تخمين مواجهه و خطر بالقوه ناشي از مصرف اردك ماهي (Esox lucius)، شاه

تخمين مواجهه و خطر بالقوه ناشي از مصرف اردك ماهي (Esox lucius)، شاه
،حاوي سه فلز سرب (Cyprinus carpio)و كپور محلي (Chaleaiburnus chaleoide)كولي
كادميوم و كروم در بوميان حاشيه تالاب انزلي

چكيده
در اين بررسي غلظت سه فلز سمي غير ضروري سرب، كادميوم و كروم در بافت عضله سه گونه پرمصرف ماهي در حاشه تالاب انزلي (اردك ماهي، كپور محلي، شاه كولي) با استفاده از روش اسپكتروفتومتري جذب اتمي سنجش شد. بيشترين غلظت فلزات در بافت عضله اردك ماهي و كمترين در شاه كولي مشاهده گرديد ميانگين غلظت سرب، كادميوم و كروم در بافت عضله اردك ماهي به ترتيب 06/0±56/2، 04/0±23/0 و 11/0 ±24/1، كپور محلي 44/0± 56/1، 04/0±16/0 و 11/0±82/0 و شاه كولي 30/0 ±28/1، 09/0±10/0 و 20/0±52/0 ميكروگرم بر گرم وزن خشك بوده است و رابطه Pb>Cr>Cd در مورد همه گونهها برقرار بود. ميزان مواجهه و خطر بالقوه ناشي از مواجهه با مصرف ماهيان مورد مطالعه با استناد به دستورالعمل سازمان حفاظت محيط زيست آمريكا تخمين زده شد. غلظت فلزات بدست آمده در مقايسه با استانداردهاي جهاني در دو گونه اردك ماهي و كپور محلي مقدار سرب ( به ترتيب 51/0، 31/0 ميكروگرم بر گرم وزن تر) از استاندارد سازمان بهداشت جهاني (2007) ( 3/0 ميكروگرم بر گرم وزن تر) كمي بيشتر بدست آمد و اين در حاليست كه محتواي دو عنصر كادميوم و كروم در بافت عضله مقاديري بايينتر از حد استاندارد را نشان داد، همچنين بر طبق نتايج بدست آمده بيشترين ميانگين دوز مصرف روزانه به عنصر سرب اختصاص داشت كه در گونه اردك ماهي تالاب انزلي مشاهده گرديد. با اين وجود برآورد خطر بالقوه در بوميان در مورد همه گونههاي مورد بررسي مقداري كمتر از 1 را نشان داد كه بيانگر اين نكته است كه مصرف ماهي خطر بالقوهاي را براي مصرفكنندگان به دنبال نخواهد داشت.
واژگان كليدي: ماهي، تالاب انزلي، غلظت فلزات سنگين، سازمان بهداشت جهاني، خطر بالقوه.

مقدمه
مريم پناهنده1* نبياله منصوري2 نعمتاله خراساني3 عبدالرضا كرباسي4 برهان رياضي5

1. دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم تحقيقات تهران، دانشجوي دكتري علوم محيط زيست، تهران، ايران
2. دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران، دانشكده محيط زيست انرژي، تهران، ايران 3. دانشگاه تهران، دانشكده منابع طبيعي، كرج، ايران 4.دانشگاه تهران، دانشكده محيط زيست، تهران، ايران
5. دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران، دانشكده محيط زيست انرژي، تهران، ايران

* نويسنده مسئول مكاتبات
Maryamp_2006@yahoo.com
تاريخ دريافت: 18/03/1391 تاريخ پذيرش: 25/09/1392
كد مقاله:
اين مقاله برگرفته از پاياننامه دكتري است.

انسان غالباً در حال تغيير چشم اندازهاست كه ميتواند يك اثر دراماتيك بر روي جامعه گياهي و جانوري و در نتيجه سلامت اكوسيستم
داشته باشد. تحقيقات اساسي بر روي توسعه مدلهاي مختلف در جهان كه ميتواند در ارزيابي ريسك اكولوژيك مورد استفاده قرار گيرد صورت گرفته و تمام تلاش آنها متمركز براي ارزيابي احتمال يك نتيجه نامطلوب مشخص ناشي از عوامل آلاينده است. انواع بسياري از ارزيابيهاي زيست محيطي وجود دارد؛ هر كدام از نظر اهداف، رشتهها و مخاطبين متفاوت ميباشند (Suter, 1994). تاكيد فعاليتهاي ارزيابي ريسك عمدتاً متمركز بر شناسايي و بررسي آلايندهها، اثراتشان بر جوامع گياهي و جانوري و الگوههاي زيستي و فرآيندهاست
.(EPA, 2007)
عناصر فلزي ميتوانند در محيط آب به صورت محلو ل يا معلق باقي مانده، در اعماق رسوب يابند و يا توسط موجودات زنده جذب شوند، (2005Turkmen et al., )، ماهي قادر به بلع مستقيم فلزات و يا دريافت آنها به طور غيرمستقيم از طريق ذرات معلق موجود در آب ميباشد (2005Mendil et al., ) البته ميزان غلظت عناصر در بدن ماهي تحت تاثير فاكتورهايي مثل عوامل فصلي، تفاوتهاي بيولوژيكي، منبع تغذيهاي، وضعيت محيطي (شامل شيمي آب، شوري، درجه حرارت و آلوده كنندهها) و در نهايت روش فرآوري غذا قرار مي
.(Carvalho et al., 2005) گيرد
هدف از اين بررسي تخمين ميزان مواجهه انسان به واسطه مصرف ماهيان آلوده در اكوسيستم تالاب انزلي است چندين سال پيش Pastorok و همكاران در سال 2002 رويكردي را براي مدلسازي مواجهه در قبال مواد سمي در حيات وحش معرفي كردند. نويسندگان تحقيقات اخير به خاطر اين كه فرضيهها بر اساس تفاوت مكاني استفاده از زيستگاه و تفاوتهاي زماني نبود و 100 درصد آلايندهها در دسترس بودند مورد انتقاد قرار گرفتند. البته مدل اين محققين از اولين رويكردها براي ارزيابي مواجهه محسوب ميشود. بررسي مواجهه با عوامل آلاينده يكي از مهمترين بخشهاي گام دوم ارزيابي ريسك است (EPA, 1989) در اين مرحله: تمركز بر استرس زاهاي اصلي، جستجو بين ارتباط استرس زاها و پذيرندهها و اثرات منتج شده از آنها بر روي نقاط هدف بسيار حائز اهميت است. مدلهاي مختلفي براي بررسي مواجهه در ارزيابي ريسك وجود دارد. از مهمترين آنها مقايسه غلظت مواد آلاينده در حدواسطهاي زيست محيطي (بافت پذيرنده، آب، رسوب و …) و مقايسه آن با ارزش مبناي سميت است. البته اين مبنا براي گونهها و آلايندههاي مختلف متفاوت است. از آنجاي ي كه يكي از مهمترين راههاي در معرض قرار گرفتن انسان با سرب، كادميم و كروم دريافت اين عناصر از طريق منابع غذائي ميباشد لذا ارزيابي و كنترل ميزان آلودگي اقلام مختلف غذا و شناسايي منابع آلاينده، تعديل يا حذف آن تاثير قابل ملاحظهاي بر سلامت و طول عمر انسان خواهد داشت. گزارشهاي فراواني از كشورهاي مختلف و از جمله ايران در زمينه ارزيابي آلايندههاي مختلف شامل ( ;4002 Dugo et al.,Berg et al., 2000; Brooks et al., 1975; Amini Ranjbar and Shariat, 2006) وجود دارد. توجه به جايگاه ويژه ماهي به عنوان يك منبع مهم تامين پروتئين در استانهاي شمالي ايران بر آن شديم كه به بررسي ميزان مواجهه و اثرات ناشي از مصرف ماهيان حاوي سه فلز غير ضروري سرب، كادميوم و كروم بپردازيم.

مواد و روشها
بررسي غلظت فلزات سنگين
نمونههاي اردك ماهي، شاه كولي و كپور محلي در زمستان سال 1390 در تالاب انزلي به صورت تصادفي صيد گرديد. در مجموع 30 نمونه از هر گونه 10 نمونه توسط تور صيادي گرفته شد و در كلمنهاي يخ به آزمايشگاه انتقال داده شد. پس از تفكيك و شناسايي و تعيين مشخصات بيومتري مقدار از بافت عضلاني را جدا نموده و به مدت 24 ساعت در فر در دماي 80-100 درجه سانتيگراد كاملا خشك نموده و سپس بوسيله هاون نمونهها كاملا پودر نموده و پس از آن 5/0 گرم از بافت عضلاني پودر شده بوسيله ترازو با دقت 0001/0 توزين نموده و به آن 4 سيسي اسيد نيتريك غليظ و 1 سيسي اسيد پركلريك به آن اضافه نموده و به وسيله هيتر دايجست در دماي 120 درجه سانتيگراد هضم شيميايي نمونه صورت گرفت و پس از پايان هضم نمونهها و سرد شدن لولهها نمونهها را با كاغذ واتمن 42 صاف نموده و سپس محلول را با آب مقطر دو بار تقطير به حجم 50 سيسي رسانده ميشود و بدين صورت نمونهها آماده تزريق به دستگاه جذب اتمي ميباشد (Watling, 1981). همچنين به منظور ارزيابي خطا، نمونه شاهد نيز با هر سري از نمونهها آمادهسازي شد.كليه نمونههاي آماده شده به وسيلة دستگاه جذب اتمي شعله مدل Shimadzu AA/680 داراي لامپ دوتريم براي تصحيح زمينه و از شعلة هوا- استيلن تعيين مقدار ميگردد. جهت كشيدن خط كاليبراسيون، از محلولهاي استاندارد با غلظتهاي مختلف كه از محلول استاندارد مادر ( (Stock standard 1000 قسمت در ميليون تهيه شده بودند استفاده شد. براي ارزيابي صحت دادهها نيز از مواد مبنا استاندارد استفاده SRM (Standard Reference Material) گرديد. ريكاوري فلزات سرب، كادميوم وكروم به ترتيب 3/89، 3/99 و 95 بدست آمد. به منظور بررسيهاي آماري (تعيين ميانگين، محدوده تغييرات و انحراف معيار) از نرم افزار اكسل 2007 استفاده گرديد. براي اطمينان از نرمال بودن توزيع دادهها آزمون نرماليتي كلموگراف -اسميرنوف به كار رفت. پس از انجام آزمون نرماليتي، به منظور انجام آناليز آماري از آزمونهاي آماري غيرپارامتريك استفاده شد.
اگر چه غذاهاي شيلاتي از جمله محصولات غذايي هستند كه مزاياي زيادي براي مصرف كننده دارند اما مصرف بدون توجه به ايمني غذايي كار صحيحي نيست. از جمله ملاحظاتي كه بايستي در مصرف ماهي دخيل نمود اين است كه ماهي به اندازه مصرف شود كه سطح فلز مورد نظر در بدن از ميزان دوز مبنا فراتر نرود.
به منظور تخمين مواجهه انسان با ماهي آلوده به فلزات علاوه بر غلظت فلزات در بافت عضله ماهي فاكتور نرخ مصرف را طبق دستورالعمل USEP, 2000 محاسبه گرديد.

تخمين ميانگين دوز مصرف روزانه :
رابطه 1:

Average Daily Dose (mg/kg-day) = (C x IR x EF x ED)/ (BW x AT)
C: غلظت فلز در عضله ماهي مورد مصرف
IR: ميانگين نرخ مصرف ماهي 0312/0 (كيلوگرم در روز) (حدودا 30 گرم در روز) EF: فركانس مواجهه 365days/year ، (روز و سال)
ED: مدت مواجهه 70 years، (سال) BW: وزن بدن 70 kg، (كيلوگرم)
ED x 365 days/year = 70 years x 365 days/year ميانگين روزها براي مواد سرطان زا و غير سرطان زا :AT

بدين جهت در اين مرحله براي بررسي اثر به تخمين خطر بالقوه ناشي از مصرف ماهيان حاوي فلزات سمي پرداخته شد. از نسبت ميانگين دوز مصرف روزانه بر دوز مبنا (Rf) خطر بالقوه ناشي از هر فلز در ماهي محاسبه شد كه در رابطه 2 نشان داده شده است. از جمع خطرات ناشي از فلزات خطر بالقوه ناشي از مصرف هر ماهي را محاسبه خواهد شد. در نهايت خطرناك بودن آن را با مقايسه با مبنا 1 سنجيده شد كه اگر HQ<1 بدست آيد مصرف آن ماهي براي انسان داراي خطرات بالقوه بسيار بالايي است. از آنجايى كه ماهى به صورت وزنتر مورد مصرف قرار ميگيرد 80 درصد از وزن ماهيان را رطوبت تشكيل ميدهد، بدين منظور براي محاسبه فاكتور تصحيح وزن خشك به وزن تر از رابطه زير استفاده ميگردد با ضرب فاكتور تصحيح (2/0) در غلظت فلز در ماهي، مقدار فلز بر حسب وزنتر محاسبه ميگردد (UNEP, 1984). خطر بالقوه بر اساس دستورالعمل EPA: Hazard Qouitent = ADD / Oral RfD :2 رابطه خطر بالقوه حاصل از مواد غير سرطانزا در انسان :Hazard Qouitent ADD: ميانگين دوز روزانه (mg/kg-day)، Oral RfD: دوز مبنا ماده شيمايي با مصرف دهاني (mg/kg-day) به منظور بررسي هاي آماري در اين پژوهش براي تعيين ميانگين داده ها و محدوده تغييرات و انحراف معيار از نرم افزار EXCEL 2007 استفاده گرديد و نمودارهاي مربوطه رسم گرديد. همچنين به منظور بررسي نرمال بودن دادهها از آزمون كلموگروف- اسميرنوف از تحليل واريانس و آزمون دامنه چندگانه دانكن به منظور مقايسه ميانگين غلظت فلزات سنگين گونههاي مختلف استفاده شد. نتايج با توجه به نتايج بدست آمده از جدول 1 محدوده تغييرات طول كل بدن اردك ماهيان، كپور محلي، شاه كولي به ترتيب عبارتند از 466- 362، 305-145، 168-143 ميليمتر و حداكثر طول كل بدن در اين نمونهها در اردك ماهيان تالاب انزلي با ميانگين86/30 ± 10/416 و كمترين در شاه كولي تالاب انزلي با ميانگين30/7 ± 6/154 ميليمتر ديده شد. همانطور كه از نتايج بر ميآيد بيشترين وزن نيز مربوط به اردكماهي تالاب انزلي و كمترين مربوط به شاه كولي است. همچنين بر طيق نتايج بدست آمده از جدول 2 بيشترين غلظت عناصر در بافت عضله اردك ماهي و كمترين در بافت شاه كولي تالاب انزلي مشاهده شد. بنابر نتايج بدست آمده از تحليل واريانس يك طرفه، بين گونههاي مختلف از نظر غلظت تمام فلزات سنگين مورد مطالعه، تفاوت معنادار وجود دارد. براي مقايسه دو به دو گونهها نتيجه آزمون دانكن در جدول 3 آورده شده است. در هر ستون، گونههايي كه با يك حرف انگليسي مشخص شدهاند، تفاوت معناداري در سطح خطاي 05/0 وجود ندارند. بر اساس نتايج آزمون دامنه چندگانه دانكن، غلظت تمام فلزات سنگين با اختلاف معناداري از ساير گونهها در اردك ماهي بيشتر است. غلظت فلزات بدست آمده در مقايسه با استانداردهاي جهاني در دو گونه اردك ماهي و كپور محلي مقدار سرب ( 51/0، 31/0 ميكروگرم بر گرم وزنتر) از استاندارد سازمان جهاني (3/0 ميكروگرم بر گرم وزنتر) كمي بيشتر است. اما مقدار كادميوم در هر دو گونه از استاندارد سازمان بهداشت جهاني (2/0 ميكروگرم بر گرم وزنتر) مقداري كمتر را نشان داده است. با توجه به بررسي نتايج بدست آمده از جدول 4 بيشترين و كمترين دوز مصرف روزانه در مورد مصرف ماهيان تالاب انزلي با استناد به فرضيات موجود در رابطه 1 به ترتيب مربوط به عنصر سرب و كادميوم براي پذيرندههاي مورد مطالعه است. نتايج تخمين خطر ناشي از مصرف ماهيان مورد مطالعه در يك فرد بالغ در جدول 5 آورده شده است. مقادير بدست آمده در همه گونهها مقداري كمتر از يك را نشان داد كه ميتوان نتيجه گرفت كه مصرف ماهيان مورد نظر براي انسان خطر بالقوهاي را به همراه نخواهد داشت. بيشترين مقدار خطر تخمين زده شده از فلزات سمي موجود در تالاب انزلي براي انسان ناشي از مصرف اردك ماهي است و مصرف ماهي شاه كولي كمترين خطر بالقوه را به خود اختصاص داده است ولي در كل اين مقادير كمتر از يك بوده و خطر چنداني براي انسان ندارد. جدول 1: مقايسه خصوصيات فيزيولوژيكي گونه هاي مورد بررسي (اردكماهي، كپورمحلي، شاهكولي) در تالاب انزلي. مقادير ارائه شده ميانگين به همراه انحراف معيار و محدوده تغييرات تغييرات وزن بدن (گرم) تغييرات طول كل بدن(ميليمتر) نام ماهي ميانگين انحراف معيار محدوده تغييرات ميانگين محدوده تغييرات انحرافمعيار تعداد 557/90 190/44 889-377 416/10 30/86 466-362 10 اردك ماهي 214/9 118/90 336-45 240/30 56/95 305-145 10 كپور محلي 32/4 4/55 39-26 154/60 7/30 168-143 10 شاه كولي جدول 2: ميانگين غلظت فلزات سنگين سرب، كروم و كادميوم در سه گونه اردكماهي، كپورمحلي و شاهكولي. بر حسب ميكروگرم بر گرم وزن خشك به همراه انحراف معيار كروم كادميوم سرب تعداد نام ماهي 0/11±1/24 0/04±0/23 0/06±2/56 10 اردك ماهي 0/11±0/83 0/04±0/16 0/44±1/56 10 كپور محلي 0/20±0/52 0/09±0/10 0/30±1/28 10 شاه كولي جدول 3: نتايج مقايسه دو به دو گونهها با استفاده آزمون چندگانه دانكن. رديف گونه كروم كادميوم سرب 1 اردك ماهي c 0/24c 1/25c 56/2 2 ماهي كپور b 0/16b 0/81b 60/1 3 1/28a,b 0/10a 0/51a شاه كول جدول 4: ميانگين دوز مصرف روزانه ( ADD) فلزات (ميكروگرم بر كيلوگرم در روز). بالغين (70 كيلوگرم) با مدت مواجهه 70 سال براي مصرف كنندگاني كه ميانگين دوره زندگي خود را در منطقه مذكور هستند نام گونه كادميوم كروم سرب اردك ماهي 019/0 106/0 219/0 كپور محلي 036/0 071/0 133/0 شاه كولي 008/0 044/0 109/0 جدول 5: تخمين خطر بالقوه ناشي از فلزات سمي موجود در بافت عضله ماهيان (مورد مصرف بالغين) نام ماهي HI HQ توصيف خطر كرم سرب كادميوم اردكماهي 035/0 0007/0 019/0 054/0 اثرات ناچيز كپور محلي 023/0 0004/0 036/0 036/0 اثرات ناچيز شاهكولي 014/0 0003/0 008/0 020/0 اثرات ناچيز HQ*: خطر بالقوه ، HI : مجموع خطرات ناشي از فلزات بحث و نتيجه گيري يكي از مهمترين الزامات در دستورالعمل ارزيابي ريسك توجه به تخمين خطر ناشي از عوامل آلاينده در پذيرنده نهايي يعني انسان است. در بررسي حاضر نيز خطر بالقوه ناشي از فلز كادميوم و سرب در فازهاي مواجهه ميتواند اخطاري براي بروز اثرات سميت در شرايط مزمن براي حيات موجودات آبزي باشد. مصرف ماهي فايدههاي بسياري براي سلامتي انسان دارد (20002 ,.(Oomen et al. با اين وجود در آدمي اثرات سوئ كادميوم و سرب و فلزات سنگين ديگر در مواجهههاي مزمن بر سلامتي توسط بسياري از محققين بررسي شده است (1996 Burger and Gochfeld, 2005; Falcó et al.,). فلزات در محيطهاي آبي در بدن آبزيان تجمع مييابند و سپس از طريق زنجيره غذايي به بدن انسان منتقل ميشوند، به طوركلي تجمع فلزات سنگين در موجودات زنده وابسته با ميزان جذب آن آلاينده و نرخ متابوليسم آن موجود نسبت به اندازه بدن كنترل ميشود (2004 Dugo et al.,). توانايي موجودات براي جذب، تجمع، برداشت يا سمزدايي فلزات سنگين بطور اساسي با هم فرق ميكند. گونههايي كه داراي مقادير مشخصي از متالوتيونئينها و ليزوزومها باشند ميتوانند سميت اين فلزا ت را از بين ببرند (1989 Viarengo,) براساس نتايج ب ه دست آمده يكي از دلايل احتمالي نوسانات تجمع اين فلز ات سمي در اگر مقادير فلزات گونههاي مختلف ماهي را ميتوان به اين امر نسبت داد. با اين حال اگر محتواي فلزات سنگين زياد باشد، سميت آنها افزايش مييابد زيرا توانايي متالوتيونئينها و ليزوزومها براي از بين بردن اثر سمي آنها محدود است (1994 Roesijadi,). بنابراين مصرف ماهي بايد قانونمند باشد، Alam و همكاران طي يك بررسي در سال 2002 بر روي غلظت فلزات سنگين سمي در اندامهاي ماهي كپور (wild carps) در درياچه Lake Kasumigaura ژاپن بيان كرد كه غلظت فلزات در ماهيچه كمتر از بخشهاي ديگر است ولي به دليل مصرف زياد عضله نسبت به اعضاي ديگر توجه به غلظت عناصر در آن براي ارزيابي ريسك پررنگتر است. در بررسي Canli and Atli در سال 2003 بر روي چند گونه ماهي، مشاهده شد كه از ميان دو عنصر كادميوم و سرب بيشترين ميزان تجمع در عضله مربوط به عنصر سرب ميباشد كه با بررسي حاضر همخواني دارد. بالا بودن غلظت سرب در بافت عضله ميتواند ناشي از تمايل اين فلز به تجمع در بافتهاي پرتحرك آبزيان باشد (دادالهي سهراب و همكاران، 1387). اولين نشانه مسموميت با سرب، علائم عصبي، افزايش ناهنجاريهاي عصبي در كودكان و افزايش فشار خون در بزرگسالان است. از سوي ديگر عوارض مربوط به جنين خصوصاً در زمان رشد و توسعه سيستم عصبي جنين بسيار با اهميت است (اسماعيلي ساري، 1381). با توجه به نتايج بدست آمده غلظت سرب در بافت خوراكي اردكماهي از حد مجاز سازمان بهداشت جهاني بيشتر بوده است كه با نتايج اميني رنجبر و ستودهنيا، در سال 1384 همخواني دارد. بيشترين و كمترين ميانگين دوز مصرف روزانه در مورد مصرف ماهيان تالاب انزلي با استناد به فرضيات سازمان حفاظت محيط زيست آمريكا مربوط به عنصر سرب براي پذيرندههاي مورد مطالعه بود. همچنين بيشترين ميانگين دوز مصرف روزانه در اردكماهي تالاب انزلي و كمترين در شاهكولي مشاهده شد. با اين وجود با توجه به دوز مبنا در بررسي خطر بالقوه هيچ يك از گونههاي شاخص خطر بالاتر از يك را نشان ندادند و ميتوان گفت كه مصرف مجاز ماهيان مورد بررسي خطري براي مصرفكنندگان بوجود نميآورد. البته شدت اثر خطر ناشي از فلزات در پذيرندههاي مختلف با توجه به ميزان مصرف متفاوت است. ارزش عددي بدست آمده از خطر بالقوه (HQ) نبايد مستقيماً براي تخمين ريسك (Risk) مورد استفاده قرار گيرد (1996 USEPA,)، به عبارت ديگر دوز مبنا يك خط شاهد تيز بين مصرف امن و ناامن نيست (1992 Rodricks and Jackson,). ماهي به عنوان يكي از مهمترين مواد غذايي در جهان به ويژه براي مردمي كه در حاشيه درياها زندگي ميكنند محسوب ميشود، متخصصان تغذيه براي بهرهمندي از مزاياي سلامتي توصيه ميكنند كه مردم ماهي را در زنجيره غذاي خود بگنجانند اما با توجه به فابليت تجمع فلزات در بافتهاي بدن ماهيان ملاحظات ويژهاي در مصرف آنها بايد لحاظ شود. مضرات بالقوه از فلزات حاكي از آن است كه مردم نه تنها بايد مقادير كوچك از مواد غذايي آلوده را مصرف كنند بلكه بايد در مصرف مواد غذايي تنوع را براي جلوگيري از مقادير مصرف ناسالم فلزات سنگين در نظر بگيرند. اطلاعات در زمينه آلايندهها در طيف گستردهاي در مورد ماهيهاي تجاري به طور كلي در دسترس عموم مردم نيست. بنابراين، نشان ميدهد كه نياز بيشتر وجود دارد كه اطلاعات در مورد سطوح آلاينده در ماهي از مناطق خاص ارائه شود. اطلاعات در زمينه شناسايي دقيق گونهها ،محل جمعآوري، سطوح مجاز آلايندهها در ماهيهاي مناطق خاصي از جهان ميتواند به مردم اجازه دهد كه تصميمات آگاهانه بگيرند كه با مصرف ماهيان مناسب كمترين مقدار فلزات را به بدن برسانند (2000 MacDonald,). در كشورهايي مانند آمريكا سازمانهايي نظير سازمان دارو و غذا با قرار دادن الگوي صحيح مصرف از بسياري از مشكلات ناشي از وجود آلايندهها در غذاهاي دريايي پيشگيري ميكنند. بنابر اين ضروريست در ايران نيز علاوه بر تلاش براي افزايش سهم سرانه مصرف ماهي توجه ويژهاي به ايمني غذاهاي دريايي شود. همچنين پيشنهاد ميگردد مراكز تحقيقاتي مانند مركز تحقيقات شيلات و آبزي پروري و مراكز ديگر طرحهايي را در مورد آلودگي انواع ماهيان انجام داده تا كيفيت بهداشتي ماهيان مورد سنجش و ارزيابي قرار گيرد. سپاسگذاري نتايج بدست آمده از اين پژوهش با توجه به مساعدتهاي فراوان كارشناسان پژوهشكده آبزيپروري خزر به ويژه آقايان مهندس حجت خداپرست و هادي بابايي بوده است كه نهايت تشكر را از آنها داريم. منابع اميني رنجبر، غ .و ستوده نيا، ف.، 1384. تجمع فلزات سنگين در بافت عضله ماهي كفال درياي خزر در ارتباط با برخي مشخصات بيومتريك. مجله علمي شيلات ايران، سال چهاردهم، شماره 3، پاييز 1384، صفحات 1 تا 18. دادالهي سهراب، ع.، نبوي، م. و خيرور، ن.، 1387. ارتباط برخي مشخصات زيستسنجي با تجمع فلزات سنگين در بافت عضله و آبشش ماهي شيربت. در رودخانه اروند رود . مجله علمي شيلات ايران، سال هفدهم، شماره 4، زمستان 1387، صفحات 27 تا 23 اسماعيلي ساري، ع.، 1381. آلاينده ها، بهداشت و استاندارد محيط زيست . انتشارات نقش مهر، صفحه 768 Alam M. G. M., Tanaka A., Allinson G., Laurenson L. J. B., Stagnitti, F., and Snow E. T., 2002. A comparison of trace element concentrations in cultured and wild carp (Cyprinus carpio) of Lake Kasumigaura, Japan. Ecotoxicology and Environmental Safety, 53. 348–354. Amini Ranjbar G. H. and Shariat F., 2006. Trace metals (Cu, Cd, Zn, and Pb) in the liver and kidney of Acipenser persicus with relation to their concentration in the superficial sediments of the west coast of the southern Caspian Sea. Fishers Science, 5, 19-40. Brooks R. R., Lewis J. and Reeves R. D., 1975. Mercury and other heavy metals in trout of central north island, New Zealand. Marine and Fresh Water Research, 10. 233-244. Burger J. and Gochfeld, M., 2005. Heavy metals in commercial fish in New Jersey. Environmental Research, 99, 403–412. Canli M. and Atli G., 2003. The relationship between heavy metal (Cd, Cr, Cu, Fe, Pb, Zn) levels and the size of six Mediterranean fish species. Environmental Pollution, 121, pp. 129-130 Carvalho M. L., Santiago S. and Nunes M. L., 2005. Assessment of the essential element and heavy metal content of edible fish muscle. Analytical and Bioanalytical Chemistry, 382, 426-428 Dugo G., Pera L. L., Bruzzese A. and Maria T., 2004. Concentration of Cd, cu, Pb, Se and Zn in cultured Sea Bass (Dicentorachus labrax) from Tyrrhenian Sea. Food Control, 6. 146-152. EPA (Environmental Protection Agency), 2002. Risk assessment: Technical background information. RBG Table. Available from http://www.epa.gov./reg3hwmd/risk (online update: 23.03.2009). EPA (U.S. Environmental Protection Agency), 1989. Risk Assessment Guidance for Superfund. Volume II, Environmental Evaluation Manual, EPA/540/1-89/001, Washington, D.C. EPA. 1992. Framework for ecological risk assessment, EPA/630/R-92/001, Risk Assessment Forum, Washington, D.C. Falco G., Llobet J. M., Bocio A. and Domingo J. L., 1996. Daily intake of arsenic, cadmium, mercury, and lead by consump tion of edible marine species. Agricultural and Food Chemistry, 54. 6106-6112. FAO (Food and Agriculture Organization), 1983. Compilation of Legal Limits for Hazardous Substances in Fish and Fishery Products. Food and Agriculture Organization of the United Nations, Rome, Italy pp, 5-100. MacDonald D.D, Ingersoll C.G and Berger, T.A., 2000, Development and evaluation of consensus-based sediment quality guidelines for freshwater ecosystems. Arch Environ Contam Toxicol, 39. 20-31. Mendil D., Uluozlu O.D., Hasdemir E., Tuzen M., Sari H. and Suicmez M., 2005. Determination of trace metal levels in seven fish species in lakes in Tokat. Turkey.Food Chemistry, 90.175-179. Oomen C. M., Feskens E. J., Räsänen L., Fidanza, F., Nissinem, A.M., Menotti, A., Kok, F.J. and Kromhout, D., 2000. Fish consumption and coronary heart disease mortality in Finland, Italy and The Netherlands. American journal Epidemiol, 151.999– 1006. Pastorok R. A., Bartell S. M., Ferson S. L. and Ginsberg R. (eds). 2002. Ecological Modeling in Risk Assessment. Chemical Effects on Populations, Ecosystems and Landscapes. Lewis Publishers, Boca Raton, FL. Pourang N., Nikouyan A. and Dennis J. H., 2005. Trace element concentrations in fish, surficial sediment and water from northern part of the Persian Gulf. Environ Monit Assess, 109.293–316 Rodricks J. V. and Jackson B. A., 1992. Food constituents and contaminants. In Lippmann M (ed) Environmental toxicants—human exposure and their health effects. Van Nostrand Reinhold, NewYork, NY. pp. 266–298. Roesijadi G., 1994. Behaviour of metallothionein-bound metals in a natunal population of an estuarine mollusc, Marin Environmental Research, 38 .147. Suter, G. W., II. 1989. Ecological endpoints. In: Ecological assessments of hazardous waste sites: a field and laboratory reference document. Warren-Hicks, W; Parkhurst BR; Baker, SS, Jr, eds. Washington, DC: U.S. Environmental Protection Agency. EPA 600/3-89/013. Suter G. W., II. Gillett, J. W., & Norton S. B., 1994. Issue paper on characterization of exposure. In: Ecological risk assessment issue papers. Washington, DC: Risk Assessment Forum, U.S. Environmental Protection Agency, pp. 4-1 to 4-64. EPA/630/R-94/009. Suter, G.W., II, Vaughan, D. S. and Gardner R. H., 1983. Risk assessment by analysis of extrapolation error. A demonstration for effects of pollutants on fish. Environment Toxicology Chemistry, 2.369-377. Turkmen, A., Turkmen, M., Tepe Y. and Akyurt I., 2005. Heavy metals in three commercially valuable fish species from Iskenderun Bay, Northern East Mediterranean Sea, Turkey. Food chemistry, 91.167-172. UNEP, 1984. Sampeling of selected marine organisms and sample preparation for trace metal analysis- refrence metal for marine Pollution Studies, No.7, Rev.2. U.S. Environmental Protection Agency, 2007. Framework for Metals Risk Assessment, EPA 120/R07/001. Viarengo, A., 1989. Heavy metals in marine invertebrates: mechanisms of regulation and toxicity at the cellular level, Reviewes Aquatic Science 1. Watling, R. J., 1981. A menul of Method for use in the South Africa Marine pollution programms. South African National Scientific programs , Report 44 , 82 pp WHO/FAO., 2007. Joint FAO/WHO Food Standard Programme Codex Alimentarius Commission 13th Session Report of the Thirty Eight Session of the Codex Committee on Food Hygiene. Houston, United States of America, Alinorm 07/30/13.

Comments are Closed