• دانش و نوآوری در سازمان

نوآوری مفهومی چندبعدی و دارای چندین معیار است و نگرشی که در برگیرنده کل فرم های آن باشد بسیار دشوار است. نوآوری در یک تعریف کلی به صورت «استفاده تجاری از هرگونه ابداعات و اختراعات» خلاصه می‌گردد. در تعریف دیگر نوآوری را می‌توان به صورت «روند ایجاد نوظهوری در خدمات ارائه‌شده توسط شرکت‌ها، عملیات و نحوه تولیدات آن‌ها» مطرح کرد. تاکنون طبقه‌بندی‌های متعددی برای مفهوم نوآوری ارائه‌شده است که در دو گروه ماهیت و درجه نوآوری قرار می‌گیرند.

در مورد ماهیت و محتوای نوآوری چندین گروه مختلف نوآوری توسط محققین معرفی‌شده است که از میان آن‌ها موارد زیر پر کاربرتر و شناخته‌شده‌تر از سایرین هستند:

  • نوآوری مدیریتی
  • نوآوری تکنولوژیکی
  • نوآوری در فرایند
  • نوآوری در محصول

در ارتباط با شدت و درجه نوآوری نیز طبقه‌بندی‌های مختلفی وجود دارد از جمله:

  • نوآوری بنیانی/جزئی (به عنوان مثال کوبرگ[1] و همکاران، ۲۰۰۳)
  • نوآوری مقطعی/پیوسته (به عنوان مثال والش[2] و همکاران، ۲۰۰۲)
  • نوآوری تحول‌گرا/تکاملی (به عنوان مثال پاتراکسل و اولسن[3]، ۲۰۰۷)

بر خلاف نظریه‌پردازان سنتی نظیر شومپتر[4] (۱۹۴۳) که نوآوری را فعالیتی درونی حاصل از استقرار کارکردهای نوین در تولید قلمداد می‌نمود، طی سال‌های اخیر از نوآوری به عنوان فرایندی تعاملی متأثر از شمار زیادی از متغیرهای درونی و برونی سازمان و متشکل از خلق، انتشار و به‌کارگیری دانش یاد شده است. در ادبیات نوآوری تاکید بر نقش تعاملی دانش به طرق مختلف نمود می‌یابد. ۴ نظریه مختلف تعاملی بودن فرایند نوآوری را از لحاظ نظری پشتیبانی می‌نماید. اگرچه هر ۴ رویکرد بر جنبه تعاملی بودن نوآوری تاکید دارند با وجود این در برخی موارد تفاوت‌هایی میان آن‌ها مشاهده می‌گردد. که در ادامه به معرفی این ۴ تئوری پرداخته خواهد شد:

رویکرد محیط نوآورانه[5] (برای مثال آیدالت و کیبل[6] ،۱۹۸۸؛ کاماگنی[7] ،۱۹۹۱) – این رویکرد با نگاهی کلان و کلی نگر به بررسی نقش زیرساخت‌های محیطی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در یک ناحیه جغرافیایی در نوآوری می‌پردازد.

رویکرد نظام نوآوری[8] (برای مثال متکالف و روملگان[9]، ۲۰۰۸؛ بوتازی و پری[10]،۲۰۰۳) – مطابق این رویکرد، خلق نوآوری در بستر تعامل میان کلیه نهادهای دولتی و خصوصی نظیر بنگاه‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌های خصوصی و عمومی جهت تولید دانش و فنآوری حاصل می‌گردد. تعامل میان این واحدها ممکن است فنی، تجاری، حقوقی، اجتماعی و مالی باشد به نحوی که هدف این تعامل توسعه، حمایت، تامین مالی و یا تنظیم مقررات برای علوم و فناوری‌های جدید است.

رویکرد شبکه نوآوری[11] (برای مثال نیتو سانتاماریا[12]،۲۰۰۷؛ کاتزی و کراستون[13]،۲۰۰۸ )- همان‌گونه که عنوان شد، رویکرد نظام‌های نوآوری روی نهادهایی متمرکز است که از نوآوری حمایت می‌کنند و روابط بین شرکت‌ها و دیگر سازمان‌ها را بررسی می‌کند. اما ماهیت رسمی و غیر منعطف این روابط و ناتوانی در پاسخگویی به عدم قطعیت‌ها در محیط کسب کار امروزی در کنار نادیده گرفتن کنشگرهایی نظیر افراد جامعه و نیز و عدم توجه به دانش غیررسمی و ضمنی به عنوان بخشی از سرمایه‌های جامعه، موجب شد تا رویکرد دیگری به نام رویکرد شبکه‌های نوآوری، مطرح گردد اساس این مفهوم اشاره به برقراری رابطه میان تمام ارکان توسعه نوآوری نظیر افراد، سازمان‌ها، منابع دانش، ابزارها و غیره دارد و رویکردی منعطف و غیررسمی محسوب می‌شود. همچنین نگاه دولتی به مقوله توسعه نوآوری ندارد بلکه صرفاً وظیفه جهت‌دهی و نظم دهی (در برابر اداره و کنترل) برای دولت قائل است.

رویکرد سرریز دانش[14] و خوشه‌های صنعتی[15] (برای مثال مالبرگ و ماسکل[16]، ۲۰۰۲) توسعه از طریق خوشه‌های صنعتی، از مهم‌ترین استراتژی‌های توسعه اقتصادی است که در سال‌های اخیر به آن توجه فراوان شده است. در یک خوشه، بخش مهمی از جامعه موجود برای کسب صرفه‌های اقتصادی بیرونی با یکدیگر ارتباطات عمودی و افقی برقرار می‌کننــد و ضمن رقابت با یکدیگر در بسیاری از موارد، همکاری جمعی و اقدامات مشترک با تهدیدات و فرصت‌های مشترک دارند. ارتباط درونی این بنگاه‌ها و نهادها، کاهش‌دهنده هزینه‌ها و تسهیل‌کننده خلق و تسهیم موجودی مشترکی از تولیدات، فناوری، دانش سازمانی و درک نیاز مشــتریان برای تولید محصولات و خدمات بهتر در بازار است. سرریز دانش که معمولاً  به موازات مفهوم خوشه‌های صنعتی مطرح می‌گردد، تبادل ایده‌ها میان افراد است این تبادل ایده‌ها با سرریزها سبب ارتقا خلاقیت و نوآوری می‌گردد. در این رویکرد انتقال دانش فرایندی غیررسمی بوده و مکانیزم انتقال دانش در آن مورد بررسی قرار نمی‌گیرد (تادلینگ[17] و همکاران، ۲۰۰)  انتقال دانش می‌تواند از طریق الگوبرداری از رقبا، بهره‌گیری از مقالات علمی یا به خدمت گیری نیروی کار آموزش دیده باشد.

با در نظر گرفتن ۴ تئوری فوق در ارتباط با تعاملی بودن ماهیت نوآوری، تادلینگ در سال ۲۰۰۹ طبقه‌بندی جامعی از گونه‌های مختلف بر هم کنش دانش در پروسه نوآوری ارائه نمود.

[1] Koberg et al, 2003

[2] Walsh et al ,2002

[3] Patrakosol & Olson,  2007

[4] Schmpeter, 1934

[5] innovative milieux approach

[6] Aydalot & Keeble 1988

[7] Camagni  1991

[8] Innovation systems approach

[9] Metcalfe & Ramlogan 2008

[10] Bottazzi & Peri 2003

[11] Innovation networks  approach

[12] Nieto & Santamaria  2007

[13] Katzy & Crowston  2008

[14] Knowledge spillover

[15] Industrial clusters

[16] Malmberg & Maskell ,2002

[17] Totdling et al, 2009