دانلود پایان نامه

ایرانی است، که موجب عدم وجود پایگاهی قدرتمند برای احزاب شده. چون یک حزب واقعی باید از دل جامعه رشد کند.
به طور مختصر می‌توان گفت شرایط خاص و منحصربه فرد جغرافیای، فرهنگی و اجتماعی ایران مهمترین عامل عدم شکل‌گیری احزاب قدرتمند و منسجم بوده ،که می‌توان این مشکل را به مسئله‌ی عام تری چون دموکراسی هم نسبت داد.
بند دوم: شکاف‌های اجتماعی
به‌کارگیری مفهوم «شکاف‌های اجتماعی»27 می‌تواند، برای بررسی رابطه نیروهای اجتماعی با حیات سیاسی یک جامعه مفید باشد، منظور از شکاف‌های اجتماعی، عبارتند از: آن دسته از تمایزات قومی، فرهنگی، اقتصادی، 28اجتماعی، سیاسی و … که بخش‌های مختلف یک جامعه را از یکدیگر جدا می‌کند، در عین حال،درون هر یک از بخش‌ها، نوعی احساس هویت مشترک و هم‌بستگی به وجود می‌آورد(بشیریه، 1374، ص78).
این شکاف‌ها منشأ گروه بندی‌هایی عمده در یک جامعه هستند، شکاف‌های اجتماعی از یک نظر بیانگر الگوی توزیع و تخصیص منابع مختلف اجتماعی (ثروت، جنسیت، قدرت و …) در جامعه هستند، که به طور مختصر به آن اشاره می‌کنیم:
1-شکاف‌های قومی
اکثریت جمعیت ایران را مجموعه‌ای از اقلیت‌های قومی و زبانی تشکیل می‌دهند، ترک‌ها، کردها، اعراب، بلوچ ها، ترکمن، لرها و … بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت ایران محسوب می‌شوند، در طول یک قرن اخیر بیگانگی های زبانی و فرهنگی این اقوام با فارس‌ها در کنار احساس تبعیض در مورد نحوه توزیع منابع و ارزش‌ها، اضافه بر این عوامل سیاسی (داخلی و خارجی) گاه موجب تشدید تمایلات ،گریز از مرکز در میان این اقوام شده، شکاف‌های قومی در ایران چه در حالت فعال و چه در حالت غیرفعال همواره مانعی برای ادغام این اقوام در نهادهای سیاسی ملی از جمله تشکل‌ها و احزاب سیاسی به وجود آورده است ، البته گاهی در میان برخی از این اقوام، احزاب و گروه‌های سیاسی محلی شکل گرفته، اما این‌گونه احزاب و تشکل‌های سیاسی به دلیل صبغه های قومی و به ویژه تمایلات گریز از مرکز، نه تنها سوءظن دولت را برمی‌انگیخت اند، بلکه بی‌اعتمادی جریانات و تشکل‌های سیاسی (غیر قومی ) را نیز موجب می‌شده‌اند.
«شکاف های قومی حتی در اکثر کشورهای در حال توسعه مانعی جدی بر سر راه رسیدن به یک ثبات مطلوب بوده» (اسمیت،1380 ،ص125) .
شکاف‌های قومی در ایران بیش از بقیه شکاف‌ها حائز اهمیت است.
2-شکاف‌های مذهبی
وضعیتی شبیه به وضعیت اقلیت‌های قومی را می‌توان در میان اقلیت‌های مذهبی (چه مسلمان غیر شیعه و چه پیروان ادیان دیگر) مشاهده کرد، به ویژه آنجا که اقلیت‌های مذهبی در عین حال از اقلیت‌های قومی نیز محسوب می‌شده‌اند (نظیرکردها و ترکمن‌ها)، معمولاً این شکاف‌ها، عمیق‌تر و موانع ادغام آن‌ها در نهادهای مشارکتی ملی از جمله احزاب سیاسی، بیشتر می‌شده است.
2-1-تأثیرات فرقه های مذهبی
در مورد فرقه های مذهبی اگر چه در ایران نسبت به تشیع از پایگاه اجتماعی قدرتمندی برخوردار نیست ،اما گاهی به ابزاری تبدیل می شود برای کشورهای رقیب ودشمن برای اعمال فشار بر کشورها واز طریق آن سعی بر ناآرامی واختشاش در کشور مورد نظر را دارند. با تحریک عوامل خارجی فرقه ها به عنوان عامل بی ثباتی سیاسی نقش های چند گانه ذیل را به طور همزمان ایفا می کنند:
1- به تحریک عوامل خارجی، بر علیه دولت مستقر فعالیت می کنند.
2- دولت های خارجی به بهانه«حمایت از حقوق بشر» و«آزادیهای ادیان» دولت ها را تحت فشار قرار می دهد.
3- چون بسیاری از فرق فعالیت فرامرزی هم دارند، محمل ومنبعی مهم برای نفوذ و کسب اطلاعات از سوی دول خارجی می شوند.
4- گاه فرقه گرایی مذهبی ،عامل تنش در روابط خارجی دولت ها است. گاه فعالیت فرقه ها موجب طرح ادعاهایی نظیر نقض حقوق بشر از سوی سازمانهای بین المللی شده وعامل فشار خارجی بر علیه دولت ها می شود (حاجیانی، 1383،ص248-249-250).
گاهی دامنه تعارض ، بین فرقه ها توسعه یافته وتبدیل به تضاد فرقه ونظام سیاسی می شود، البته در مواقع بسیاری ، این رویارویی آشکار نیست، اما نفس اعمال خشونت بار اعضای فرقه علیه سایر شهروندان یا حکومت ، موجب بی ثباتی می شود. بنابراین فرقه گرایی از طریق ایجاد ودامن زدن به انواع تضادها، کشمکش ها وخشونت ها، نقش مستقیمی در ایجاد بی ثباتی سیاسی ایفا می کند، خشونت های فرقه ای در اشکال مختلفی قابل مشاهده است. نکته قابل توجه آن که بعضی از فرقه های مذهبی، علاوه بر فعالیت عادی و برخورداری از سازمان سیاسی، واحد های شبه نظامی هم دارند.
3-شکاف‌های فکری و فرهنگی
غیر از خرده فرهنگ‌های قومی و محلی، جامعه ایران در سطح کلی نیز فرهنگی چندگانه دارد. این چندگانگی فرهنگی عمدتاً محصول رویدادهای تاریخی بوده است.
«به عنوان مثال تعلق خاطر هم‌زمان افراد با ترکیبی از عقاید، افکار، سنت‌ها، شعائر و نهادهای باستانی، اسلامی و غربی و … خصوصیتی است که در زندگی روزمره بخش‌های وسیعی از مردم این سرزمین به چشم می‌خورد، بازتاب این خصایص در عرصه سیاست و از جمله در احزاب و تشکل‌های سیاسی نیز مشاهده می‌شود» (دلاوری، ،1379 ،ص226).
4-شناخت‌های مربوط به ساختار جمعیت
جمعیت ایران طی چند دهه اخیر، رشد سریعی داشته است و این به معنای افزایش نسبت جمعیت نوجوان و جوان، در مقایسه با میان‌سالان و سال‌خوردگان است. همواره در طول تاریخ، بین علایق، و نظریات و مواضع جوانان با میان‌سالان و سال‌خوردگان، شکافی وجود داشته است. تعمیق این شکا
ف نیز اثرات و عواقب سیاسی مهمی داشته است، تا آنجا که به احزاب و گروه‌های سیاسی مربوط است، اثرات این شکاف را می‌توان هم در تعدد و تنوع احزاب و گروه‌های سیاسی و هم در تمایلات و جهت‌گیری‌های این عذاب و گروه‌ها مشاهده کرد. و در مورد شکاف جنسیتی در یک قرن اخیر به خصوص بعد از انقلاب اسلامی، بخش عظیمی از جامعه را زنان تشکیل دادند، که امکان چندانی برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی نداشتند، غیرسیاسی بودن زنان علاوه بر این که نیمی از جمعیت را عملاً از صحنه سیاست دور می‌کند، تأثیرات قابل ملاحظه‌ای، بر ویژگی‌های سیاسی خانواده‌ها دارد (غیرسیاسی نگه داشتن فرزندان، ترس نسبت به سیاست و …) و نمی‌توان با دور بودن زنان از صحنه سیاست بی‌ارتباط دانست. ( همان ، ص227).
5-شکاف‌های طبقاتی
ساختار طبقاتی، قشربندی اجتماعی ایران در طی قرن اخیر بسیار پیچیده بوده است. این پیچیدگی از عوامل متعدد اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک سرچشمه گرفته است.
از لحاظ اقتصادی عمدتاً از طریق، ویژگی‌های شیوه تولید و معیشت آن جامعه بر ساخت یابی، طبقاتی اثر می‌گذارد.
اما ساخت یاب طبقاتی، صرفاً از عوامل اقتصادی ناشی نمی‌شود، در این مورد باید به عوامل متعدد سیاسی، ایدئولوژیک روانی و اجتماعی نیز توجه کرد. ایجاد و گسترش دولت متمرکز و بوروکراتیک در طی قرن اخیر و برخورداری چنین دولتی از منابع مستقل و وسیع اقتصادی (درآمد نفتی) و همچنین تمایل و تلاش آن در جهت پیشبرد اصلاحات اقتصادی و اجتماعی می‌تواند دولت را به عنوان یک عامل مهم در ساخت یابی طبقاتی در ایران در نظر بگیریم. به هر حال، ساخت یابی طبقاتی ایران در یک قرن اخیر تحت تأثیر همه این عوامل (اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و …) بسی متنوع و پیچیده است و به تبع آن شکاف‌های گوناگون با ویژگی‌های خاص در این زمینه نیز به وجود آورده است (همان،ص228).
آنچه مسلم است برای رسیدن به احزاب قوی و منسجم و کارآمد نمی‌توان یک شبه و یا به‌عبارتی در یک برهه زمانی کوتاه به آن دست یافت، همان مشکلی که در مورد دموکراسی می‌توان به آن اشاره کرد، که باید از کوچک‌ترین نهاداجتماعی جامعه شروع به شکل‌گیری کند، و آنگاه به بالاترین نهادهای حکومتی سرایت کند، باید یک فرایند از پایین به بالا باشد، و ساختار سازی از بالا نمی‌تواند چاره گشا باشد، در مورد احزاب هم همین‌طور.
و اگر احزاب بخواهند با این شرایط (شکاف‌های اجتماعی آزادانه و فعالان شکل بگیرند، هر حزب تبدیل می‌شود به تجلی گاه هر قویت و فرهنگ در ایران و به خصوص قومیتی. بدین ترتیب این حالت نمی‌تواند حالت واقعی و مطلوب یک حزب باشد. و این حالت اصلاً برای کشور و نظام مطلوب نیست.
بررسی موانع پیش روی تحزب در این تحقیق ، موانع ساختاری(انتخابات آزاد، منصفانه، آزادانه فعایت کردن،و……..)، نیست. بلکه ما در این تحقیق به بررسی موانعی می پردازیم که با وجود بر طرف شدن موانع ساختاری ، همچنان پابرجاست.
گفتار دوم: شرایط احزاب بعد از مرحلة شکل‌گیری با توجه به جایگاه امروزی حزب
قبل از اینکه بخواهیم مشکلات پیش روی حزب در ایران راه پس از شکل‌گیری بررسی کنیم باید جایگاه امروزی حزب را در مرحله ثبات سیاسی بررسی کنیم.
بند اول: جایگاه احزاب در ساختار نظام‌های مدرن امروزی
از یک‌ طرف بررسی احزاب در کشورهای تازه به استقلال رسیده، و وسعت عملکرد آن‌ها در زمینه‌های مختلف ،که به دلیل نبود تخصص و تنوع ساختاری در این جوامع پیش می‌آید، و از طرف دیگر آثار جانبی که احزاب کشورهای صنعتی از خود بر جای می‌گذارد. سبب شده است که عده زیادی از علاقه‌مندان به مطالعات حزبی تحلیل کلاسیک از عملکرد حزب را کافی ندانسته، و با استفاده از رهیافت‌های جدید در علوم اجتماعی و خصوصاً تحت تأثیر برداشت‌های فنکسیونالیسمی به مطالعه همه‌جانبه در این زمینه بپردازند.
1-بررسی جامعه شناختی
1-1- تحلیل فنکسیونالیسمی(تعامل کارکرد گرایانه، بین نوسازی سیاسی واقتصادی)
تحلیل فنکسیونالیستی از پدیده‌های اجتماعی و سیاسی به کنش‌های متقابلی که بین پدیده و محیط بر قرار است توجه دارد. این نظر تا حد زیادی تحت تأثیر نظریات زیست‌شناسان کسانی چون جامعه‌شناس انگلیسی (هربرت اسپنسر)29 و در دهه‌های بعد از جنگ جهانی اول و افرادی مانند (ون برتالانفی)30 زیست‌شناس قرار دارد. که سازمان‌های اجتماعی و سیاسی را به موجودی زنده، و رابطه این سازمان‌ها با کل سیستم را، به رابطه موجود زنده و محیط اطرافش تشبیه می‌کند، برخلاف باور ساختارگرایان، مبتنی بر اینکه مطالعه ساختارهای اجتماعی برای شناخت پدیده کفایت می‌کند(نقیب زاده، 1368،ص3)..
مشکل اساسی کشورهایی جهان سومی ودر حال توسعه ، مانند ایران این است که تصور می کنند می توانند با الگو برداری از نظامهای توسعه یافته به همان اندازه موفق باشند . اولا استقرار چنین نظامهایی نیاز به پیش زمینه هایی دارد، که بدون آن عملی نخواهد شد ، دوما هر کشوری باید با توجه به ویژگی های اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی خود اقدام به ساختار سازی کند.
1-1-1-نظریات آلموند و پاول
«آلموند31 وپاول32، تا آنجا پیش می روند که کلیه ساختارهای اجتماعی را از حیث معنای سیاسی شان در شکل بندی نظام سیاسی موثر می شمارد. پس تنها، شیوه تنسیق حقوقی نهادها نیست، که رژیم سیاسی را معنا می بخشد، بلکه مجموعه این ترکیب باید در پیوند با سایر عوامل پیرامونی، از حکومتی یا غیر حکومتی، مورد ملاحظه قرار گیردتا بتوان به درس
تی، کم وکیف آن را باز شناخت. دیوید ایستون عوامل اکو لوژیک، زیستی، اجتماعی و روانی را همچون محیط زیست نظام های سیاسی بر می شمرد، و مانند دو صاحب نظر بالا معتقد است، که نظام سیاسی با سایر نظامهای اجتماعی، داد وستد وتبادل دارد، در آن ها نفوذ می کند، واز آن رنگ وبو می گیرد. لذا رژیم سیاسی هر کشور، خاص همان کشور است ودارای خصلت هایی اجتماعی ویژه ای است که تنها از زاویه حقوق بدان نمی توان نگریست وفورا انگ وعنوان خاصی بر آن وارد آور»د(قاضی،1383،ص353).
کارکردگرایان بر این باورند که بر حسب محیط، از ساختارهای متشابه عملکردهای متفاوتی نیز پدید می‌آید، زیرا کارکرد هر‌ساختار، چیزی جز پاسخ به مقتضیات محیط نیست، و لذا این محیط است که عملکرد هر‌ساختار را تعیین می‌کند، و به قول «فرانک سورف»33 نحوه انجام عملکرد نیز به نوبه خود تعیین‌کننده ساختار است. بر این اساس، حزب نیز مانند سایر سازمان‌های سیاسی و اجتماعی از داشتن چنین رابطه‌ای با محیط مستثنی نیست، به بیان دیگر فرهنگ و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأثیر عمیقی بر نحوه ایفای نقش احزاب و حتی بر ساختار آن‌ها دارد.
«اینکه احزاب در کشورهای جهان سوم

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید