خصوصیت اخلاقی در ذات کودکان و جوانان در آن سن نهفته است . زیرا کودک از زمان طفولیت تا سن 25 سالگی ترجیح می هد که در بازی ها و سرگرمی ها به طور گروهی شرکت جوید .
در جرم شناسی آنچه که بیشتر بر روی آن تاکید می شود ، موضوع تاثیر پذیری انسان در گروهی که بدان تعلق دارد و از آن الهام می گیرد بوده که این موضوع و ادعا از سوی ساترلند بیان و مطرح شده است . بر اساس این ادعا و دکترین چنین استنباط می شود که هر فردی در اجتماع به طور ذاتی و بالفطره گناهکار و یا مجرم نیست و کسانی که دست به بزهکاری و یا جرایم می زنند ، تحت تاثیر محیط خود و گروهی که با آنها در ارتباط است ، قرار گرفته و گذر زمان باعث می شود که فرد در زمینه جرم و انواع آن به اطلاعات و تجربیاتی برسد و در آن شرایط مقایساتی را میان جرایم بزرگ با جرایم کوچک انجام داده و ارتکاب به جرایم کوچک در نظرش ناچیز و غیر مهم جلوه می کند .همین پندار زمینه ساز آمادگی روانی و روحی برای ارتکاب به جرم است .
ساترلند با تکیه بر این باور و بررسی موضوع جرایم از این رهگذر ، به این نتیجه می رسد که فرد بزهکار در مدتی که به جرم عادت کرده و یا آن را فرا می گیرد ، باز در درون خود راههای بازگشت و گریز از جرم را می جوید ولی این محیط و انسانها هستند که در اطراف او حضور داشته و شخص را به ارتکاب جرم یاری داده و تلقینات ذهنی و باوری را در فکر و روح فرد مجرم تقویت می نماید .
تراشر 41 در بررسی گروه های دوستی و ارتباطی بین نوجوانان و کودکان مجرم به 1313مورد اشاره میکند که از میان حدود 652مورد گروه ها از کوذدکان و نوجوانانی تشکیل شده بوده اند که دارای انحرافات اخلاقی داشتند 530 مورد از گروه ها متشکل ازکودکانی بودند که بدلایلی از خانه و خانواده ی خود گریخته و زندگی خیابانی را ترجیح داده بودند 52 گروه از کودکان مجرم شامل افرادی بودندکه با ابراز وجود و یا قهرمان بازی دست به کار خلاف زده و با یک بار موفقیت ، عادت به کار خلاف کرده بودند . بقیه نیز از جمله گروه هایی بودند که به صورت های تیمی و یا دسته های نژادی یا ضد نژادی عمل کرده و به عنوان مجرمین تهاجمی و دفاعی شناخته می شدند .
با بررسی های بعمل آمده در بسیاری از زندان کشور های مختلف چنین استنتاج شده است که بیش از نیمی از بزهکاران ، قربانی تلقینات و رفتارها ی همسالان و هدایت های نادرست والدین خود قرار گرفته اند .
ساترلندراههای آموزش جرم را بدین گونه بیان می دارد : تلقینات اطرافیان و یا انسان های نزدیک باعث می شود که فرد مجرم و تازه کار به راحتی در مسیر ارتکاب جرم حرکت نماید .زیرا او از آنان الهام گرفته و در می یابد که چه کاری درست است و چه کاری نادرست .
بطور کلی راههای ارتکاب به جرم و بزهکاری در محیط و ارتباطاتی فرا گرفته می شود که فرد خاطی درآن محیط بسیار راحت و آسوده و با نفرات حاضر در آنجا ارتباط تنگاتنگ و صمیمی دارد. فرد در گروهی نزدیک و انیس اعم از خانواده یا مدرسه و یا گروه دوستان صمیمی به سادگی از دیگران تقلید نموده و راههای بزهکاری را به سهولت یاد می گیرد .42
جوانان با عضویت در باند های بزهکار برخی از نیاز های سنی و روحی آنان نظیر آزادی ، بی بندباری ، حادثه آفرینی و نوجویی و شلوغ کاری بر ایشان فراهم می گردد . دلیل دیگر عضویت در باند های مزبور قدرت طلبی و زورگویی است .
برخی از جرم شناسان عقیده دارند که تشکیل گروه های ضد اجتماعی توسط جوانان و نوجوانان نوعی عکس العمل در قبال شرایط سخت زندگی مادی امروزی است .جوانان با ورود به باند های مذکور احساس آرامش و امنیت می کنند . بدین ترتیب رفقای ناباب از طریق تلقینات و وسوسه های خود می توانند موجبات انحرافات اخلاقی و ارتکاب اعمال ضد اجتماعیرا در نوجوانان و جوانان هم سن و سال خود فراهم آورند .
تحقیقات متخصصین امر نشان داده است که جرایم ارتکابی اعضای باندهای نوجوانان 14 و 16 ساله عبارت از: تولید اغتشاش ، خط کشیدن به اتومبیل ها و تخریب آثار هنری ولی از 16 سالگل به بالا غالبا سرقت یا جیب بری و از سنین 17 و 18 سالگی حمله به اشخاص و ضرب و جرح ،کف زنی و کیف قاپی و نظایرآنان. 43
4) قابليت بيشتر براي درمان و اصلاح رفتار
به موجب استانداردهاي بين‌المللي، رويکرد کاهش توسل به مداخلات قانوني، قضازدايي و اتخاذ تدابير عيني که شامل بسيج همگاني تمام منابع از جمله خانواده، گروه‌هاي جامعه، مدرسه‌ها و سايرموسسات اجتماعي است، از جمله اصول مهم در اجراي عدالت نوجوانان است.
همچنين سپردن کودک به والدين و سرپرستان قانوني که در ماده 89 از آن نام ببرده شده اقدام مناسبي است و تکليف والدين براي تاديب، تربيت مشخص و نظارت بر اقدامات آنان نيز در نظر گرفته شده است.
اگر چه مطابق قوانین کیفری اطفال فاقد مسئولیت کیفری بوده و از مجازات معاف هستند با وجود این برای جلوگیری از بزهکاری مجدد آنها و حمایت از جامعه در برابر گزند جرایم این افراد ، لازم است اقدامات موثری در جهت اصلاح و تربیت اطفال جامعه ستیز به عمل آید .
پاسخ های اصلاحی و تربیتی را می توان پاسخ هایی دانست که هدف اصلاح اخلاقی را از طریق آموزش در مراکز ویژه اصلاح و تربیت دنبال کرد . این رویکرد را می توان از جمله سنتی ترین رویکرد هایی دانست که در زمینه پاسخ به بزهکاری اطفال وجود داشته است .
در مورد پاسخ های اصلاحی و تربیتی قابل اعمال نسبت به اطفال بزهکار می توان به مواردی چون : مراجعه به مددکار اجتماعی یا روانشناس و همکاری با آنان ، فرستادن طفل به یک
موسسه آموزشی و فرهنگی به منظور تحصیل یا حرفه آموزی ، اقدام لازم جهت درمان یا ترک اعتیاد طفل یا نوجوان تحت نظر پزشک ، جلوگیری از معاشرت طفل یا نوجوان با اشخاصی که دادگاه ارتباط با آنها را منع کرده است . جلوگیری از رفت و آمد طفل یا نوجوان به محل های معین و …تدابیر مذکور باید بوسیله والدین یا اولیاء و یا سرپرست قانونی انجام شود 44.
با عنایت به دستاوردهای علوم جنایی و جرم شناسی که در اسناد بین المللی حقوق کودک متجلی گردیده است صرفا دو نوع واکنش تنبیهی علیه رفتار بزهکارانه کودکان و نوجوانان معارض با قانون تحت شرایط و ویژگی های مخصوص پیش بینی شده است . این دو واکنش عبارتند از محرومیت از آزادی با نگهداری در موسسات و یا کانون های اصلاح و تربیت و پرداخت جزای نقدی معین . غالب نظام های حقوقی کشور ها فقط واکنش های تنبیهی مزبور را پیش بینی کرده اند .
در حقوق موضوعه ایران در دوره های مختلف قانونگذاری واکنش های تنبیهی گوناگونی مقرر شده است .
فصل دهم قانون مجازات اخیر التصویب مصوب 1/2/92 از مواد 88 تا 95 تحت عنوان مجازاتها و اقدامات تامینی تربیتی اطفال و نوجوانان که با رویکرد واکنشی ، حمایتی ، تربیتی ، هدایتی ، درمانی و آموزشی می باشد که درنگاهی گذرا جزء مهمترین تغییرات قانون جدید محسوب میگردد .

گفتار دوم: اهميت و چگونگي شكلگيري قدرت تمييز در اطفال
در این گفتار برای تبیین این مسئله به بررسی چگونگی پیدایش قدرت تمییز در اطفال و متفاوت بودن آنان از حیث سن از منظر علمی و همچنین به بیان تعریف جایگاه طفل ممیز و طفل غیرممیز در قانون آن را مورد بررسی قرار میدهیم .
الف) تدريجي بودن پيدايش قدرت تمييز
از دیدگاه زیست شناختی و روانشناختی چگونگی شکلگیری و پیدایش قوه عقلی در نوزاد انسان محل تامل است . چرا که بر اساس نظریه رشدی پیاژه ، رشد شناختی به صورت مرحله ای شکل می گیرد . بر همین اساس رشد زمانی روی می دهد که مغز انسان رشد کند . به این ترتیب ازمنظر علوم روانشناختی چگونگی رشد ذهنی و قوه عقلی را مورد بررسی قرار میدهیم .
نظریه پیاژه چشم انداز گسترده ای از رشد شناختی عرضه می کند و جامع ترین نظریه ای است که تا کنون در این زمینه ارائه شده است . ژان پیاژه45 ( 1980 – 1896 ) ، روان شناس سویئسی ، دقیق ترین مطالعات را در زمینه رشد شناختی46 کودکان انجام داده است . وی پس از سالها مشاهدات دقیق ، نظریه ای پرورش داد بیانگر آنکه چگونه قدرت تفکر و استدلال کودکان در باره دنیای اطراف خود در جریان رسش آنها ، از مراحل مشخصی می گذرد . پیاژه می افزاید : سنین داده شده در این تقسیم بندی مراحل رشد کودک سنین متوسط هستند و بسته به میزان هوش ، زمینه فرهنگی و عوامل اجتماعی و اقتصادی متغیرند . بنابراین از نظر او مراحل رشد ذهنی کودک عبارتند از : اولین مرحله ی رشد کودک حسی – حرکتی بوده است و از تولد تا 2 سالی را شامل می شود که یکی از ویژگی های این مرحله دستیابی کودک به مفهوم پایداری شیء یکی از کشف های مهم کودک در این مرحله است .
دومین مرحله پیش عملیاتی که دوره سنی 2 تا 7 سالگی را شامل می شود زیرا از نظر پیاژه کودک در این مرحله هنوز قادر به درک برخی قواعد یا عملیات نیست . پیاژه از قواعد و عملیات به عنوان « نگهداری ذهنی » یاد می کند که کودک قدرت درک چنین قواعدی را ندارد و یا درک او از آنها ضعیف است .
پیاژه می افزاید : یکی از دلایلی که کودکان کوچکتر از 7 سال مفاهیم نگهداری را مشگل در می یابند این است که در این سنین هنوز تفکر آنها زیر سلطه تاثرات بصری است .
مرحله سوم از رشد کودک از نظر پیاژه مرحله عملیاتی است که بین سنین 7 تا 12 سالگی را شامل می شود . وی این مرحله را عملیات عینی می نامد ، زیرا با اینکه کودک در این مرحله می تواند واژه های انتزاعی را بکار برد . مثلا : مفهوم نگهداری عدد یا مفهوم جرم و وزن ، اما کابرد این واژه ها محدود به اشیاء عینی است . تا زمانی که کودکان به مرحله نهایی رشد شناختی ، یعنی به مرحله عملیات صوری که از حدود 11 یا 12 سالگی شروع می شود نرسیده باشد ، نمی توانند به شیوه کاملا نمادی استدلال کنند .
مرحله چهارم رشد شناختی کودک از نظر پیاژه « مرحله عملیات صوری » است . از ویژگی های این مرحله کودک می تواند در باه گزاره های انتزاعی به شیوه منطقی فکر کند و فرضیه ها را به شیوه نظام دار آزمایش کند . همچنین با مسائل فرضی ، با آینده ، و با مسائل مربوط به جهان بینی در گیر می شود .
از منظر حقوقی47 اهمیت مسئله قدرت تمییز در اطفال از آنجا ناشی می شود که در اکثر قوانین جزایی کشورها ، جهت تعیین مجازات کودکان بزهکار ، مسئله تمییز و تشخیص طفل نسبت به عمل مجرمانه اش به عنوان یک نکته مهم مطرح بوده است . بر این اساس چنانچه هر گاه معلوم شود کودک در هنگام ارتکاب جرم دارای قوه تمییز کافی نباشد در این صورت مسئول عمل خود شناخته نشده و مجازات نمی گردد .
محققین و متخصصین علوم جزایی معانی مختلفی از این کلمه بدست داده اند که دو معنی مهم آن به شرح زیر است . بنا به تعریف اول به عقیده برخی از علمای حقوق جزا تمیز عبارت از آگاهی طفل است به این که مرتکب عمل غیر قانونی ویا خلاف نظامات اجتماعی گردیده است .
برخی دیگر از مولفین و متخصصین حقوق جزا ، قوه تمیز را چنین تعریف کرده اند : « تمیز عبارت از قدرت تشخیص خوب از بد است و ای کار مستلزم داشتن رشد عقلی است. »در تایید این مسئله پروفسور ” رو ” 48 در مقاله ای چنین می نویسد : « قوه تمیز همان قوه عاقله است که به انس
ان اجازه می دهد تا فرق میان اعمال مجاز و اعمال ممنوع را تشخیص دهد . . . »
تمیز امری‌ تدریجی‌الحصول‌ است‌ و قوه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ تدریج‌ به‌ فعلیت‌ درمی‌آید و در نقطه‌ اوج‌ خود به‌ صورت‌ یک‌ ملکه‌ یا صفت‌ نفسانی‌ برای‌ شخص‌ تلقی‌ می‌شود.
بدیهی است که بشر از بدو تولد در سنین اولیة عمر که رشد قوای بدنی و روحی او به حد کمال نرسیده است نمی تواند حسن و قبح اعمال خود را تشخیص دهد. قوة تمییز به نسبتی که قوای مختلف حیاتی در بشر توسعه می یابد، تولید و به تدریج کامل می شود .
ملاک اهليت، رسيدن به سن تمييز است که زمان آن قبل از سن بلوغ است. هر کس که قدرت تمييز در او کامل باشد اهليت او نيز کامل است و کسي که قدرت تمييز ناقصي داشته باشد، اهليت ناقص و کسي که فاقد تمييز باشد اهليتش منتفي است. 49
قانونگذار در مورد آن‌ تعریفی‌ ارائه‌ نکرده‌ و ملاک‌ و معیار احراز آن‌ را بیان‌ ننموده‌

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید