كيفيت آموزش و پرورش

با توجه به اينكه بسياري از كشورها و بالاخص كشورهاي در حال توسعه نسبت به نيازهاي اساسي خود منابع محدودي را در اختيار دارند، جامعه بايد قادر باشد تا اين منابع را براي مرتفع ساختن اين نيازها به نحوي تخصيص دهد تا رفاه مردم به حداكثر ممكن افزايش يابد. در اين ميان، يكي از حياتي ترين نيازهاي هر جامعه، آموزش و پرورش افراد آن جامعه مي‌باشد. اما با توجه به محدوديت منابع موجود در اقتصاد، سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آيا اولويت در تخصيص منابع بايستي در جهت كميت آموزش و پرورش باشد يا كيفيت آن؟ تجربه‌ي كشورهاي گوناگون نشان داده است كه كيفيت آموزش و پرورش مهمتر از كميت آن مي‌باشد زيرا كيفيت برتر آموزش قادر است منشاء تحولات عميقي در دانش‌آموزان باشد. چنين تحولاتي منجر به تواناييهاي بيشتر فردي و توليد افزونتر اجتماعي مي‌گردد. امروزه رشد اقتصادي مستلزم افرادي توانا و نيرومند است و اين كيفيت آموزش و پرورش است كه مي‌تواند چنين مردم توانمندي را تربيت كرده و به جامعه ارائه نمايد. اما كيفيت آموزش و پرورش بستگي به كيفيت عواملي دارد كه در توليد اين خدمت مشاركت مي‌نمايند. اين عوامل بطور خلاصه عبارتند از(حسن پور، 1391، ص 30):

الف- كيفيت دانش‌آموزان به عنوان دريافت كنندگان آموزش و متقاضيان تحصيل علم كه طرف تقاضا را تشكيل مي‌دهند: به طور كلي عواملي همچون شرايط اقتصادي والدين، انگيزه آموختن، تحرك اجتماعي، نسبت دانش‌آموز به معلم و تشويق والدين در كيفيت افراد بر ارتقاء سطح آموزش تأثير مي گذارد.

ب- كيفيت معلمين به عنوان عرضه كنندگان خدمات آموزشي و ارائه‌دهندگان دانش كه طرف عرضه را تشكيل مي‌دهند: امروزه كيفيت معلم به عنوان يكي از مهمترين عوامل تعيين كننده‌ي كيفيت آموزش و پرورش قلمداد مي‌شود. عوامل بسياري در كيفيت كار معلم دخالت دارند كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از: ميزان تحصيلات، آموزشهاي لازم براي تعليم، علاقه و انگيزه به تدريس، تعهد و مسئوليت در امر آموزش، ميزان تجربه و در نهايت ميزان حقوق و دستمزد دريافتي معلمين. بايد توجه داشت كه براي افزايش كيفيت آموزش و پرورش توجه به عوامل مؤثر در كيفيت كار معلمين ضروري است.

ج- كيفيت امكانات و تجهيزات ضروري براي فراهم كردن محيطي مطلوب براي آموزش كه در آن آموزش و پرورش افراد به صورت مفيدتري ارائه گردد: امكانات و تجهيزات آموزشي مي‌تواند نقش مؤثري در كيفيت آموزش و پرورش داشته باشد. وسايل و تجهيزات آموزشي (كتابها و تأسيسات زيربنايي مدارس) و كمك آموزشي (از قبيل فيلم، اسلايد، پوستر، نقشه، كامپيوتر و …) مي‌توانند انگيزه آموختن را در افراد تقويت نمايند.

د- كيفيت خدمات اداري سازمانهاي هدايت كننده و برنامه‌ريزان آموزشي در جامعه كه اهداف كمي و كيفي آموزش را براي جامعه ترسيم نموده و بر اساس آن منابع لازم را تخصيص مي‌دهند: در حقيقت، نحوه‌ي عمل مدارس تا حدود زيادي بستگي به كيفيت و نوع حمايت و پشتيباني نظام اداري و نحوه‌ي دخالت، نظارت و هدايت آن دارد. نظام اداري مي‌تواند از طريق تدوين قوانين، مقررات و آئين‌نامه‌هاي اجرايي، عملكرد مؤسسات آموزشي را از نزديك تحت كنترل خود قرار دهد. اين كنترلها مي‌تواند شامل بررسي امكانات آموزشي، فضاي آموزشي، ابعاد و كيفيت كلاسهاي درس، رعايت استانداردهاي آموزشي، نحوه‌ي امتحانات، رعايت موارد بهداشتي و امثال آن باشد. البته بايد توجه داشت در حالي كه نظام اداري مي‌تواند پشتيباني هاي لازم را در اختيار مدارس قرار داده و كيفيت آموزش و پرورش را ارتقاء بخشد گاهي نيز ممكن است به يك نظام بوركراتيك و ديوانسالار تبديل شده و مشكلي بر موانع ديگر بيافزايد.

در انتها بايد توجه داشت كه نبايستي كيفيت آموزش را تنها در ميزان توفيق دانش‌آموزان در طي مدارج تحصيلي و سطح نمرات آنان جستجو نمود. تغييرات و تحولاتي كه ناشي از حضور دانش‌آموزان در مدرسه مي‌باشد، همگي مي‌توانند در كيفيت كار آنها تأثير داشته باشند در حالي كه اين تحولات در چارچوب كيفيت آموزشي انعكاس نمي‌يابند.