را به عنوان اهداف آمریکای پایدار بیان کرده است (کریزک؛ پاور، 1392: 22). در شهر سیاتل، شاخص هایی مانند تنوع، اقتصاد محلی، تعداد خیابانهای پیاده دوستدار مردم، درصد مشارکت کنندگان جوان در خدمات واحد همسایگی و تعداد سالمون وحشی جریانهای آبی شهر، شاخص های پایداری به شمار می‌آیند؛ در حالی که در کپنهاک، تعداد نیمکت ها برای مصارف عمومی در خیابان ها، میدانها و پارک ها که در بهبود و اعتلای سرزندگی و کاهش عبور و مرور تأثیر دارند، شاخص حائز اهمیت می‌باشد (امین زاده، 1390: 85-86).

سیاتل، واشنگتن
سیاتل، طلایه دار تفکر پیرامون توسعه پایدار است. تلاش های اولیه سیاتل به منظور دستیابی به پایداری توسط یک گروه محلی غیرانتفاعی موسوم به «سیاتل پایدار» هدایت می‌شد. «شاخص های سیاتل پایدار»، در 5 طبقه کلی محیط طبیعی، جمعیت و منابع، اقتصاد، جوانان و آموزش و بهداشت و جامعه تقسیم شده است. در حوزه محیط طبیعی، می‌توان به شاخص های تنوع زیستی، خیابان های پیاده مدار، فضاهای باز موجود در روستاشهر، کیفیت هوا اشاره نمود. در حوزه جمعیت و منابع، می‌توان به شاخص های مصرف انرژی های تجدید پذیر، میزان مسافرتهای انجام شده با وسایل نقلیه، جمعیت، پیشگیری از آلودگی ها و افزایش بازیافتها؛ در حوزه اقتصاد، به تمرکز اشتغال، ضریب ارزان قیمت بودن مسکن و هزینه های خدمات بهداشتی؛ در حوزه جوانان و آموزش، به میزان باسوادی، آموزش، مشارکت در خدمات اجتماعی و در نهایت، در حوزه بهداشت و جامعه، می‌توان به شاخص های عدالت اجتماعی، مناسبات همسایگی، مشارکت، میزان استفاده از مراکز عمومی و کتابخانه ها و درک از کیفیت زندگی اشاره نمود (کریزک؛ پاور، 1392: 69).

سانتامونیکا، کالیفرنیا
مانند آنچه در «سیاتل پایدار» رخ داد، شهر سانتامونیکا نیز طیفی از شاخص های پایداری که مبنای برنامه شهر پایدار را شکل می‌دهند، را توسعه داده و دنبال می‌کند. برخلاف شروع بنیادین مردم مدار تلاش ها و اقدامات در سیاتل، برنامه سانتامونیکا به‌وسیله ستاد شهری و براساس برنامه ها و عوامل متنوع محیطی آغاز شد. نتیجه چنین برنامه راهبردی است که در مقایسه با سیاتل میزان مشارکت اجتماعی در آن به مراتب کمتر؛ اما وسعت و یا دامنه آن برای اجرا کاربردی تر باشد (همان: 74). اهداف کلان حصول پایداری در این شهر عبارتند از (همان: 76):
حفظ منابع طبیعی: بهبود استفاده از فن‌آوری ها و روشهای حفاظت به منظور کاهش استفاده از منابع تجدیدناپذیر، توسعه منابع تجدید پذیر و پاک آب و انرژی در سطح محلی و گسترش فن‌آوری بازیافت؛
ساماندهی حمل و نقل: بیشینه نمودن استفاده از اشکال مختلف حمل و نقل مانند پیاده روی، دوچرخه سواری، حمل و نقل عمومی و خودروهای مشترک، شکل‌گیری سیاستهای ابتکاری ترافیک، اجرای برنامه های زمان بندی کاری که تعداد روزهای جابجایی کارمندان را کاهش می‌دهد، حمایت از توسعه منطقه ای سامانه های حمل و نقل عمومی؛
جلوگیری از آلودگی و حفظ بهداشت عمومی: کاهش یا حذف استفاده از مواد خطرناک توسط شهروندان، کمینه نمودن سطح آلاینده ها و کاهش خطرات بالقوه ای که مسائل زیست محیطی برای سلامتی عمومی ایجاد می کنند؛
توسعه اقتصادی و اجتماعی: تشویق توسعه های فشرده، مختلط و پیاده مدار، ترویج کسب و کارهای محلی و تسهیل برنامه های آموزشی.

چاتانوگا، ایالت تنسی
در شورای توسعه پایدار ریاست جمهوری ایالات متحده، وفاقی عمومی بر سر یکی از
موفق ترین برنامه های زیست محیطی در چاتانوگا وجود داشت. این شهر، تا سال 1969 به عنوان بدترین شهر آلوده آمریکا مطرح شده بود (همان: 81). در حالی که در «چشم انداز 2000» شهر، ده هدف عمده زیر به عنوان اهداف پایداری شهری مطرح شده است (همان: 82-83):
ساماندهی حریم رودخانه شهر
تجدید حیات منطقه تجاری شهری؛
پیشرفت و ارتقاء روابط انسانی؛
مشارکت در آموزش عمومی؛
توسعه مساکن ارزان قیمت؛
توسعه و بهبود تسهیلات و زیرساختهای فرهنگی؛
اجرای انتخابات شهری به تفکیک واحدهای منطقه ای؛
اتخاذ و اجرای طرح های ابتکاری زیست محیطی؛
ایجاد فرصتهای شغلی بیشتر؛
ایجاد تصویر ذهنی مثبت برای جامعه.

کمبریج، ماساچوست
«کنسرسیوم پایداری منطقه ای33»، در سال 1992، بودجه ای یک ساله را از سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا باری اجرای یک پروژه تحقیقاتی که هدف آن تعریف یک جامعه پایدار بود، دریافت نمود. براساس تجربیات حاصل از همکاری با برنامه های ابتکاری کمبریج، کنسرسیوم پایداری منطقه ای چهار مشخصه بارز جامعه پایدار را بدین ترتیب تشریح نمود (همان: 93):
امنیت اقتصادی: مجموعه متنوعی از کسب و کارها، صنایع و نهادهایی که از لحاظ زیست محیطی پاسخده و از لحاظ مالی امکان پذیر هستند؛
انسجام اکولوژیکی: کاهش و تبدیل ضایعات به محصولات غیر مضر؛
کیفیت زندگی: حمایت از حس تعلق، حس مکان، حس ارزش شخصی، حسی ایمنی و حس ارتباط با طبیعت؛
اقتدار همراه با مسئولیت: افزایش احساس قدرت در ساکنان و بر عهده گرفتن مسئولیت.
جدول شماره 2- 1: بررسی معیارهای توسعه شهری پایدار در تجارب خارجی
معیارها

تجارب
آلودگی محیط
ارتقای کیفیت زندگی
کاهش فقر
رفاه
آموزش
پیاده مداری
فضای باز و سبز
مشارکت اجتماعی
حفظ منابع طبیعی
حمل و نقل
فشردگی
اختلاط کاربری
مسکن مختلط
مرکز شهر متمایز
تعامل انسان با طبیعت
شورای ریاست جمهوری آمریک
ا
*
*
*
*
*

*

سیاتل/ واشنگتن
*
*

*
*
*
*
*

سانتامونیکا/ کالیفرنیا
*

*
*

*
*
*
*
*

چاتانوگا/ایالت تنسی

*

*

*
*

کمبریج/ ماساچوست

*

*

*
مأخذ: نگارنده برگرفته از امین زاده، 1390؛ کریزک، پاور، 1392

آینده شهرها
جهان امروز، به صورت شگفت آوری در حال تغییر است. جامعه در دو سطح متفاوت به طور فزاینده دستخوش حوادث خواهد بود؛ نخست اینکه برای عموم ناشناخته، عجیب و بیگانه است. دوم، زندگی روزمره مردم واقعی، مسکن و کار، رفت و آمد، خرید، گذران اوقات فراغت، تعلیم و تربیت و همسایگی آنهاست. بعد دوم، یک پدیده شهری است (هام، 1382: 60). از ديدگاه جامعه شناختي، پديده شهرنشینی در قرن بيستم، يك فرآيند جهاني است كه نه تنها جهان صنعتي، بلكه جهان سوم نيز به گونه اي فزاينده به آن كشانده می‌شود (مهديزاده، 1382: 4 به نقل از قرخلو؛ زنگنه شهرکی، 1388: 21؛ سید میرزایی، 1383: 85). در عین حال، نظریه های روند شهری شدن، متکی بر نظریه تغییرات جمعیتی، نظریه تحولات اقتصادی و نظریه مهاجرت است. این نظریه ها کمک می کنند که جامعه آینده در ابعاد جهانی به عنوان یک جامعه شهری پیش بینی شود. این در حالی است که جوامع شهری از مکانهای آرمانی برای زندگی خیلی دورند. در حالی که با توجه به توسعه روزافزون شهرها، مقوله توسعه پایدار شهری و ایجاد شهرهای پایدار به یکی از مباحث محوری در توسعه شهرها مبدل شده است. چراکه بی توجهی بدان سبب بروز مسائل و مشکلاتی همچون: نابرابری و فقر، کاهش سطح کیفیت زندگی، وضعیت مسکن و توسعه‌ی فیزیکی شهرها، بیکاری و اشتغال کاذب، ترافیک شهری، انواع آلودگی‌ها و جرم و فساد می‌گردد (مثنوی، 1381؛ نسترن و دیگران، 1389؛ هام، 1382). در حالی که از عوامل مؤثر در تغییر شکل و سامان شهرها می‌توان به ابعاد جمعیتی (رشد طبیعی جمعیت و مهاجرت)، نظام اجتماعی حاکم بر شهرها (وضع فعالیت، اشتغال، درآمد، مالکیت، ثروت و فقر) و شکل روابط اجتماعی مردم، پویش اقتصادی، ابعاد زیست محیطی، فناوری‌های نوین، سامانه حمل و نقل (به کار افتادن خدمات حمل و نقل با سرعتهای بیشتر و افزایش وسایل رفت‌وآمد همگانی)، عوامل فرهنگی، عملکرد شهرها و تغییر و تحول نظام شهری اشاره نمود (سعیدنیا، 1383؛ سید میرزایی، 1383؛ فرید، 1368). همچنین، توسعه بي وقفه شهري، مستلزم برخورداري از مديريت شهری کارآمد است (سید میرزایی، 1383). از سوی دیگر، می‌توان گفت دستيابي به كيفيت مطلوب زندگي و ايجاد زمينه هاي رشد سرمايه اجتماعي به عنوان عنصري اساسي در ارتقاي حيات اجتماعي شهرها می‌باشد (همان: 88).

نظریه های تبیین کننده روند شکل‌گیری و توسعه شهرها
نظریه سیستمی
مهمترین دلیل پیدایش نظریه سیستمی، پیچیدگی هرچه بیشتر مسائل نوین در عصر جدید و نارسایی برخوردهای تحلیلی و جبری با این مسائل بود (غفاری نسب؛ ایمان، 1392). لودویک فون برتالنفی34، نظریه عمومی سیستمها35 را مطرح نمود. از دیدگاه وی، سیستمهای زنده ذاتاً باز هستند. این سیستمهای زنده باید با محیط شان تعامل كنند و برای زنده ماندن باید به جذب و دفع انرژی بپردازند. سیستمهای باز به محیطی بسیار بزرگتر و پیچیده تر از خود سیستم وابسته هستند، به نحوی كه تأثیرات این سیستم را به هیچ وجه نمیتوان كنترل یا پیش بینی كرد. همچنین، هر سیستم دارای یک مرز است كه سبب تمایز آن از دیگر سیستمها گردیده و به سیستم هویت می دهد (غفاری نسب؛ ایمان، 1392). در واقع، یک سیستم را می توان کلی متشکل از اجزای مرتبط و هماهنگ برای انجام دادن یک یا چند وظیفه یا نیل به یک یا چند هدف تعریف نمود که ویژگی های اصلی آن، حاصل تعامل بین اجزا است (خاکسار؛ تهامی؛ حافظی مطلق، 1390: 160؛ جاسبی؛ نفری، 1388). بر این اساس، مدیران در کلیه سطوح مدیریت نباید وقت و هزینه خود را صرف تغییر جزء یا اجزایی از سیستم کنند، مگر آنکه تأثیر این تغییر بر عملکرد کل سیستم از قبل درک و سودمندی و فواید آن برای کل قطعی شده باشد (خاکسار و دیگران: 161). در واقع، میزان موفقیت سیستمها بر مبنای تحقق کارایی (درست انجام دادن وظیفه) و اثربخشی (میزان دستیابی به اهداف تعیین شده) سنجیده می شود (جاسبی؛ نفری، 1388).
بنابراین، در نگرش سیستمی، برای شناخت یک موجود، آنرا جزیی از کل بزرگتر در نظر گرفته و با توجه به نقشی که در کل بزرگتر ایفا می کند به شناخت آن پرداخته می شود (همان). در نگرش سیستمی، برخورد ترکیبی با مسائل صورت می گیرد. این برخورد به فهم و تبیین و چرایی عملکرد یک سیستم پاسخ می دهد. به عبارت دیگر، تأکید بر این است که عملکردها به نحو مطلوب انجام شود (خاکسار و دیگران: 162). براساس نگرش سیستمی، در مقابله با مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ما با مجموعه ای مسائل مرتبط مواجهیم که پدیده ای پیچیده را تشکیل می دهد.
در ارتباط با روش سیستمی، می توان به برنامه ریزی تعاملی که روشی برای طراحی وضع مطلوب نظامهای اجتماعی- فرهنگی و یافتن راههای تحقق آن است، اشاره نمود. این نوع برنامه ریزی متکی بر روش سیستمی است (همان: 163).

نظریه اقتصاد فضا
الگوي مکانی فعالیت های تشکیل دهنده یک اقتصاد (همانند توزیع و محل فعالیتهاي تشکیل دهنده آن) و جریانهاي فضایی مانند حرکت جمعیت، کالا، خدمات و سرمایه، اقتصاد فضا نامیده می شود که سطح توسعه مراکز سکو
نتگاهی، اعم از شهر، روستا و مجاري ارتباطی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد (افراخته، 1391). نحوه آرایش فضایی فعالیتهاي اقتصادي، تعیین کننده اصلی حرکت جمعیت، سرمایه، کالا و خدمات است که در نهایت توسعه ناحیه، گره هاي شهري و روستایی و شبکه ارتباطی آنها را متأثر می سازد (همان). به طور کلی، ساختار فضایی و بعد جغرافیایی یک اقتصاد، اقتصاد فضا نامیده می شود (افراخته، 1391؛ بانوئی؛ بزازان؛ کرمی، 1385). این واژه توسط جغرافیدانان به مثابه الگوی فضایی فعالیت های اقتصادی در تشریح چشم انداز اقتصادی در مقیاس های مختلف ناحیه ای، ملی و بین المللی به کار می رود که با پیکر بندی خاص منابع و تولیدات خاص و نقل و انتقال تکنولوژی ها مطابقت دارد. از نظر ایزارد36، تئوری اقتصاد فضا به آرایش فضایی فعالیتهای اقتصادی با توجه به توزیع جغرافیایی داده ها و نهاده ها و تغییرات هزینه و قیمت می پردازد (افراخته، 1391: 41). درتحلیل اقتصادی- اجتماعی، فضا متغیری استراتژیک تلقی می گردد و فضاهای گوناگون از منابع خدادادی مادی و انسانی مختلفی برخوردارند. این تفاوت، فرصتهایی برای تخصیص جغرافیایی بر طبق مزیت نسبی پدید آورده و مبنای تجارت بین منطقه

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید