اعضای خانواده های شیرونومیده۲۹، تریکوپترا۳۰ و افمروپترا۳۱ و همچنین بقایای سخت پوستان مخصوصاًPontoporeia affinis و Mysis oculata تشکیل می دهند. شدت تغذیه در این گونه بالا و شاخص پُری معده ممکن است به ۲۱۲ % برسد. در سیستمهای پرورشی، ترکیب غذایی مختلف است. ماهی چرخ شده جزء مهمی از غذا (حدود ۵۰ % ترکیب غذا ) را تشکیل می دهد. در اروپای غربی جهت تغذیه این ماهیان عمدتاً از غذاهای تجاری استفاده می کنند (شبیه به انواعی که در پرورش قزل آلا استفاده می شود). با توجه به رفتار تغذیه ای تاسماهیان، استفاده از پلتهای با قابلیت دوام و پایداری بالا در آب مناسبتر است. میزان غذادهی در مناطق مختلف متفاوت است. مثلاً در اروپای غربی این میزان ۵/۱ – ۱ % وزن بدن و در جمهوری فدراتیو روسیه ۴% وزن بدن است (‌Holcik, 1989). حداقل نیاز پروتئینی برای حصول حداکثر رشد و نمو در تاسماهی سیبری تقریبا ۴۰ % است (Moore et al., 1988).
۱-۱۲- رشد
سرعت رشد این گونه در محیط های طبیعی بسته به شرایط حاکم بسیار متفاوت است. بیشترین سرعت رشد مربوط به رودخانه اُب و دریاچه بایکال است. بطور کلی سرعت رشد این گونه با حرکت از بخشهای غربی به سمت نواحی شرقی شدیداً کاهش می یابد. تمامی محققین بر این باورند که سرعت رشد این گونه در هر دو جنس نر و ماده یکسان است. پس از انتقال این ماهی به حوضه های آبی اروپا سرعت رشد آن به شدت افزایش یافته است. در بین تاسماهیانی که در آبهای گرم پرورش می یابند پتانسیل رشدی خاصی وجود دارد. این قابلیت در شرایطی است که نوسانات سالیانه دما بین ۱۰ درجه سانتیگراد در زمستان و ۳۰ – ۲۵ درجه سانتیگراد در تابستان باشد. متوسط وزن بدن در تاسماهیان رشد یافته در شرایط پرورشی نسبت به انواع مشابه در آبهای طبیعی ممکن است تا ۱۰ برابر بیشتر باشد (‌Holcik, 1989).
۱-۱۳- اهمیت اقتصادی تاس ماهی سیبری
تاس ماهی سیبری از دهه ی ۱۹۴۰ به دلیل انعطاف پذیری بالا نسبت به شرایط محیطی و پرورشی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در دهه ۱۹۵۰ آزمایشهایی برای معرفی این گونه به محیط آبهای باز (دریای بالتیک) یا مکان های بسته (دریاچه ها) انجام گرفت (FAO, 2009).
پرورش این گونه در شوروی سابق در دهه ی ۱۹۷۰ شروع شد. در این زمان اولین گروه از والدینی که از رودخانه لنا سرچشمه گرفته بودند به عنوان یک مدل زیستی وارد فرانسه شدند. از آن پس پراکنش این گونه سرعت گرفت و علاوه بر روسیه (کشور مبدا) در اروپا (بلژیک, فرانسه, ایتالیا, آلمان, هلند و اسپانیا), آمریکا (ایالات متحده و اروگوئه) و آسیا (چین) نیز شناخته شد. حضور آن به میزان زیادی در کشور های دیگر حداقل در مقیاس آزمایشی احتمال می رود (شکل ۱-۴) (FAO, 2009). به صورت کلی این گونه چشم انداز خوبی را برای آبزی پروری در اروپا ایجاد کرده است (Steffen et al., 1990; Williot et al., 2001).

شکل ۱-۴- تولید جهانی تاس ماهی سیبری حاصل از فعالیت های آبزی پروری (FAO, 2009)
این گونه روند رشد خوبی را در انواع سیستم های تولید و در تانک ها با اندازه و شکلهای مختلف نشان داده است (Williot et al., 1993). مزیت دیگر این گونه امکان دستیابی به رسیدگی جنسی در اسارت می باشد (Ronayi et al., 1989; Ronayi et al., 1990). نتایج تحقیقات اولیه بر تغذیه و فیزیولوژی غذایی تاس ماهی سیبری آینده ای روشن را وعده داده است (Dabrowski et al., 1985; Medal & Kaushik, 1989; Williot et al., 2001).
این گونه همچنین نسبت به دیگر گونه ها نظیر قزل آلا درجات بالاتری از تغییرات پارامترهای کیفی آب را تحمل می کند (Williot et al., 1993). از پرورش تاس ماهی سیبری در استخرهای طراحی شده برای قزل آلا نتیجه گیری شده است که این گونه قادر به رشد مناسب در واحدهای پرورشی با اکسیژن محلول نسبتاً پایین و غلظت بالای آمونیاک می باشد (Koksal et al., 2000). علاوه بر این نظر می رسد که این گونه قادر به تحمل تراکم بالای ذخیره سازی نیز می باشد (زارع، ۱۳۸۶Koksal et al., 2000; ). به عقیده یPyka & Kolman (1997) به نظر می رسد رشد بهتر تاس ماهی سیبری در آبهای اروپا، به دلیل دمای بالاتر آبهای آن منطقه در مقایسه با محیط بومی زندگی این گونه باشد.
این گونه در اواخر اسفند ماه سال ۱۳۸۳ در راستای فراهم نمودن بانک ژنی تمام گونه های تاسماهیان که در راس آنها ۵ گونه دریای خزر (فیلماهی، تاسماهی ایرانی، تاسماهی روسی، ازون برون و شیپ) قرار دارند، از کشور مجارستان وارد ایران شد. شاید از دلایل انتخاب این گونه از بین انواع گونه های ساکن مناطق آبی جهان، قابلیتهای ویژه در این گونه باشد که سبب شده بعنوان یک گونه مناسب پرورشی جهت معرفی به منابع آبی جدید و برای اهداف آبزی پروری مورد توجه قرار بگیرد. طبیعی است که قبل از هر اقدامی در زمینه پرورش این گونه و سازگار کردن آن به سیستمهای پرورشی ایران بایستی مطالعاتی پایه بر روی رشد، تغذیه و فیزیولوژی آن انجام گیرد. مطالعاتی بر روی این گونه صورت گرفته است ازجمله: زارع و همکاران و حسن علی پور و همکاران در سال ۱۳۸۶ بر روی استرس تراکم و عزیزیان و همکاران و ابراهیمی و همکاران در سال ۱۳۸۸ بر روی تغذیه این گونه مطالعاتی انجام داده اند.

۱-۱۴- پیشینه تحقیق
در زمینه ی رشد جبرانی بر روی گونه Acipencer baerii مطالعاتی صورت نگرفته است. مطالعات صورت گرفته در زمینه ی رشد جبرانی بر روی سایر گونه ها به شرح ذیل می باشد:
Jobling و همکاران در سال ۱۹۹۴ دوره های گرسنگی و غذادهی مجدد را بر روی ماهی کاد اقیانوس اطلس بررسی کردند. این محققین بیان کردند ماهی کاد بعد از غذادهی مجدد رشد جبرانی را همراه با احیاء سریع و کامل وزن بدن نشان دادند.
Hayward و همکاران در سال ۱۹۹۷ رشد جبرانی را در هیبرید خورشید ماهی مورد مطالعه قرار دادند. آن ها با اعمال دوره های گرسنگی کوتاه مدت ۲، ۴، ۶، ۱۰ و ۱۴ و متعاقب آن غذادهی مجدد گزارش دادند که هیبرید خورشید ماهی جبران بیش از حد را نشان داد چرا که وزن بدن در تیمارهای با محرومیت غذایی نسبت به گروه شاهد بالاتر بود.
Wang و همکاران در سال۲۰۰۰ رشد جبرانی را در هیبرید تیلاپیا بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که در هضم پذیری، کارایی غذا و پروتئین و کارایی نگهداری انرژی بین گروه های گرسنه مانده و گروه های شاهد در طول دوره تغذیه مجدد تفاوت قابل توجهی مشاهده نشد و همچنین در طول این دوره غذاگیری و نرخ رشد ویژه در گروه های گرسنه مانده بالاتر بود.
Gaylord & Gatlin در سال ۲۰۰۱ با تحقیق بر روی گربه ماهی روگاهی متوجه شدند که رشد جبرانی در پاسخ به رژیم غذایی محدود شده دیده می شود و همچنین به این نتیجه رسیدند که رژیم غذایی محدود شده قادر است در طول دوره تغذیه مجدد میزان رشد را افزایش دهد.
Tian, & Qin در سال ۲۰۰۳ اثرات دوره های هفتگی گرسنگی (۱، ۲ و ۳ هفته گرسنگی) و غذادهی مجدد را در ماهی باراموندی بررسی کردند. این محققین پی بردند که میزان رشد جبران در این ماهی به طول دوره ی محرومیت غذایی بستگی دارد. همچنین بیان کردند افزایش میزان تغذیه در دوره ی غذادهی مجدد دلیل اصلی رشد جبرانی در این ماهی بود.
Nikki و همکاران در سال ۲۰۰۴ با بررسی رشد جبرانی در بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان به این نتیجه رسیدند که ماهیان مورد آزمایش با اعمال گرسنگی رشد جبران را نشان دادند و در طول مرحله احیا به وسیله پرخوری نرخ رشد بالایی به دست آمد.
Tian, & Qin در سال ۲۰۰۴ رشد جبرانی را در ماهی باراموندی بررسی کردند و در مجموع چنین نتیجه گیری کردند که در این ماهی محدودیت غذایی متعادل به میزان ۵۰ تا۷۰ % جیره سیری برای مدت ۲ هفته باعث رشد جبرانی کامل می شود.
Zhu و همکاران در سال ۲۰۰۴ رشد جبرانی و مصرف غذا را در ماهی کاراس و گربه ماهی پوزه بلند چینی بررسی کردند و متوجه شدند هر دو گونه رشد جبرانی را در دوره تغذیه مجدد نشان دادند، اما جبران برای گروه های گرسنه مانده کافی نبود تا به رشدی برابر به گروه های شاهد برسند. در تمام دوره آزمایش ماهیان گرسنه مانده رشدی برابر با ۷۰ـ۸۰ % گروه شاهد را نشان دادند، اگرچه در حد ۶۶% آنها تغذیه شده بودند.
Zhuو همکاران در سال ۲۰۰۵ رشد جبرانی را در گربه ماهی پوزه بلند چینی بررسی کردند و متوجه شدند تفاوت های معنی داری در وزن نهایی بدن بین تیمارها و گروه های شاهد مشاهده نشد که بیانگر جبران کامل در ماهی های گرسنه مانده از غذا است.
Eroldogan و همکاران در سال ۲۰۰۶ دوره های ۲، ۴ و ۷ روز گرسنگی و به دنبال آن غذادهی مجدد را بر روی ماهیان شانک اعمال کردند. این محققین نتیجه گرفتند که ماهیان با محرومیت غذایی نتوانستند از نظر عملکرد رشد و تغذیه به گروه شاهد که در تمام مدت آزمایش تا حد سیری تغذیه شده، برسند.
Heide و همکاران در سال ۲۰۰۶ با بررسی تأثیر دوره های کوتاه گرسنگی و متعاقب آن تغذیه بر روی بچه ماهیان هالیبوت اقیانوس اطلس متوجه شدند که همه گروه های گرسنه مانده از غذا در طول دوره تغذیه مجدد جبران جزئی را نشان می دهند. همچنین یک افزایش در میزان تغذیه روزانه و یک گرایش به سمت افزایش کارایی غذا مشاهده شد.
Eroldogan و همکاران در سال ۲۰۰۸ اثرات رژیم های غذایی گرسنگی را بر روی عملکرد رشد و مصرف غذا در بچه ماهیان شانک بررسی کردند. آن ها با اعمال دوره های ۱ روز گرسنگی و ۲ روز غذادهی، ۲ روز گرسنگی در حد ۵۰% سیری و ۲ روز غذادهی، ۶ روز گرسنگی در حد ۵۰% سیری و ۶ روز غذادهی در نهایت عنوان کردند که ماهیان با محرومیت غذایی نتوانستند از نظر وزن و نرخ رشد ویژه به گروه شاهد برسند. اما در مورد ضریب تبدیل غذایی و هزینه های غذا اختلافی بین گروه شاهد و تیمارها مشاهده نشد.
ایمانی و همکاران در سال ۱۳۸۸ تاثیر دوره های گرسنگی و غذادهی مجدد را بر روی فعالیت برخی آنزیم های گوارشی و عملکرد رشد و تغذیه و هم چنین ترکیبات لاشه در قزل آلای رنگین کمان مورد مطالعه قرار دادند. آن ها گزارش کردند که عملکرد رشد و تغذیه در تیمارهای ۱، ۲ و ۳ هفته گرسنگی نسبت به گروه شاهد بالاتر بود و بیان کردند که ماهی قزل آلای رنگین کمان با وزن ۴۴ گرم توان تحمل محرومیت غذایی و جبران عقب ماندگی رشد را دارند.
Falahatkar و همکاران در سال ۲۰۰۹ اثرات دوره های گرسنگی و غذادهی مجدد را در فیل ماهیان پرورشی مورد مطالعه قرار دادند. عملکرد رشد در این آزمایش بین گروه شاهد و تیمارها اختلاف معنی دار نشان داد. هم چنین در برخی ترکیبات بیوشیمیایی بدن نظیر پروتئین، چربی و رطوبت نیز بین گروه شاهد و تیمارها اختلاف معنی دار مشاهده شد.
Nicieza & Alvarez در سال ۲۰۰۹ تحقیقی را بر روی تجزیه و تحلیل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید