عوامل موثر بر جذب گردشگری

2-5-1. بازاريابي[1]

بازاريابي در صنعت جهانگردي، پيش­بيني كردن نيازها و درخواست­هاي متغير گردشگران است كه در آن رضايت مشتري به عنوان مهمترين اصل براي بازاريابان بايستي مورد توجه قرار گيرد. توجه به بازاريابي جهانگردي، بعد از جنگ دوم جهاني شروع گرديد. بازاريابي و تحقيقات مربوط به آن در توسعه توريسم از امور بسيار مهم ضروري به شمار مي­رود. در اجراي اين امر لازم است كه آمار جهانگردان دقيقا مورد بررسي قرار گرفته و اثرات اقتصادي و مالي آن تجزيه و تحليل گرديده و با توجه به نتايج به دست آمده، طرح ها و برنامه­هاي لازم در جهت توسعه و تكامل جهانگردي پي­ريزي شود (ویرینگ و نایل[2]، 2009: 180).

در مسائل مربوط به بازاريابي، بايد انواع مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي كشورهاي مورد نظر و بازارهاي صادر كننده جهانگرد، دقيقاً مورد توجه و بررسي قرار گيرند تا بتوان بر اساس آنچه به دست آمده است، برنامه­هاي لازم را طرح ريزي نمود. در آغاز قرن جديد و در شرايطي كه از ارتباطات به عنوان ركن پيوند دهنده جوامع، تكنولوژي و تمدن ياد مي­شود، بي شك تبليغات به ويژه در حوزه صنعت نقشي پويا و ماندگار در ثبات اين ارتباطات خواهد داشت. اگر گسترش رسانه­هاي صوتي و تصويري از ابعاد ملي به فراملي و منطقه­اي به بين­المللي را مبناي اين نگرش قرار دهيم، خواهيم ديد كه رؤياي دهكده جهاني در حال تبديل به واقعيت است. بي ترديد جنگ­هاي آينده، فارغ از بكارگيري سلاح­هاي نظامي، جنگ تبليغات خواهد بود كه طلايه­هاي اين جنگ هم­اكنون در حال شكل گيري است. در بازاريابي علاوه برتنوع محصولات يك منطقه توريستي، بايد به تنوع بازار نيز توجه شود. اين دو موضوع با هم ارتباط نزديكي دارند. متنوع ساختن محصولات و بازار عامل مهمي در دستيابي به يك بخش گردشگري متوازن است. بخشي كه ظرفيت لازم را جهت جذب توريست در سراسر سال داشته باشد، از خدمات و تسهيلات گردشگري حداكثر بهره­برداري را بنمايد، در سراسر سال موجب رونق اشتغال و كسب درآمد باشد و بالاخره بطور مداوم سرمايه­گذاري كند. ساختار كنوني بازار در اكثر مقاصد گردشگري به يك يا دو بازار اصلي محدود مي­شود واين بازارها هم شديداً فصلي بوده و همواره دچار نوسان هستند. براي مثال، شهرهاي زيارتي مشهد و قم يا مناطق ساحلي درياي خزر نمونه­اي بارز از اينگونه بازارها هستند. در نتيجه اين شرايط بخش گردشگري از تعادل مطلوبي برخوردار نيست و نمي­تواند در سراسر سال منبعي براي درآمد باشد. اين وضعيت موجب تضعيف كلي بخش جهانگردي مي­شود وسبب مي­گردد كه اين بخش نتواند در حد لازم به تحقق اهداف توسعه اقتصادي و اجتماعي كمك كند. اگر ما به طور خلاصه و اجمالي بازاريابي را مديريت فرايندي بدانيم كه در آن تلاش مي­شود تا نيازها و احتياجات جهانگردان به بهترين نحو ممكن شناسايي، پيش­بيني و براي رضايت­مندي مشتريان، تمركز منابع صورت گيرد، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه شناخت و درك بازار و ويژگي­هاي جهانگردان، به عنوان اولين اصل و تمركز و به كارگيري حداكثر منابع به عنوان دومين اصل، بنيان­هاي يك بازاريابي موفق را تشكيل مي­دهد. پنج اصل مهم كه وجه تمايز ميان بازاريابي خدمات و بازاريابي صنعتي يا فروش سريع كالاي مصرفي هستند عبارتند از:

1- غير ملموس بودن.

2- ناپايدار بودن.

3- ناهمگون بودن.

4 – تفكيك ناپذيري.

5- غير تملكي بودن خدمات (رضوانی، 1374، ص119).

2-5-2. تبليغات[3]

تبليغ از طريق علائم و اطلاعات ديگر، يك ابزار ارزشمند براي جذب بازديدكنندگان به يك محل است. در اين راستا نقش تبليغات براي صنايعي چون توريسم، اهميت مضاعفي دارد چرا كه اين صنعت از مثلث امنيت اجتماعي – اقتصادي، فرهنگي و سياسي بهره مي­برد و تجميع اين سه شاخص در هر كشور قادر است تا تصوير زيبايي را از آن كشور در اذهان بين­المللي ترسيم كند.

تبليغات در توريسم معمولا جزء يكي از مهمترين وظايف هر سازمان توريستي است. تبليغات و سهم آن، نموداري از حدود فعاليت اين سازمان­ها بوده و در اين مورد بايد به اين نكته توجه گردد كه هر­گونه تبليغات در توريسم با در نظر گرفتن مقدورات پذيرايي از توريست­ها انجام پذيرد و چنانچه تبليغات به عمل آيد، ولي وسائل و تسهيلات لازم براي جهانگردان موجود نباشد، اين امر اثرات منفي به بار خواهد آورد. به طور­كلي در تبليغات بايد چند نكته مهم مورد توجه قرار گيرد كه از آن جمله مي­توان به موارد زير اشاره كرد:

– مسائل مربوط به روحيات و افكار عمومي.

– مسائل اجتماعي و سياسي و مسائل اقتصادي (لومسدن، ترجمه گوهریان، 1380، ص52).

درچارچوب جهانگردي منطقه اي بايد خصيصة مهمان نوازي سنتي ايرانيان تقويت شود و درعين حال مشاركت و مالكيت محلي بخش جهانگردي مورد حمايت قرار گيرد. لذا بايد مناطقي انتخاب شوند كه در آنها مردم محلي (شامل بخش جهانگردي) از طريق روابط سنتي كه ضرورتاً از لحاظ فرهنگي همگن نيستند، با يكديگر وابستگي داشته باشند. به طور مثال، يك تورگردان در يك قسمت از منطقه معمولاً‌تورگردانان قسمت­هاي همجوار منطقه خود را بخوبي مي­شناسد و اين امر حركت و جابجائي گردشگران و پذيرائي از آنها را تسهيل مي­كند واز اين طريق بخش گردشگري را در سطوح محلي تقويت مي­نمايد.

 

[1]. Marketing

[2]. Wearing & Neil

[3]. Publicity