نوآوری استراتژیک[1]

نوآوری در تدوین استراتژی به”مفهوم سازی مجدد آنچه که به کل کسب و کار مربوط می شود و به نوبه خود منجر به شیوه متفاوت ایفای نقش در کسب و کار موجود می شود” اطلاق می گردد. نوآوری استراتژیک زمانی تحقق می یابد که شرکت ضعف های خود را در صنعت مشخص نماید و بعد از آن این ضعف ها به بازار انبوه جدیدی تبدیل شود . بسانکو و دیگران[2] (1996) نوآوری استراتژیک را بهبود استراتژی های رقابتی جدید که برای شرکت ارزش آفرینی می کند ، تعریف می کنند. در این مطالعه توجه عمده نوآوری استراتژیک بر سنجش توانایی سازمان برای مدیریت اهداف بلندپروازانه سازمانی و شناسایی شکاف های موجود بین این اهداف با منابع موجود به منظور افزایش خلاقانه منابع محدود می باشد.

در بسیاری از سازمان ها ، نوآوری استراتژیک با چالش های عدیده ای مواجه است. یکی از توجیهات این است که شرکت هایی که در بازارهای موجود[3] بسیار موفق هستند ، ضرورتی برای تغییر احساس نمی کنند. تحت شرایط دیگر، شرکت ها نیاز برای تغییر را تشخیص داده اند اما به علت عدم اطمینان تغییر، ظرفیت های لازم برای اداره تغییر یا درنگ برای پذیرش ریسک را ندارند.

تحقیقات تجربی در زمینه نوآوری استراتژیک بسیار محدود است. بیشتر نویسندگان نوآوری استراتژیک را به عنوان یکی از مؤلفه های نوآوری سازمانی در نظر نمی گیرند بلکه برخی دیگر نوآوری استراتژیک را همان نوآوری سازمانی می دانند. برای مثال میلر و فریزن[4] (1983) ریسک پذیری اجرایی[5] در استفاده و بهره برداری از فرصت های رشد نامعلوم را معیار مهم نوآوری سازمانی
می دانند. کاپن و دیگران[6] (1992) گرایش استراتژیک یک شرکت برای پیشگام بودن را یک بعد نوآوری سازمانی می دانند. اولونتیس و دیگران[7] (1994) گرایشات آشکار نوآوری استراتژیک[8]
را نوآوری سازمانی می دانند. (وانگ و احمد، 2004، 306)

پنج بعد نوآوری که در بالا معرفی شدند به هم مرتبط اند. بخصوص نوآوری در محصول و نوآوری در بازار در هم عجین شده اند. هم نوآوری در محصول و هم نوآوری در بازار برون گرا[9] و
بازار- محور[10] هستند درحالیکه نوآوری فرایندی و رفتاری درون گرا[11] بوده و بر نیازهای نوآوری های محصول و بازار توجه می کنند. نوآوری استراتژیک بر توانایی سازمان برای تشخیص فرصت های بیرونی (شناسایی به موقع یک مد) و تطبیق فرصت های بیرونی با قابلیت های داخلی به منظور ارائه محصولات جدید و جستجوی بازارهای جدید تأکید می کند. نوآوری محصول و بازار ، نوآوری های فرایندی ، رفتاری و استراتژیک را دربرمی گیرند. این پنج بعد از نوآوری با هم نشان دهنده نوآوری کلی سازمان است. (وانگ و احمد، 2004، 306)

[1] . strategic innovativeness

[2] . Besanko et al.

[3] . existing market

[4] . Miller & Friesen

[5] . executive´s risk taking

[6] . Capon et al

[7] . Avlonitis  et al.

[8] . manifested strategic innovation intentions

[9] . externally-focused

[10] . market-based

[11] . internally-focused