نظریه‌های مرتبط با رفتارهای شهروندی سازمانی

صاحب نظران برای درک بهتر رفتارهای شهروندی سازمانی، تئوری‌های مرتبط با این پدیده را شناسایی و مورد بررسی قرار دادند. در ادامه این تئوری‌ها به طور مختصر مطرح خواهند شد تا ماهیت و فلسفه وجودری این پدیده بیشتر روشن گردد.

 

 

2-2-4-1- نظریه تبادل اجتماعی

رفتار شهروندی مظهری است از تدوری تبادل اجتماعی که برای اولین بار توسط بلاو در سال 1964 اراده شد و در ادامه توسط کونوفسکی و پاک در سال 1994 تکمیل گردید. این تئوری بیان می‌دارد، افراد هنگامی که از فعالیت‌ها و اقدامات هر موجودیتی سود و منفعت کسب می‌نمایند، خود را متعهد و ملزم به ادای دین نموده و سعی در جبران و واکنش متقابل دارند. تبادل اجتماعی به عنوان یک تبادل و تعامل بین دو گروه تعریف شده‌است که در آن به طور صریح و مشخص معلوم نیست که چیزی مبادله خواهد شد. یک طرف مبادله با ارائه چیزی با ارزش به طرف مقابل از روی تمایل و طیب خاطر می‌باشد مانند ارائه یک خدمت، ارائه یک کالای با ارزش، ادای احترام و تحسین طرف مقابل شروع به اجرای فرایند تبادل اجتماعی می‌نمایند. در ادامه طرف مقابل نیز به ازای جبران این خدمات شروع به عکس العمل دادن به طرف مقابل می نامیند که این عکس العمل ها می تواند در قالب رفتارهای شهروندی سازمانی بروز کند. در حقیقت ریشه تئوری تبادل اجتماعی در مفهوم معامله متقابل قرار دارد. به طور کلی افراد دوست دارند که همان طور که آنها با سایرین رفتار می‌نمایند، دیگران نیز در قبال آنها همان گونه رفتار نمایند. اگر رفتار سرپرستی با کارمندش منصفانه باشد، کارمند برای نشان دادن عمل متقابل سعی در افزایش و بهبود عملکرد خود دارد. مفهوم مبادله متقابل تنها به رابطه کارمند-سرپرست محدود نمی‌شود، بلکه بین هر دو طرف مبادله مانند پدر-فرزند، همکار-همکار و … نیز این مفهوم حاکم می‌باشد (ککونووسکی و پاک[1]، 1994).

2-2-4-2- نظریه تبادل رهبر عضو

نظریه‌های تبادل متعددی به توصیف رابطه بین دو یا چند نفر در سازمان می‌پردازند. نظریه تبادل رهبر-عضو یکی از این نظریه‌ها است که برای اولین بار توسط دن سریون[2]، گرین[3] و هاگا[4] (1975) تحت عنوان تئوری ارتباط دو به دو عمودی مطرح شد. مبنای این تئوری این است که رهبران سازمان با همه کارشناسانشان در درون سازمان به‌طور یکسان برخورد نکرده‌اند و به یک چشم به آن‌ها نگاه نمی‌کنند. در حقیقت بر مبنای این تئوری، کارکنان در داخل یک گروه، یک تیم و یا یک بخش از سازمان به دو بخش مجزا تقسیم می‌شوند:

الف) افراد داخل گروه

ب)افراد خارج گروه

افراد داخل گروه (افراد منتخب رهبران) بیش از حد وظایف شغلی خود، در موفقیت سازمان مشارکت دارند و مسؤلیت پذیری بیشتری در قبال انجام تمام و کمال وظایف محوله دارند. در عوض، رهبران و سرپرستان این قبیل افراد نیز توجه، حساسیت و حمایت بیشتری را در قبال این افراد و در مقایسه با سایررین از خود نشان می‌دهند. در مقابل، افراد خارج گروه (افراد غیر منتخب گروه) تنها به انجام وظایف محوله خود، آن هم در حد استاندارد تعریف شده اکتفا می‌کنند (هافمن و همکاران[5]، 2003).

باید اشاره کرد مطالعات متعددی به وجود رابطه بین این نظریه و رفتارهای شهروندی سازمانی پی بردند (دلوگا[6]، 1998). صاحب نظران در مطالعات خود به این نتیجه رسیده‌اند که وجود یک رابطه قوی و محکم بین سرپرستان و کارکنان باعث خواهد شد تا کارکنان تمایل بیشتری به ارائه رفتارهای خارج از نقش خود داشته باشند. آن‌ها دو دلیل مشابه اما بنیادین برای وجود یک چنین تعامل قوی بین رهبر و عضو بیان می‌کنند:

الف) احساس امنیت، اعتماد و آرامش خاطری که کارکنان نسبت به سرپرستان خود دارند.

ب) وجود اعتماد بین دو طرف مبادله. یعنی میزان اعتمادی که یک کارمند نسبت به سرپرست خود در سازمان احساس می‌کند.

فیدلر[7] (1967)، رابطه رهبر و عضو را به عنوان درجه و اندازه‌ای از اعتماد، اطمینان به نفس و احترامی که اعضا نسبت به رهبران خود احساس می‌نمایند تعریف می‌کند. وی معتقد است که اگر یک کارمند رابطه بهتری با سرپرست خود داشته باشد، به احتمال قوی، ارائه رفتارهای شهروندی سازمانی به‌واسطه وجود عواملی چون اعتماد، رضایت شغلی و اعتماد به نفس در حد بالایی خواهد بود. وچ نیز در مطالعات خود اشاده می‌کند که کارکننان به خاطر وجود اعتماد دو طرفه بین آن‌ها و سرپرستشان، حاضر به ارائه رفتارهای شهروندی سازمانی می‌باشند و بالعکس (وچ، 2002).

 

2-2-4-3- نظریه X و Y

داگلاس مک گرگور (1960) دو نظریه در رابطه با رفتار و عملکرد ارائه نمود. این دو نئوری که در تقابل با یکدیگر قرار دارند، تحت عنوان نظریه X و Y مطرح می‌شوند. باید اشاره کرد که این دو نظریه توسط بسیاری از صاحب نظران عرصه رفتار سازمانی، به منظور توصیف کارکنانی که رفتارهای شهروندی سازمانی از خود نشان می‌دهند و آن‌هایی که از بروز این گونه رفتارها خودداری می‌نمایند، بکار گرفته شده‌است. نظریه X افرادی که کار را دوست ندارند و از پذیرش شغل امتناع می‌ورزند و حتی تمایلی برای پذیرش مسؤلیت ندارند و به طور کلی نمونه بارزی از افرادی می‌باشند که تمایلی به ارائه رفتارهای شهروندی سازمانی ندارند. این افراد از حداقل سطوح عملکرد مورد انتظار پار را فراتر نمی‌گذارند و از سطح عملکرد پایینی نیز برخوردارند. اما نظریه Y یعنی افرادی که مسؤلیت‌های اضافی را با جان و دل می‌پذیرند، خود برانگیخته و قادر به تصمیم هستند، نمونه بارزی از افرادی هستند که بسیاری از رفتارهای شهروندی را از خود نشان می‌دهند و طبق نظریه تبادل رهبر-عضو جزو افراد داخل گروه می‌باشند (فتاحی و حسنی، 1386).

[1] Kokonovskey & Pock

[2] Dan Seryon

[3] Green

[4] Haga

[5] Hoffman et al

[6] Deloga

[7] Fidler