فلسفه مدیریت بازاریابی

پنج مفهوم و گرایش وجود دارد که سازمانهای انتفاعی و غیرانتفاعی میتوانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آنها را بررسی و پیگیری کنند.

گرایش تولید:

  •    مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند.
  •    مدیریت فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز مینماید.

گرایش فروش:

  •   مشتریان محصول را خریداری نمیکنند مگر اینکه برای فروش و تبلیغات و ترفیعات فعالیت های چشمگیری صورت پذیرد.
  •   محصولات باید فروخته شود نه اینکه خریداری شود مثل شرکتهای بیمه و احزاب.
  •   ریسک این روش بسیار بالاست و ممکن است مشتری برای همیشه از دست برود.
  •   در این روش فروش نقش اصلی دارد و رضایت مشتری در مرتبه دوم اهمیت است.

گرایش بازاریابی:

وظیفه اصلی هر سازمان تعیین نیازها، خواسته ها و ارزش های بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضاء آنها به گونه ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقباست.

مفروضات:

  •   سازمان رسالت خود را ارضاء خواسته های مشخص گروهی از مشتریان معین می داند.
  •   سازمان تشخیص میدهد که ارضاء خواسته ها مستلزم ایجاد برنامه ای پویا برای تحقیق بازاریابی جهت آگاهی از خواسته هاست
  •   سازمان تشخیص میدهد که فعالیتهای آن باید تحت کنترل آمیخته بازاریابی باشد.
  •   سازمان باور دارد که ارضاء مشتریان به نحو مطلوب باعث ایجاد وفاداری، اعتقاد، تکرار معامله و تجارت   می شود که همه عواملی حیاتی در برآورده شدن هدفهای سازمان هستند.

گرایش محصول

  •   مصرف کنندگان محصولاتی را که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید.
  •   سازمان انرژی خود را به بهبود دائم محصول اختصاص می دهد.

گرایش بازاریابی اجتماعی

  •   گرایش بازاریابی بر خواسته های مشتریان منتخب بیش از حد توجه میکند و رفاه اجتماعی را به حساب      نمی آورد.
  •   این گرایش طرفدار وسیعتر کردن فلسفه بازاریابی جهت منطبق کردن آن با فلسفه مسئولیت اجتماعی شرکتها است (روستا، 1393).