تعهد سازمانی

تعهد سازماني يك نگرش درباره وفاداري كاركنان به سازمان و يك فرآيند مستمر است كه به واسطه مشاركت افراد در تصميمات سازماني، توجه افراد را به سازمان و موفقيت و رفاه سازمان نشان مي‌دهد (مقيمي، 1380).)، آلن و می یر[1] (1977)، تعهد را سا زه ای چند بعدی که قابلیت پیش بینی نتایج سازمانی متعددی مانند عملکرد، ترک خدمت، غیبت، سابقه خدمت و اهداف سازمانی را دارد، بیان کردند (صنوبر و عربلوی مقدم،1391). پورتر وهمکارانش[2] (1979)، تعهد سازماني را موجب پذيرش ارزش هاي سازمان و تمايل افراد به درگيري در سازمان تعريف مي کنند و آن را با معيارهاي  انگيزه، تمايل به ادامه فعاليت و پذيرش ارزش هاي سازمان اندازه گيري مي کنند. دراين بين، تمايل به معني علاقه و خواست قلبي فرد براي ادامه خدمت در سازمان است و نياز به اين معني است كه فرد به خاطر سرمايه گذاري هايي كه در سازمان انجام داده، ناچار به ادامه خدمت در آن است. بديهي است تعهد سازماني كاركنان زماني ارزشمند خواهد بود كه بر روي عملكرد سازمان تأثير مثبت داشته و موجب ارتقاء بهره وري سازمان گردد .

تعهد از نظر لغوی عبارت است از به‌کار گرفتن کاری، به‌عهده گرفتن، نگاه داشتن، عهد و پیمان بستن و در اصطلاح عبارت است از:

  • عمل متعهد شدن به یک مسئولیت و یا یک باور؛
  • عمل ارجاع یا اشاره به یک موضوع؛
  • تقبل یا عهده­دار شدن انجام کاری در آینده.

در فرهنگ لغت وبستر- مریام[3] ، واژه ی Commitment”” ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ: 1) ﻋﻤﻞ ﺳﭙﺮده ﮔﺬاري ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺳﺴﻪ 2)  ﺗﻮاﻓﻖ و ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري در آﻳﻨﺪه اﺳﺖ .

همچنين در علوم رفتاري و روانشناسي سازماني واژه ی “”Organizational commitment به معني تعهد سازماني است. تعهد سازماني يك نگرش مهم شغلي و سازماني است كه در طول سال هاي گذشته مورد علاقه بسياري از پژوهشگران رشته هاي رفتار سازماني و روانشناسي خصوصاً روانشناسي اجتماعي بوده است. اين نگرش در طول سه دهه گذشته دستخوش تغييراتي شده است.

پورتر تعهد سازمانی را پذیرش ارزش‌های آن و درگیر شدن در سازمان تعریف می‌کند و معیارهای اندازه‌گیری آن را شامل انگیزه، تمایل جهت ادامه کار و پذیرش ارزش های سازمان می‌داند.

بر اساس تعریف پورتر و همکاران (1979)، تعهد سازمانی شامل سه فاکتور زیر است:

  1. پذیرش و باور کامل به ارزش ها و اهداف سازمان؛
  2. اشتیاق به تلاش در سازمان؛
  3. تمایل شدید به ماندن در سازمان.

آلن و می یر (1991)، تعهد سازمانی را با سه فاکتور تعریف کردند. در تعریف آنها تعهد به عنوان  جهت گیری موثر به سمت سازمان، شناخت هزینه های مرتبط با ترک سازمان و ملاحظات اخلاقی برای ماندن در سازمان می باشد.

اریلی و چتمن[4] (1989)، تعهد سازمانی را به عنوان وابستگی روانی فرد به سازمان که شامل احساس درگیر بودن در کار، وفاداری و باور به ارزش های سازمانی می باشد، تعریف کرد.

میلر[5] (2003)، بیان کرد که تعهد سازمانی حالتی است که فرد هویت خود را در آن سازمان و اهدافش پیدا می کند و تمایل به ماندن در سازمان دارد.

[1] Allen and Meyer

2 Porter et al

1 WebsterMerriam

2 O’Reilly and Chatman

[5] Miller