. وقتی کارکنان به طور دائم برای انجام بهتر کارهای خود، توسط مدیران و سرپرستان سازمان آماده مي‌‌گردند، این احساس در آنان ایجاد مي‌‌شود که سرپرستان از شغل و سعادت آتی آنان مواظبت مي‌‌کنند و در پی این تفکر خود را جزئی از شرکت دانسته و نسبت به آن احساس تعلق خاطر مي‌‌نمایند.

2)انگیزش[18]

اصل دوم در نگهداری کارکنان، انگیزش است. کارکنان نیاز دارند که به طور مداوم تشویق و برانگیخته شوند. در صورت عدم وجود تشویق و انگیزش لازم، باهوش ترین و بهترین کارکنان هم از تسهیم دیدگاه ها، ایده‌ها و نظرات خود امتناع مي‌‌ورزند. کارکنان بیش از هر چیز برای ماندن در سازمان نیاز به آرامش و رضایت دارند(اویی، 2010). شارما و بهاتنگار(2009 :129) معتقدند که مدیران و سرپرستان نقش بزرگی در ایجاد رضایت و یا عدم رضایت کارکنان بازی مي‌‌کنند. این در حالی است که تعداد زیادی از کارکنان علت ترک شغل خود را نارضایتی از کارفرما اعلام کرده اند. در حقیقت آنان “کارفرمایشان راترک مي‌کنند و نه کارشان را”. روزول(168:2004)این عارضه را “سندرم کارفرمای بد[19]“نامیده است و برای اجتناب از آن پیشنهاد مي‌‌کند که مدیران به وعده‌هاي خود عمل کرده، به کارکنان خود اعتبار مناسب را بدهند، پنهانی در مورد آنان با دیگران صحبت نکنند و از تجاوز کردن به حریم خصوصی افراد اجتناب کنند. به طور کل با ایجاد رضایت و آرامش همراه با تشویق و قدردانی مي‌توان کارکنان را قادر به نوآوری ساخت و اینگونه بر اعتماد به نفس و انگیزه آنان افزود(اویی،2010).

3)آموزش و یادگیری[20]

آماده سازی و برانگیختن کارکنان توسط سرپرستان و مدیران، آنان را علاقمند به دریافت آموزش و در پی آن دستیابی به اهداف سازمانشان مي‌‌سازد و مسلما برای تحقق این منظور پیوسته بر مهارتهای خود مي‌‌افزایند.

4)اجرا[21]

کارکنان بعد از دریافت آموزشهای کافی و به دست آوردن دانش، در صدد هستند آنها را در صحنه عمل به منصه ظهور رسانند. آنان تلاش مي‌‌کنند بهترین عملکرد خود را ارائه دهند(اویی، 2010). چهار اصل ذکر شده داری یک حرکت چرخشی هستند. به صورتی که هر گام، مرحله بعد را به دنبال خود داشته و تا زمانی که تمامی مراحل به درستی انجام پذیرند، این فرایند ادامه خواهد داشت و نتیجه آن افزایش روز افزون علاقه و اشتیاق کارکنان به بهتر شدن و کاهش محدودیت‌هاي آنان برای رشد و پیشرفت در سازمان مي‌باشد.

ترکیب چهار اصل فوق، وفاداری و تعهد کارکنان را نسبت به سازمان افزایش داده و به نسبت آن از نرخ ترک شغل کاسته مي‌‌شود. به طور کلی استعدادها در جایی باقی خواهند ماند که:

-ارتباط خوبی با مدیر داشته باشند.

-فرصت‌هايي برای رشد شخصی و توسعه حرفه‌اي و شغلی وجو داشته باشد.

-تعادل بین شغل و زندگی وجود داشته باشد.

-شغل معناداری داشته باشد.

-آموزش کافی وجود داشته باشد(گاستیک و التون[22]، 2007)

به طور کل جمع ویژگی‌هاي فوق شرایطی را مي‌‌سازد که دلایل کارکنان با استعداد برای ماندن در سازمان، بیشتر از دلایل آنان برای رفتن باشد(اویی، 2010).

[1]-Deloitte

[2]-Global Resourcing

[3]-Globalization

[4]-Talent Mobility

[5]-Perrin

[6]-Byars & Rue

[7]-Srinivasan

[8]-Personality tests

[9]-Learning and Development

[10]-Succession Planning

[11]-Career guidance

[12]-Organization design

[13]-Role design

[14]-Working methods

[15]-Krauss

[16]-Kermally

[17]-Coach

[18]-Motivate

[19]-Bad Boss Syndrome

[20]-Learn

[21]-Perform

[22]-Gostick & Elton

  • 2