دانلود پایان نامه

و نوجوانان نمی تواند باشد . زیرا همانطوریکه ملاحظه شد ، در تعاریف فوق گاهی اوقات رشد و تکامل قوای دماغی صغیر مورد توجه قرار گرفته و گاهی نیز علم و آگاهی او بر مجرمانه بودن عمل ارتکابی ، مبنای مسئولیتش واقع شده است . و حال آنکه در غالب موارد طفل مرتکب ، به جنبه مجرمانه بودن عمل ارتکابی خود وقوف کامل داشته و رش قوای دماغی اش آن قدر بوده که بداند در صورت ارتکاب چنین عملی مورد تعقیب و مواخذه قرار خواهد گرفت . بنابراین می بینیم در چنین حالتی وجود شعور و تمیز در طفل مجرم محرز شناخته شده و چنین مجرمی را مجازات می کنند ، بدون اینکه به جنبه اجتماعی جرم و علل و جهات شخصی ارتکاب آن توجه نمایند . 17

ب) اختيار يا قدرت بر اداي تكليف قانوني
اختیار در لغت (و در معنای مصدری) به معنای برگزیدن و انتخاب کردن آمده، یعنی از بین دو یا چند چیز بهترین آن را انتخاب کردن می باشد . قدرت درلغت نامه دهخدا ذیل واژه اختیار آمده است: «اختیار= آزادی عمل 18 قدرت بر انجام دادن کار به ارادۀ خویش مقابل اجبار و اضطرار»
در حقوق جزا، بسیاری از حقوقدانان از اختیار به عنوان رکن اهلیت جزایی و به عنوان رکن مسؤولیت کیفری و جمعی هم به عنوان شرط تحقق تقصیر و رکن روانی و بالاخره گروهی به عنوان شرط تحمل مجازات، یاد کرده و هر یک بر مدعای خود دلیل آورده اند.
اختیار در مفهوم جزایی در شمار عناصر مسئولیت کیفری است و در لغت 19 به معنی آزادی عمل و قدرت بر انجام دادن کار به اراده خویش تعریف شده است .مختار نیز کسی است که آنچه می خواهد آزادانه برگزیند . از این رو اگر ارتکاب جرم نتیجه خواست فاعل نباشد و اراده او بر ارتکاب فعل مذکور استقرار نیافته باشد جرم را نمی توان به حساب او گذاشت و از او مواخذه کرد . زیرا ، فاعل مجبور فاقد مسئولیت کیفری است . در این معنی اختیار در نقطه مقابل اکراه و اجبار بکار می رود . اختیار یکی از شروط تکیلف و مسئولیت کیفری است . یعنی کسی را می توان به حفظ و احترام جان و مال ، عرض و ناموس مردم مکلف ساخت که در رفتارش مختار باشد .کسی که به اجبار یا اکراه حقی را زیر پا نهاده ویا نتوانسته است به تکلیف قانونی خود عمل کند در قبال رفتار خود مسئولیتی ندارد . مسئولیت کیفری تنها زمانی محقق است که فاعل حین ارتکاب جرم ، عاقل ، بالغ و مختار باشد . بنابراین اگر کسی علی رغم میل باطنی ، به اکراه تسلیم دیگری شود و تن به عمل زنا دهد ، در این باره از او سوال نمی شود ، بلکه اکراه کننده مسئول است . قانونگذار براساس ماده 637 ق.م.ا تعزیرات اکراه شونده را مبرا از مسئولیت می داند . 20
یکی از قواعد مشهور و معتبر فقهی که مبنای هرگونه مسئولیت انسان را تشکیل می‌دهد شرایط عامه‌ی تکلیف است که عبارتند از بلوغ، عقل اراده و علم به حرمت. 21 
با مطلعه در تاریخ تحولات حقوق کیفری تحت تاثیر عقاید و نظریات فلاسفه و دانشمندان دو تئوری فلسفی و عملی که با هم مغایرت داشتند در تعریف جرایم و تعیین مجازات ها و طرز اجرای آنها در قوانین کیفری پذیرفته شد . اول تئوری فلسفی : فرد با اراده و وجدان و اختیار مرتکب جرم می شود برای اجرای عدالت و برقراری نظم در اجتماع و حفظ مبانی اخلاقی باید مجازات شود . دوم تئوری علمی : فرد در اعمال خود اختیار ندارد تحت تاثیر عوامل جسمی روانی و اجتماعی که خارج از اراده اوست مرتکب جرم می شود . به پیروی از عقاید مذکور مکتب ها و نهضت های متعددی در حقوق کیفری بوجود آمد . 22
برا ی تبیین مفهوم اختیار در مسئولیت کیفری به بیان سه نظریة عمده در باب مبانی مسؤولیت کیفری و توجیه مجازاتها مطرح گشت می پردازیم . نظریةاول که توسط مکتب کلاسیک و نئوکلاسیک حقوق جزا بیان گردید، مبنای مسؤولیت کیفری را برتئوری اختیار و آزادی انسان، با هدف نفع اجتماعی و عدالت، استوار نمود. آنان بر این باور بودند که انسان ها دارای ذهنی عقلانی هستند و لذا اراده آزاد برای انتخاب خوب از بد دارند این دو مکتب، انسان را صاحب عقل و اراده و قوة تشخیص خوب و بد و نهایتا قابل مؤاخذه و اخلاقا مسؤول می شناسند. نظریة دوم که از سوی مکتب تحققی حقوق جزا ابراز گردید، اختیار و آزادی اراده و مسؤولیت اخلاقی انسان را بکلی انکار نمود. این مکتب رفتار انسان و جرم را نشأت گرفته ازعوامل زیستی ، عوامل روانی و عوامل اجتماعی و جبرهای درونی و بیرونی می داند. اختلاف این دو نظریه، موجب پیدایش نظریة سو م در قالب مکاتب التقاطی حقوق جزا، همانند مکتب دفاع اجتماعی در قرن بیستم گردید. طرفداران این مکاتب جدید، ضمن اعتقاد به مسؤولیت اخلاقی انسان، ازدست آوردهای تازة مکتب تحققی استقبال نمودند وعلوم جنایی را توسعةتازه ای بخشیدند .23

مبحث دوم: ارتباط سن با مسئوليت كيفري
گفتار اول: مفهوم طفوليت و خصايص جسماني و رواني اطفال
مهمترین عاملی که اطفال و نوجوانان را از بزرگسالان به جهت ارتکاب جرم و بزهکاری منفک می کند همین عامل سن است که تحت عنوان یک متغیر ، منشاء اختلافات بسیار در ساختار تبهکاریست . 24 از آنجاییکه برای برخورداری از حقوق یا تکالیفی که به لحاظ اجتماعی بر ذمه فرد مستقر می گردد مستلزم مشاهدات تجربی و علمی است تا ثابت نماید فرد به اندازه ای از رشد عقلی یا دماغی دست یافته و می تواند مخاطب امر و نهی قانونگذار و طرف حق و تکلیف قرار گیرد. به همین منظور در این گفتار با طرح مفاهیم وبه بیان خصایص و ویژگیهای اطفال پرداختیم تا بتوانیم ضمن بررسی ویژگی های رشدی وخصایص روانی وج
سمی تفاوت های آنان را نسبت به بزرگسالان مورد تبیین قرارداده باشیم. این مبحث شامل سه گفتاراست. درگفتاراول به بیان مفهوم طفل وویژگی های دوران طفولیت وهمچنین خصوصیات جسمانی وروانی اطفال موردتبیین واقع می شود . در گفتار دوم به بیان اهمیت و چگونگی شکلگیری قدرت تمییز در اطفال چگونگی پیدایش تمییز و متفاوت بودن آنان از حیث سن پیدایش قدرت تمییز و همچنین تبیین مفهوم طفل ممیز و غیر ممیز از منظر قانون پرداخته می شود . در نهایت در گفتار سوم در باره اهمیت و چگونگی رشد قدرت کنترل اراده در اطفال و همچنین به بیان یافته های علمی در خصوص میزان تاثیر عوامل زیستی در قدرت کنترل اراده آنان و همچنین تبیین این واقعیت که اطفال در طی فرایند رشد تحت تاثیر عوامل زیستی و روانی و اجتماعی تلقین پذیر بوده و از شدت و ضعف برخودار بوده اند و از خود واکنش نشان میدهند به تفصیل مورد مداقه و بحث قرار داده می شود .

الف) مفهوم طفل و طفوليت
یکی از نتایج تعریف کودک و نوجوان در سیاست جنایی ، تعیین اعمال حقوق جزایی اطفال یا حقوق جزای بزرگسالان است . بدین منظور برای تبیین مفهوم طفل و طفولیت از زوایای گوناگون آنرا مورد بررسی قرار میدهیم .
کودک یا طفل تنها واژه بی بدیلی است که برازنده نوزاد انسان است نه موجودی دیگر، در زبان فارسی25 تقریبا معادل واژگانی چون بچه و خردسال است و به انسان خردسال اعم از پسر یا دختر گفته می شود . در زبان لاتین تقریبا معادل baby ، child ، kid می باشد .فرهنگ حقوقی BLACK طی چهار شماره ی مستقل معنای child را گاه بر مدار سن ( the age of has not reached ) ، و گاه بر محور جنسیت ( A boy or girl ) ، گاه با معیار نسبتشان به پدر و مادر ( A son or daughter ) و گاه بر مناط عرفی ( A bady or fetus ) بدون تصریح به این معیارها ، اشاره نموده است .
مفهوم اشاره شده در زبان عربی تقریبا معادل « طفل » است و در مجمع البحرین گفته شده « الطفل : الصغیر من الناس » و در اقرب گوید : به کوچک هر چیز طفل گویند .« هو یسعی لی فی اطفال الحوائج » یعنی او در حاجت های کوچک برای من تلاش می کند . قاموس نیز معنی اولی آن را مثل اقرب گفته است مانند « و نقرّ فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمّی ثمّ نخرجکم طفلا » آنچه را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم ها قرار می دهیم ، بعد شما را به صورت طفلی بیرون می فرستیم . ( حج آیه 25 ) واژه طفل هم در واحد وهم در جمع بکار می رود . که آن اسم جمع و در اصل مصدر است و به عنوان مثال در آیه « او الطّفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء » ( نور آیه 310 ) . نیز در آیه فوق جمع بکار رفته است . در نهایت گفته : طفل به معنی بچه است بر پسر و دختر و جمع اطلاق می شود و کهن ترین لغت شناس عرب صاحب کتاب العین که شیعه نیز هست می گوید : طفل اگر در مورد انسان به کار رود به معنای شخصی است که دست و پا ( اندام ) نازک و ظریفی دارد .26
لیکن در ادبیات حقوقی کشور های مختلف دنیا برای مصداق فرد انسانی ، از لحظه آغاز حیات تا قبل از بزرگسالی واژه های متعددی را بکار می برند این اصطلاحات عبارتند از جنین . نوزاد . طفل . کودک . خردسال . طفل غیر ممیز . طفل ممیز . طفل ممیز نابالغ . طفل غیر بالغ . جوان و نوجوان و … 27
تعریف کودک و تعیین حد سنی او در قوانین کشور های مختلف جهان از دیر باز تاکنون متغیر بوده است ودر حال حاضر نیز در کشور های مختلف جهان از 7 تا 17 سال است .
دکتر شاملو 28 در بخش دوم کتاب « عدالت کیفری و اطفال » خویش به تفصیل از منظر مختلف در باب مفهوم شناسی طفل آورده است : « از نظر سنی کودکان 0 تا 18 سال در علم پزشکی ، روان شناسی ، جرم شناسی و حقوق طبقه بندی شده اند و در هر مرحله سنی با توجه به نیاز های خاصی که دارند مورد بررسی قرار می گیرند . علاوه بر معیار سن ، کودکان بر اساس وضعیت جسمی و روانی و همچنین موقعیت اجتماعی که در آن بسر می برند ، طبقه بندی می شوند . از نظر وضعیت جسمانی و روانی کودکانی که دارای ناتوانی هستند در طبقه بندی جداگانه ای باکودکان سالم قرار دارند .کودکان از نظر وضعیت اجتماعی نیز دارای تقسیماتی هستند که شامل کودکان خیابانی ، کار ، اقلیت ، پناهنده ، مهاجر و سایر وضعیت های مشابه هستند . 29 »
دکتر شامبیاتی در بیان مفهوم طفل یا دوران طفولیت آورده است : « دوره طفولیت تا سن 9 سالگی با رشد جسمی و روانی ، شخصیت طفل تکوین یافته و بین 9 تا 12 سالگی دوره تکامل عقلانی و منطبق شدن با وضع محیط و دوره ثبات آغاز می شود .» 30
دکتر شهلا معظمی در یکی از آثار خود در توضیح مفهوم طفل و طفولیت بیان داشته است که « طفل یا کودک از دیدگاه علوم مختلف از جمله روانشناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی و حقوق مورد بررسی قرار گرفته است و هر یک از دانشمندان از نگاه خود کودک و کودکی را تبیین نموده اند . بطور کلی کودک در لغت عبارتست از هر پسر و دختری که به نضج و رشد نرسیده باشد. دوران کودکی از دوران بارداری شروع و تا بلوغ ادامه دارد. 31 و در یک دوره اساسی برای تکوین و شکل گیری توام شخصیت آدمی است به عبارت دیگرکودک یا طفل در لغت به بچه انسان پیش از بلوغ یا انسان نابالغ گفته می شود . ازدیدگاه روانشناسی ، طفولیت دربردارنده دورانی است که از اوان خردسالی شروع و در زمانی که فرد واجد شخصیت اجتماعی می شود و از لحاظ جسمی و روانی نضج میگیرد پایان می یابد.32. »
از نظر حقوقی کودک به فردی اطلاق می گردد که از نظر سنی به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده و از رشد عقلی و فکری لازم نیز برخوردار نباشد. 33
این در حالی است که در قانون مجازات مصوب1375 سن مشخصی برای تشخیص
طفل در نظر نگرفته و بلوغ شرعی را مرز میان کودکی و کبر دانسته است .طبق قانون مدنی سابق طفل یا صغیر کسی بود که به سن 18 سال تمام نرسیده بود . مطابق ماده 1210 قانون مدنی حاضر طفل یا صغیر کسی است که به سن 9سال تمام قمری در دختران و 15 سال تمام قمری در پسران نرسیده باشد .
طبق ماده 1 پیمان نامه حقوق کودک « منظور از کودک ، انسان دارای کمتر از 18 سال سن است مگر آنکه طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک ، سن قانونی کمتر تبیین شده باشد . »
ویا یکی دیگر از مهم ترین قوانین تصویب شده در خصوص کودکان مصوب 1381.9.25 تحت عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان طبق ماده 1 این قانون سن 18 سال را معیار تشخیص کودک از بزرگسال قرار داده است .
این درحالیست که برای تعیین مفهوم طفل ، قانون مجازات اسلامی مصوب 92 ماده 88 فصل دهم از بخش دوم ذیل

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید