موردعلاقه شان کاملا آزاد باشند و حتی وقتی می توانند کارها را با مهارتی هنرمندانه انجام دهند به خود مغرور می گردند.
 ENTJ
ENTJ ها که آنان را ژنرال۲۲ مینامیم، دارای بالاترین میزان مدیریت میدانی و سازماندهی در شرایط مختلف هستند. ژنرالها که به سختی حدود ۲درصد از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند، افرادی هستند که برای رهبری به دنیا آمدهاند. به نظر میرسد قدرت سازماندهی آنها از قدرت تحلیل کردنشان قویتر است. آنان ترجیح میدهند که تصمیماتشان بر اساس اطلاعات غیرشخصی باشد و میخواهند بر روی برنامههایی کارکنند که به خوبی طرحریزی شده باشند.
ENTP
از این پس ENTP ها را مخترع۲۳ می نامیم. مخترعان با ابداعات و روحیه کارآفرینشان همیشه به دنبال راهحلهای بهتر هستند، پیوسته چشم به اجرای پروژهها، سازمانها و فرایندهای جدید بستهاند. مخترعان به شدت عملگرا بوده و در راه اختراع مؤثرترین ابزارها در رسیدن به اهدافشان تبدیل به افرادی خبره میشوند. مخترعان معمولاً در محیط کار خود همرنگ دیگران نمیشوند و تا زمانیکه شرایط کاریشان بیش از حد ملالتآور نشده باشد میتوانند در محل کارشان دوام بیاورند. فارغ از شغل و کاری که دارند، مخترعان استعداد خارقالعادهای را در رسیدن به مدارج بالای مسئولیتی از خود نشان میدهند.
INTJ
INTJ ها یا استراتژیستها۲۴ یک سروگردن از بقیه در برنامهریزی در شرایط احتمالی بالاتر هستند. رهبرانی به شدت لایق و کارآمد هستند؛ به هیچ وجه اشتیاقی به فرماندادن ندارند. هدف آنها بهرهوری و کارایی حداکثری است. آنها معمولاً اتفاقات و شرایط مثبت را بازگو کرده و از نظردهی به اتفاقات منفی پرهیز میکنند. بیشتر علاقمند این هستند که سازمان را رو به جلو هدایت کنند تا اینکه در اشتباهات گذشته درجا بزنند.
INTP
INTP ها که کرسی آنها را مهندس۲۵ نامیده است، طراحان چیرهدست تمام انواع سیستمهای نظری میباشند. آنان در مورد عملیکردن ایدههایشان هیچ اغماضی نمیکنند، به شدت کنجکاو بوده و همیشه به دنبال بهترین وسیلهها برای رسیدن به اهدافشان هستند. معمولاً گفتهها حاکی از آن است که آنها به غیر از دوستان نزدیکشان با بقیه خجالتی هستند و به سختی می توان به عمق شخصیتی آنها پیبرد. مهندسین بیش از هر تیپ دیگری قادر به تمرکز هستند و اغلب ترجیح میدهند که در محل کار خود تنها باشند.
ENFP
ENFP ها یا قهرمانان۲۶ بیش از دیگر افراد به تجربیات عاطفی اهمیت میدهند. قهرمانان به شدت متکی به خود بوده و اشتیاق شدیدی به حوزه عملکردی و اعتباری شخصی خود دارند. در حقیقت، قهرمانان پیوسته در حال بررسی و پویش محیط اجتماعی اطراف خود هستند و هیچ شخصیت مرموز یا انگیزه خاموشی قادر به فرار از توجه آنها نیست. قهرمانان رابطه خوبی با مردم دارند و معمولاً گستره وسیعی از ارتباطات فردی را شکل میدهند.
ENFJ
ENFJ ها که شاخصترین نماد آنها معلمان۲۷ میباشند، اگر شغلشان معلمی نباشد هم پیوسته به فکر این کار هستند و قادرند توانایی بالقوه یادگیرندگان را به راحتی به آنها یادآوری کنند. شاید بتوان گفت در میان تمام تیپها خوشبیانترین آنها بوده، در فنون زبانی و شفاهی نیز قدرتمند هستند. معلمان کارهایی را دوست دارند که مشخص و سازماندهیشده باشد و ساعتها برای کارهایشان زمانبندی خواهندکرد. معلمان نسبت به دیگران به شدت حساس هستند و گفته میشود که حس شهود آنها به خوبی رشدکردهاست.
INFJ
INFJ ها یا مشاوران۲۸ میل و رغبت فوقالعادهای در فراهمآوردن رفاه دیگران دارند و قادرند تعاملات شخصی قدرتمندی را با مردم برقرار کنند. آنها افرادی هستند به شدت خصوصی، با یک زندگی درونی پیچیده. مشاوران تمایل دارند تا به صورت مؤثری در سازمانها فعالیت کنند. به هماهنگی کارکنان ارزش گذاشته و هرکاری میکنند تا به کارکرد صحیح و بیعیبونقص سازمان کمک کنند. مشاورین به شدت شهودی هستند و میتوانند احساسات یا قصد و نیت افراد را- چه خوب چه بد- تشخیص بدهند، حتی پیش از اینکه خود شخص متوجهشود.
INFP
INFP ها یا به اصطلاح دکتر کرسی شفادهندگان۲۹، چهره ای آرام و متین داشته و حتی از دید دیگران شاید کمی خجالتی به نظر برسند؛ اما در درونشان همه چیز هستند جز خجالتی و میتوانند دارای خصوصیت جالبی برای محافظت از خود باشند که به ندرت در میان دیگر تیپها دیده میشود. شوق و اشتیاق اصلی آنها برطرفکردن منازعات و تناقضاتی است که منجر به دردسرافتادن افراد و یا ازهمپاشیدهشدن گروهها میشود. شفادهندگان در محیطکار افرادی انطباقپذیر هستند. از ایدهها و اطلاعات جدید استقبال کرده و در موقعیتهای پیچیده و دشوار صبور هستند، اما از جزئیات روتین متنفرند و صبر خود را از دست میدهند.
۲-۶- مبانی رفتار گروه و شناخت تیم
گروه: دو یا چند نفر که رابطه متقابل بایکدیگر دارند گرد هم میآیند تا به هدف خاصی دست یابند. رفتار گروه مجموع رفتار افراد را تشکیل نمیدهد وگروه دارای ویژگیهای دیگری است.
گروهها را خود به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم میشوند:
گروه رسمی : همان ساختار سازمانی که در آن گروههای کاری و کاری که باید انجام گیرد مشخص شده است.
گروه غیر رسمی: مجموعههای بدون ساختار سازماندهیشده است که در محیط کاری تشکیل میشود و واکنش طبیعی در برابر نیازهایی است که در سایه تماسهای اجتماعی اعضا بهوجود آمدهاست تا آن نیازها را رفع کند.
انواع گروه رسمی:
۱-گروه حاکم: نمودار سازمانی این گروه را تعریف میکند و بر زیردستان تحمیل میشود.
۲-گروه تخصصی: از افرادی تشکیل شدهاست که جهت انجام کاری برمیآیند.
انواع گروه غیر رسمی:
۱-گروه ذینفع: کسانی که با گروه حاکم یا تخصصی نزدیک یا دور میشوند تا به هدف خاصی برسند.
۲- گروه دوستی: که تقریبا دارای وجوه و ویژگیهای مشترکی هستند.
مدارک و شواهد گویای این است که اگر نوع کار به مهارتها، تجربه و دیدگاههای گوناگون نیاز داشته باشد، تیم به مراتب بهتر از فرد عمل میکند. سازمانها میتوانند با تشکیل تیمهایی از افراد زبده و متخصص در زمینه رقابت به صورتی مؤثر و با کارایی عملکنند و از تمام تواناییها و استعدادهای افراد نخبه نهایت استفاده را ببرند، تیم انعطافپذیری بیشتری دارد و در مقایسه با دوایر سنتی یا گروههای دیگر در برابر پدیده تغییر واکنشی مناسبتر نشان میدهد.
۲-۶-۱- تفاوت گروه با تیم ( گروه کاری)
گروه: دو یا چند نفر که رابطه و وابستگی متقابل با یکدیگر دارند، گرد هم میآیند تا به هدفهای خاصی دست یابند.
گروه کاری: گروهی است که اصولاً به سبب وجود رابطه متقابل، اعضا اطلاعات مبادله کرده و به یکدیگر کمک میکنند تا تصمیمی گرفته شود و در حوزه مسئولیت خود، یکدیگر را یاری میدهند.
در گروه همافزایی مثبت مطرح نیست و الزامی ندارد که کار گروه از مجموع تلاش اعضا بیشتر شود. اما درتیم کاری پدیده همافزایی مشاهده میشود. تلاش افراد موجب عملکردی میگردد که از مجموع عملکرد اعضا بیشتر است. اگر مدیریت بخواهد عملکرد سازمان بهبود یابد باید بداند که از طریق تشکیل تیم به چنین هدفی خواهد رسید.
مقایسه تیم و گروه:

شکل ( ۲-۵ ). مقایسه تیم و گروه
جدول ( ۲-۶ ). مقایسه تیم و گروه
تیم
معیار
گروه
عملکرد گروهی
هدف
سهیمشدن در اطلاعات
مثبت
همافزایی
خنثی ( گاهی منفی )
انفرادی و گروهی
حسابپسدهی
انفرادی
مکمل یکدیگر
مهارتها
تصادفی و گوناگون

۲-۶-۲- انواع تیم
تیمها عبارتند از: تیم حل کننده مسأله، تیم خودگردان و تیم متخصص.
۱) تیم حل کننده مسأله
هر دایره از سازمان هفتهای چند ساعت گرد هم میآیند و درباره مسائلی چون بهبود کیفیت، کارایی و محیطکار صحبت میکنند ، ما این تیمها را تیم حلکننده مسأله مینامیم.
۲) تیمهای خودگردان
تیمهای مستقل که نهتنها مسائل را حل کنند، بلکه جنبه اجرائی را نیز به عهده گیرند و مسئولیت کامل نتیجه کار را عهدهدار گردند. معمولاً تیمهای خودگردان از ۱۰ تا ۱۵ نفر تشکیل میگردند و مسئولیتهای سرپرستان پیشین را بر عهده میگیرند.
۳) تیمهای متخصص ( چندوظیفهای )
افراد این تیم متعلق به یک سطح ( در سلسلهمراتب اختیارات سازمانی ) هستند، ولی دارای تخصصهای گوناگونند و برای انجام یک کار تخصصی گرد هم میآیند. به طور خلاصه، تیم تخصصی ابزار یا وسیلهای موثر است که افراد متخصص یک سازمان ( حتی متعلق به چند سازمان ) را گرد هم میآورد تا اطلاعات رد و بدل نمایند، نظرات جدید ارائه کنند، مسائل را حل نمایند و کارهای طرحها یا پروژههای پیچیده را هماهنگ نمایند. بدیهی است که تیمهای متخصص تهدیدی برای مدیریت به حساب نمی آیند. آغاز کار این تیمها بسیار وقتگیر است، چون اعضا باید همدیگر را بشناسند و از تخصص و شیوه اندیشه یکدیگر آگاه گردند.

شکل ( ۲-۶ ). انواع تیم ( از چپ به راست ): تیم حلکننده مسأله، تیم خودگردان و تیم متخصص
۲-۶-۳- خلق تیمهایی با عملکرد عالی
۱) اندازه یا بزرگی تیم کاری
معمولاً بهترین تیمها آنهایی هستند که کوچک باشند. اگر تعداد افراد تیم زیاد باشد به زحمت میتوان تیم را منسجم نمود، اگر قرار است تیم اثربخش باشد، مدیر نباید اجازه دهد که تعداد اعضا به بیش از ۱۲ نفر برسد.
۲) توانایی اعضا
یک تیم برای این که به صورتی اثربخش کار کند باید دارای سه مهارت باشد:
۱- بهکارگیری افراد متخصص فنی.
۲- افرادی که در امر حل مسأله و تصمیمگیری دارای مهارت لازم باشند.
۳- در زمینه روابط انسانی دارای مهارتهای خوبی باشند.
۳) تخصیص نقش و بهبود مهارتها
مدیر باید نقاط ضعف و قوت افراد را شناسایی کند و بر همان اساس جایگاه وی را در تیم تعیین نماید و افراد را در پستهایی بگمارد که از نظر سلیقه و مهارت شایسته آن کارها هستند.
۴) تعهد به هدف مشترک
تیمهای اثر بخش دارای هدف مشترکی هستند و میتوان بدان وسیله افراد را هدایت نمود به گونهای که آنان در این باره تعهدات لازم را بنمایند.
۵) تعیین هدفهای خاص
تیم موفق میکوشد تا هدف مشترک را به صورت هدفهای مشخص، کوچک، قابلسنجش و واقعی درآورد. هدفهای ویژه به اعضای تیم و کل تیم انرژی میدهد. وجود هدفهای خاص به تیم کمک میکند که همواره بر روی نتایج تأکید و توجه خود را به آن معطوف نماید .
۶) رهبری و ساختار
تیم برای این که در مورد ویژگیهای کار و شیوهای که باید امور را هماهنگ کند و مهارتهای افراد را متناسب با کارها نماید، به رهبر و ساختار نیاز دارد. این کار میتواند به وسیله مدیریت یا به وسیله اعضای تیم انجام شود.
۷) نقصانپذیری تیم و حسابپسدهی
تیمهای موفق اعضای خود را وادار میکنند که

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید