمال مسئولیت پیدا نمی کند و در شرأیطی ممکن است چنین اعمالی موجبات مسئولیت دولت را فراهم نمایند.و این در صورتی است که دولت در انجام تکالیفی که در برقراری و حفط امنیت و آرامش و تامین حکومت قانون در کشور دارد کوتاهی کند و در پیگرد و کیفر قانونی افرادی که مرتکب عمل خلاف حقوق و قانون می گردند قصور نماید وبه طور کلی یکی از قواعد و اصول حقوق بین الملل و یا یکی از مقررات موجود در یک معاهده بین المللی را نقض نماید.

از جمله شرأیطی که در آن یک دولت ممکن است به دلیل اعمال خلاف حقوق یکی از افرادش مسئول قلمداد شود می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

۱- پذیرش مسئولیت توسط خود دولت؛

۲-  انجام عمل غیر قانونی تحت کنترل و هدایت دولت؛

۳-  عملکرد مردم در شرأیط زمانی سقوط دولت قبلی و سود دولت جدید؛

۴-  تصویب و پذیرش عمل زیانبار؛

۵-  نقض تعهد در خصوص اعمال اقدامات مقتضی در جهت کنترل و مجازات افراد؛

۶-  اعمال اشخاص حقوقی خصوصی؛

گفتار سوم- پذیرش مسئولیت توسط خود دولت[۱]

در برخی از موارد دولت پس از ادعای طرف مقابل مبنی بر مسئول بودن دولت و در جریان سازش، مسئولیت خود را می پذیرد. برأی مثال در موارد زیر دولت ها مسئولیت خود را به دلیل قصور در کنترل شورش و شورشیان پذیرفته اند:

۱-  حمله به سفارتخانه انگلستان در دابلین،سال ۱۹۷۲؛

۲-  مرگ سه تن از اتباع آمریکایی در بغداد، سال ۱۹۵۸؛

۳-  وارد آوردن خسارت به اموال اتباع انگلستان در اندونزی، سال ۱۹۶۳[۲]

 

 

 

مبحث سوم: مبانی مسئولیت بین المللی

دانشمندان و علمای حقوق بین الملل در مورد مبنا و اساس مسئولیت بین المللی نظریات متفاوتی ابراز نموده اند تحقیق این عده بر کاوش یک پایه و اساس محکم برأی مسئولیت بین المللی مبتنی است.به عبارت دیگر اساس بحث این است که عمل یا خودداری از عمل غیر مشروع برخلاف حقوق بین الملل یک کشور یا یک سازمان بین المللی که موجب خسارت می گردد برأی تحقق مسئولیت کافی است یا اینکه باید خطا یا سهل انگاری و کوتاهی متخلف ثابت گردد تا مسئولیت او حزر شود؟ بالاخره حاصل این جدال عقیدتی چیست و رویه های قضایی و داوریهای بین المللی کدام خط مشی را دنبال می  کنند و چه نتیجه‌ی عملی بر آنها مترتب است. اساس و مبنای مسئولیت بین الملل موضوع دو نظریه بنیادین است: یکی نظریه خطا یا مسئولیت شخصی و دیگری نظریه خطر یا مسئولیت عینی

گفتار اول: بررسی نظریه خطا و خطر

مسئولیت دولت نیز مانند مسئولیت در حقوق داخلی دو مبنای کاملاً متفاوت دارد یکی مسئولیت به خاطر نقض تعهدات بین المللی (مسئولیت بر مبنای خطا) و دیگری مسئولیت به خاطر زیانهای ناشی از اعمالی که در حقوق بین الملل نقض نشده اند (مسئولیت مبتنی بر خطر)

پایان نامه مسئولیت بین المللی دولت در قبال اعمال زیانبار اشخاص حقیقی و حقوقی

در خصوص مسئولیت مبتنی بر خطا مؤلفان و صاحبنظران دو عقیده متفاوت را عنوان کرده اند: دسته اول رفتار همراه با سوء نیت و عمد را به عنوان «تقصیر» تلقی می کنند و معتقدند مسئولیت تنها در صورتی پدید می آید که عمل خلاف حقوق با سوء نیت یا عظمت همراه باشد. به عنوان مثال «ای سر» یکی از قضات مخالف در قضیه کانال کورمز، بیان می دارد که هیچ اقدامی زیان آور شناخته نمی شود مگر اینکه اقدام مذکور عمداً و همراه با سوءنیت ویا از روی غفلت توام با تقصیر ارتکاب یافته باشد.[۳]

در مقابل دسته دوم «تقصیر» را صرف غفلت اعمال خلاف حقوق بین الملل می دانند و داشتن سوءنیت و عنصر معنوی را برأی ایجاد مسئولیت نمی دانند به نظر می رسد نظر دوم صحیح باشد چرا که رویکرد اول بسیار محدود، دو پهلو و مبهم بوده و توسل به چنین عناصری تا این حد ذهنی با مسئولیت اشخاص حقوق بین الملل سازگار نمی باشد. طرح نهایی کمیسیون حقوق بین الملل در ماده ۱ خود نظریه اخیر را مطرح نموده و چنین عنوان می کند «هر امر و اقدام دولت که از لحاظ حقوق بین الملل غیر مشروع باشد موجب توجه مسئولیت بین المللی به وی می شود» با توجه به موارد مذکور می توان مسئولیت مبتنی بر خطا را چنین تعریف کرد: که عبارت از تعهدی است که یک دولت به علت عدم اجرأی تعهدات بین المللی خود در قبال دولت با دولتهای دیگر برأی جبران خسارت وارده شده پیدا می کند به عبارت دیگر مقررات مسئولیت به وقوع اعمال غیر قانونی و آثار حقوقی این اعمال مربوط می گردد.[۴]

در حقوق بین الملل سنتی مسئولیت دولت تنها بر اثر خطا یعنی فعل یا ترک فعل مغایر با تعهدات بین‌المللی به وجود می آمد اما پیشرفتهای تکنولوژیک این امکان را به وجود آورد که در اثر فعالیتهای قانونی یک دولت به اشخاص و اموال دولتهای دیگر خسارت وارد  آید و یا در عرض تهدید چنین خسارتی قرار گیرند. بنابرأین به تصریح درمورد مطلق بودن مسئولیت مبتنی بر خطا تردیدهایی به وجود آمد و نظریه مسئولیت مبتنی بر خطر وارد حقوق بین الملل شد.[۵] مسئولیت بین المللی براساس نظریه خطر زمانی محقق می شود که بین اعمال خلاف دولت  و خسارت وارده به دولت دیگر رابطه نسبیت وجود داشته باشد طبق این تعریف می توان به طور خلاصه چنین گفت که «داور خسارت موجب مسئولیت عامل خسارت می‌گردد.[۶]» کمیسیون حقوق بین الملل نیز در گزارش  خود به مجمع عمومی در سال ۱۹۶۹ طی نتیجه گیریهایی که از بررسی نخستین گزارش روبرتو اگو گزارشگر ویژه طرح مسئولیت دولتها به عمل آورد متذکر شد که کمیسیون به موازات مسئولیت دولت به خاطر اعمال غیر قانونی، اهمیت، مسئولیت در قبال خطرهای ناشی از انجام دادن برخی اعمال قانونی مانند فعالیتهای فضایی و هسته ای را نیز مورد تایید قرار می دهد.[۷] در سال ۱۹۷۸ بر همین اساس موضوع «مسئولیت بین المللی برأی آثار زیانبار ناشی از اعمالی که حقوق بین الملل منع نکرده است را در برنامه کاری خود قرار داده و سرانجام در سال ۲۰۰۰ در پنجاه و سومین نشست خود پیش نویس راجع به در جلوگیری از خسارات فرامرزی ناشی از فعالیتهای خطرناک» را تصویب کرد

[۱]- Admission of Responsibility

[۲]- اعلایی، لادن، همان، ص ۲٫

[۳]- بازیاری شورایی، علی، مسئولیت بین الملل دولتها، شیراز، انتشارات زر، ۱۳۸۰، ص ۱۷٫

[۴]- نگوین کک دین، پاتریک دیه و آلن بلمد، حقوق بین الملل عمومی ،ترجمه حسن حبیبی، جلد دوم، چاپ دوم، تهران اطلاعات، ۱۳۸۲، ص۸۲ .

[۵]- مستقیمی، بهرام، طارمی، مسعود، همان، ص ۴۶٫

مقاله - متن کامل - پایان نامه

[۶]- بازیاری شورایی، علی، همان.

[۷]- Un, Yilc, 1969, Vol, I. p. 233


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *