منابع مقاله b (498)

گفتار سوم: رویکرد دولتها به اصل تمامیت ارضی در لوایح تقدیمی به دیوان………………………………………46
مبحث دوم: حق تعیین سرنوشت در حقوق بین الملل……………………………………………………………………..50
گفتار اول: مفهوم وتعریف حق تعیین سرنوشت ……………………………………………………………………………..50
گفتار دوم: حق تعیین سرنوشت در اسناد بین المللی………………………………………………………………………..53
گفتار سوم: اصل تعیین سرنوشت در رویه دیوان بین المللی دادگستری………………………………………………56
گفتارچهارم: ابعاد مختلف حق تعیین سرنوشت مردم……………………………………………………………………….57
بنداول: حق تعیین سرنوشت داخلی……………………………………………………………………………………………..57
بند دوم: حق تعیین سرنوشت خارجی……………………………………………………………………………………………59
الف: شرایط اعمال حق تعیین سرنوشت خارجی در حقوق بین الملل………………………………………………..59
ب: مواردکاربرد حق تعیین سرنوشت خارجی…………………………………………………………………………………61
1: حق تعیین سرنوشت مردم مستعمرات وسرزمینهای غیر خودمختار………………………………………………..61
2: حق تعیین سرنوشت مردم در سرزمینهای اشغالی و تحت سلطه بیگانه…………………………………………..63
: اعمال حق تعیین سرنوشت در مورد گروههای اقلیت قومی ، زبانی، ملی و مذهبی نژادی…………………64

گفتار پنجم: حق تعیین سرنوشت در نظرات ولوایح تقدیمی دولتها به دیوان………………………………………..66
مبحث سوم: جدایی طلبی در حقوق بین الملل………………………………………………………………………………..69
گفتار اول: مفهوم جدایی درحقوق بین الملل…………………………………………………………………………………..69
گفتار دوم: بررسی مشروعیت جدایی یکجانبه در حقوق بین الملل…………………………………………………….72
بنداول: ممنوعیت مطلق جدایی یکجانبه در حقوق بین الملل…………………………………………………………..72
الف) اصل ثبات مرزها………………………………………………………………………………………………………………73
ب) اصل تمامیت ارضی ……………………………………………………………………………………………………………74
بند دوم: مشروعیت جدایی یک جانبه در حقوق بین الملل یا جواز آن………………………………………………75
بندسوم: دکترین جدایی چاره ساز(جبرانی)…………………………………………………………………………………..77
گفتار سوم: نظرات دولت ها در خصوص جدایی یکجانبه درلوایح تقدیمی به دیوان…………………………….78
بنداول: نظرات دولت هادر ممنوعیت مطلق جدایی یکجانبه…………………………………………………………79
بند دوم: نظرات دولت ها در خصوص فقدان ممنوعیت جدایی یکجانبه……………………………………………..79
بند سوم:نظرات دولت ها در خصوص دکترین جدایی چاره ساز یا جبرانی…………………………………….82
گفتارچهارم: رویکرد دیوان به جدایی وحق تعیین سرنوشت خارجی……………………………………………….85
مبحث چهارم: رویکرد دیوان در نظریه مشورتی وفرض لوتوس………………………………………………..89
مبحث پنجم: تفاوت بین اعلامیه استقلال وجدایی طلبی……………………………………………………………..92
فصل دوم: نظریه دیوان و مطابقت اعلامیه یکجانبه استقلال با حقوق بین الملل خاص…………………….95
مبحث اول: تفسیرتوسط دیوان بین المللی دادگستری…………………………………………………………………..95
گفتار اول: تفسیر معاهدات توسط دیوان بین الملل دادگستری……………………………………………………….96
گفتار دوم: تفسیر قطعنامه 1244 شورای امنیت توسط دیوان…………………………………………………………..97
مبحث دوم: دیوان ومطابقت اعلامیه استقلال با قطعنامه 1244 شورای امنیت……………………………………..99
گفتار اول: اعتبار قطعنامه 1244 در زمان صدور اعلامیه استقلال …………………………………………………….99
گفتار دوم: صادرکنندگان اعلامیه استقلال و بررسی قطعنامه و موانع در خصوص اعلامیه استقلال و صادرکنندگان آن………………………………………………………………………………………………………………….100
بنداول: لحن وقصد صادر کنندگان اعلامیه استقلال………………………………………………………………….102
بند دوم: سکوت نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد…………………………………………………………….103
بند سوم: تطابق اعلامیه استقلال با قطعنامه 1244 شورای امنیت………………………………………………..104
فصل سوم: شناسایی دولتها در پرتو نظریه دیوان…………………………………………………………………..105
مبحث اول: مفهوم شناسایی درحقوق بین الملل…………………………………………………………………………….105
گفتار اول: نظریه تأسیسی……………………………………………………………………………………………………….106
گفتار دوم: نظریه اعلامی………………………………………………………………………………………………………. 106
مبحث دوم: اشکال شناسایی…………………………………………………………………………………………………107
گفتار اول: شناسایی ضمنی……………………………………………………………………………………………………107
گفتار دوم: شناسایی صریح ………………………………………………………………………………………………………107
گفتار سوم: شناسایی دو ژوره……………………………………………………………………………………………………..108
گفتار چهارم: شناسایی دو فاکتو………………………………………………………………………………………………….108
مبحث سوم: مشروعیت شناسایی موجودیت های ناشی از جدایی یک جانبه …………………………………..108
گفتار اول: ممنوعیت شناسایی جدایی …………………………………………………………………………………….109
بند اول:شناسایی زود هنگام………………………………………………………………………………………………..109
بند دوم: حفاظت از یکپارچگی دولتها وتثبیت مرزها……………………………………………………………………110
بند سوم: اثر موافقت دولت والد برمشروعیت شناسایی………………………………………………………………111
گفتار دوم: مشروعیت شناسایی اعلامیه یکجانبه استقلال و جدایی………………………………………………111
نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………..115
پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………………….118
فهرست منابع ومأخذ………………………………………………………………………………………………………………119
………………………………………………………………………………………………………………………….128 Abstract
چکیده چکیده
دیوان بین المللی دادگستری پس از دو سال انتظار جامعه جهانی در22 ژوئیه 2010 نظریه مشورتی خود را در پاسخ به سؤال مجمع عمومی سازمان ملل متحد در خصوص مطابقت اعلامیه یکجانبه استقلال نهادهای موقت خودمختار کوزوو با حقوق بین الملل، ارائه نمود.
دیوان پس از بررسی نظرات و لوایح دولتها، در نهایت با 10 رأی موافق به این نتیجه رسیده است که اعلامیه استقلال کوزوو با حقوق بین الملل مطابقت داشته و آن را نقض ننموده است. از دید دیوان قواعد حقوق بین الملل عمومی از قبیل اصل احترام به تمامیت ارضی دولتها، حق تعیین سرنوشت ملتها و عرف بین المللی و همچنین حقوق بین الملل خاص (قطعنامه 1244 و تدابیر ناشی از آن) حاوی هیچ ممنوعیتی در رابطه با اعلامیه استقلال نمی باشد.
نظریه مشورتی کوزوو با توجه به موقعیت کوزوو در حدود دو دهه قبل و همچنین ارتباط آن با مسائل مبنایی حقوق بین الملل نظیر جدایی، اصل احترام به تمامیت ارضی دولتها و حاکمیت دولتها از اهمیت بالایی نزد جامعه جهانی و حقوق دانان برخوردار بود و همگان انتظار داشتند.دیوان به عنوان رکن قضایی سازمان ملل متحد، نسبت به تدقیق مباحث جدایی طلبی و جدایی چاره ساز که در نظم حقوق بین الملل مسکوت می باشد، بپردازد و مرجع درخواست کننده سؤال(مجمع عمومی ) را در انجام وظایفش یاری رساند اما به نظر می رسد دیوان چندان به رسالت خود توجهی ننموده و به این مهم دست نیافته است.
در این نوشتار سعی شده است رویکرد اتخاذی دیوان و نتیجه مأخوذه آن در پرتو اصول حق تعیین سرنوشت ملتها و تمامیت ارضی و حاکمیت دولتها و نتایج ناشی از آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مقدمه
پس از تصویب قطعنامه1244 شورای امنیت در سال 1999 و پایه گذاری حکومت سازمان ملل و اداره موقت آن بر کوزوو به منظور پایان دادن به بحران کوزوو ناشی از کشتار مردم آلبانی تبار کوزوو توسط دولت بلگراد و درگیری های فی مابین ارتش آزادیبخش کوزوو و نیروهای نظامی صرب و حمله نظامی ناتو، در17فوریه 2008 ، 109 نفر از نمایندگان مجلس کوزوو به همراه رئیس جمهور کوزوو اعلامیه ای مبنی بر اینکه کوزوو، خواهان یک دولت مستقل، به صورت جمهوری دموکراتیک، سکولار و چند قومی است که به دور از تبعیض نژادی و اصل برابری قانون اداره می شود را امضاء و صادر نمودند.
جمهوری صربستان بلافاصله به این اعلامیه استقلال واکنش نشان داد و آن را عملی غیرقانونی و عدوانی اعلام نمود. چند روز پس از صدور اعلامیه برخی از کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا، نسبت به شناسایی کوزوو به عنوان یک دولت جدید اقدام نمودند.
مجمع عمومی طی قطعنامه 3/63 از دیوان بین المللی دادگستری درخواست نظر مشورتی در خصوص سؤال ذیل را نمود:
“آیا اعلامیه یکجانبه استقلال نهادهای موقت خودمختار کوزوو با حقوق بین الملل مطابقت دارد؟”
موضوع مذکور از اهمیت بالایی درجامعه جهانی چه از بعد حقوق بین الملل و چه از بعد سیاست بین الملل برخوردار می باشد و از هر دو حیث قابل تأمل و تفکر بوده و در محافل علمی و بین المللی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. به همین دلیل، سؤال مجمع عمومیجاز دیوان در صدر دعاوی با اهمیت دیوان قرار گرفت که از چند جنبه دارای اهمیت بود و بسیاری انتظار شایسته ترین پاسخ دیوان در این خصوص را داشتند.
اولاً: موقعیت کوزوو پس از بحران و چند سال رنج و استقرار حکومت سازمان ملل متحد وفق قطعنامه 1244 ، همواره از دید جامعه جهانی به لحاظ جنبه سیاسی حائز اهمیت بود.
ثانیاً: دیوان این فرصت را داشت که نقش خود را به عنوان رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد در حل مسائل پیچیده بین المللی ایفا نماید.
ثالثا: سؤال مجمع عمومی با مسائل حقوقی پیچیده بین المللی همچون جدایی، جدایی چاره ساز و شناسایی در ارتباط بود که از مباحث چالش برانگیز و دارای ابهام حقوق بینجالملل و مبتلابه بسیاری از کشورهای جهان بود که می تواند نتایج منفی و جبران ناپذیر را به جای بگذارد.
اصل تعیین سرنوشت ملتها یکی از اصول مهم حقوق بین الملل محسوب می شود که در منشور ملل متحد و
اعلامیه ها و قطعنامه های سازمان های بین المللی از قبیل میثاقین و اعلامیه روابط دوستانه بین دولتها مجمع عمومی مورد اشاره قرار گرفته است و مردم یک سرزمین دارای حق تعیین سرنوشت و تعیین نظام سیاسی و اقتصادی دولت خود می باشند.
نکته مهم در بحث حق تعیین سرنوشت، موارد کاربرد و اعمال آن در بعد حق سرنوشت خارجی به شکل جدایی در خارج از موارد استعماری و اشغال نظامی خارجی و محدودیت های این اصل می باشد و بسیاری اصل تمامیت ارضی را به عنوان محدودیت اعمال حق سرنوشت خارجی دانسته اند.
اصل تمامیت ارضی نیز یکی از اصول زیر بنایی حقوق بین الملل می باشد که بر اصل حاکمیت دولتها استوار می باشد و با نظم جامعه بین المللی در ارتباط تنگاتنگ است. حقوق بین الملل اهمیت زیادی برای تمامیت ارضی دولتها قایل است و ماهیت عالی و مورد احترام این اصل را نمی توان در معادلات بین المللی نادیده گرفت.
این اصل همواره مورد تأکید اسناد و تصمیمات ارکان بین المللی و منطقه بوده است و در کلیه اسنادی که به بحث حق تعیین سرنوشت پرداخته شده است اعمال حق سرنوشت منوط به رعایت و احترام به این اصل گردیده است.
در نظرات و لوایح تقدیمی دولتها به دیوان بین المللی دادگستری در قضیه استقلال کوزوو نیز به این اصل اشاره شده است در این تحقیق به تحلیل نظریه مشورتی دیوان در پرتو این دو اصل مهم حقوق بین الملل و سایر موارد مطروحه در خصوص جدایی و شناسایی کوزوو توسط دولتها پرداخته شده است.
دیوان بین المللی دادگستری، سرانجام در مورخ 22 ژوئیه 2010، نظریه مشورتی خود را با 10 رأی در مقابل 4 رأی در خصوص مطابقت اعلامیه استقلال نهادهای موقت خودمختار کوزوو با حقوق بین الملل صادر و چنین ابراز نمود که اعلامیه استقلال 17 فوریه 2008 نهادهای موقت خودمختار کوزوو، حقوق بین الملل را نقض ننموده است.
سؤالات تحقیق
-نظر مشورتی دیوان در خصوص هم خوانی اعلامیه استقلال کوزوو، تا چه حد با موازین حقوق بین الملل مطابقت دارد؟
-دیوان برای ارائه نظریه مشورتی به مجمع عمومی، دارای صلاحیت و صلاحدید رسیدگی بوده است یا خیر؟
– آیا کوزوو از دید حقوق بین الملل عمومی، دارای حق تعیین سرنوشت خارجی به شکل جدایی طلبی می باشد یا خیر؟ کوزوو می تواند به دکترین جدایی چاره ساز در مشروعیت اعلامیه استقلال و جدایی صربستان استناد نماید؟
– اعلامیه استقلال کوزوو، حقوق بین الملل خاص(قطعنامه 1244 شورای امنیت) و تدابیر ناشی از آن را نقض نموده است یا خیر؟
– دیوان بین المللی دادگستری به عنوان رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد توانسته است در رسالت خود جهت ارائه نظریه مشورتی و کمک به مرجع درخواست کننده نظریه و نظم حقوق بین الملل موفق باشد؟
فرضیه های تحقیق
– دیوان برای صدور نظریه مشورتی کوزوو، دارای صلاحیت و صلاحدید بوده است.
– رویه دیوان در نظریه مشورتی کوزوو، با حقوق بین الملل معاصر تطابق نداشته و به نظر می رسد چندان در ارائه پاسخی جامع ومانع به سوال مرجع درخواست کننده موفق نبوده است.
– دیوان، به رویه دولتها و سازمان های بین المللی در خصوص اصل تمامیت ارضی و تعارض آن با حق تعیین سرنوشت ملتها درخارج از موارد استعماری، توجه ننموده است.
– قطعنامه 1244 و چارچوب حقوق اساسی حاوی موارد منع کننده برای اعلامیه استقلال کوزوو و جدایی طلبی کوزوو از صربستان می باشد.
اهداف تحقیق
هدف تحقیق علمی است و هم در محافل علمی برای دانشجویان حقوق بین الملل و روابط بین الملل کاربرد داشته و هم می تواند برای وزارت امورخارجه مفید باشد. غرض از انجام آن، تحلیل و بررسی نظریه مشورتی دیوان در پرتو اصول حقوق بین الملل نظیراصل تمامیت ارضی دولتها و حق تعیین سرنوشت ومشروعیت شناسایی جدایی می باشد و اینکه این نظریه تا چه حد دارای تالی فاسد می باشد و می تواند بر اعلامیه های استقلال و جدایی طلبی گروههای جدایی طلب در دیگر کشورها تأثیر گذار باشد و باعث ایجاد دولتهای ذره ای و در نتیجه شکل گیری استعمار جدید و پیشبرد اهداف کشورهای توسعه یافته گردد.
پیشینه تحقیق
با عنایت به اینکه نظریه مشورتی کوزوو یکی ازآخرین نظریات دیوان می باشد تاکنون مقاله یا رساله کاملی که به تمام زوایای رأی حاضر پرداخته باشد تقریبا وجود نداشته اما مقالات و یا پایان نامه هایی مشاهده می گردد که هرکدام به جنبهای از نظریه پرداخته است به عنوان مثال آقای عبدالله عابدینی در مقاله خود با عنوان تحلیل نظریه مشورتی کوزوو که در مجله پژوهشهای حقوقی شماره 17 به چاپ رسیده است به جنبه های شکلی رأی همچون صلاحیت وصلاحدید دیوان پرداخته است. در رساله دکتری آقای امین الله زارع فر با موضوع تحولات شناسایی دولتها در حقوق بین الملل معاصر موضوع مشروعیت شناسایی اعلامیه استقلال کوزوو در پرتو نظریه مشورتی دیوان مورد بررسی قرار گرفته است و آقای سید یاسر ضیایی نیز در رساله دکتری خود صرفاً در خصوص استقلال کوزوو از منظر قواعد حقوق بین الملل بحث نموده است. در این نوشتار سعی شده است حتی الامکان نظریه مشورتی دیوان از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار گیرد.
روش تحقیق
تحقیق به صورت کتابخانه ای و با استفاده از کتب و مقالات موجود در مجلات علمی داخلی و یا خارجی و همچنین سایتهای اینترنتی انجام شده که ابتدا مطالب فیش برداری شده است و سپس اطلاعات جمع آوری شده را در بخش مربوطه قرارداده و موردتجزیه و تحلیل قرارگرفته است.
موانع تحقیق
موضوع تحقیق یک بحث خاص و موردی در زمینه تحلیل نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در قضیه استقلال کوزوو می باشد. با توجه به اینکه نظریه موصوف از آخرین نظریات دیوان می باشد کتاب و منابع جامع و مانعی در خصوص پایان نامه حاضر وجود ندارد و صرفاً تعداد محدودی مقاله و پایان نامه به زبان فارسی در این زمینه وجود دارد که هر کدام به جنبه ای از رأی پرداخته اند و تعداد مقالات خارجی نیز در این زمینه اندک می باشد که ترجمه آن از دیگر مشکلات مربوطه می باشد. در این نوشتار سعی شده است، نظریه مشورتی از هر دوحیث شکلی و ماهیتی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و نواقص منابع موجود در پرداختن به کلیه جوانب رأی مرتفع گردد.
ساختار تحقیق
پایان نامه حاضر در دو بخش تدوین شده‌است. بخش اول به تاریخچه کوزوو و مباحث شکلی نظریه مشورتی از قبیل صلاحیت و صلاحدید دیوان می‌پردازد.در بخش دوم، مباحث پیرامون ماهیت نظریه مشورتی کوزوو و مطابقت نظریه با حقوق بین الملل عام و خاص بررسی گردیده است.
بخش اول
کلیات
فصل اول: تاریخچه کوزوو از ابتدا تا صدور نظریه مشورتی
مبحث اول: کوزوو از ابتدا تا بحران و حملات ناتو
گفتار اول: کوزوو قبل از فرو پاشی یوگسلاوی
کوزوو با جمعیتیجبالغ بر دو میلیون نفر و مساحتی حدود 11000 کیلومترمربع در جنوب باختری صربستان واقع گردیده که از جنوب شرقی و جنوب به مقدونیه و آلبانی و در شمال به صربستان منتهی می گردد واین ایالت از زمان فعالیت سرکوب گرایانه صربها همواره مورد توجه جامعه بین المللی قرار داشته است.1 کوزوو دارای معادن و ذخایر سرشار از جمله: نقره، روی و ذعال سنگ است. باوجود این، یکی از توسعه نیافته ترین مناطق صربستان و یکی از فقیرترین بخشهای یوگسلاوی سابق به شمار می رود.2
آغاز مناقشات کوزوو یا آخرین مسأله بالکان به 1815 میلادی بر می گردد. در این مقطع زمانی، بالکان بین دو امپراتوری عثمانی و هاپسبورگ3 تقسیم شده بود. جنوب و جنوب شرقی شبه جزیره، در اختیار نیروهای عثمانی بود و شمال و شمال غرب در اختیار امپراتوری هاپسبورگ قرار داشت. قلمرو این دو امپراتوری در بالکان به گونه ای بود که هیچ وحدت قومی، ایدئولوژیک آنها را از یکدیگر جدا نکرده بود و گروههای جمعیتی و قومی در دو سوی مرزهای تحمیلی این دو امپراتوری زندگی می کردند.
دوره حد فاصل 1815 تا 1918 گروههای قومی و نژادی در محدوده های جغرافیایی کوچک و بزرگ، سرزمینهایی را شکل دادند. صربها، تلاش خود را برای ایجاد و داشتن محدوده های خاص قومی آغاز نمودند و مسلمانان نیز به سوی بوسنی روانه شدند. شکست امپراتوری عثمانی منجر به تشکیل اولیه بلغارستان فعلی، رومانی و پادشاهی صربستان شد.4
منطقه بالکان با نژادهای مختلف تا اوایل قرن بیستم، همواره تحت تسلط قدرت هایی چون امپراتـــوری
اتریش، مجارستان و عثمانی قرار داشت. پس از وقوع جنگ های بالکان و در جریان کنفرانس 1912 لندن، برای نخستین بار آلبانی به عنوان کشوری مستقل در این منطقه ایجاد شد.
آلبانی ها در پی تصرف کوزوو بودند اما در نهایت صربها در سال1913 کوزوو را به خاک خود ملحق نمودند.5در پایان سال 1915، پس از شکست ارتش صربستان در نخستین جنگ بالکان، امپراتوری مجارستان بخش شمالی و بلغارستان بخش جنوبی کوزوو را اشغال نمودند اما صربستان در سال 1918 مجدداً کوزوو را تصرف کرد و پس از جنگ، کوزوو بار دیگر به کشور تازه تأسیس یوگسلاوی پیوست.6
در دوران فرمانروایی تیتو7 در 1945، بر اساس تصمیم سرپرستی”شورای مردم”، کوزوو به عنوان ناحیه خود مختار و یکی از بخش های یوگسلاوی اعلام شد.8
در آخرین اصلاحات به عمل آمده در قانون اساسی فدرال یوگسلاوی سابق، در سال1974 کوزوو به عنوان یک منطقه با خود مختاری وسیع در چارچوب جمهوری صربستان اعلام گردید.9 در این دوران کوزوو به همراه استان ویودینا دیگر استان خود مختار صربستان ضمن داشتن نمایندگان مستقل، هر کدام دارای یک مجلس و دولت مستقل محلی بودند.10
از سال 1981 پس از مرگ تیتو رئیس جمهور جمهوری فدرال یوگسلاوی، آلبانی تبارهای کوزوو طی اعتراضات و تظاهرات خود، خواستار اعلام کوزوو به عنوان جمهوری با حقوق برابر با شش جمهوری دیگر یوگسلاوی سابق (صربستان، مونته نگرو، مقدونیه، کرواسی، اسلوونی بوسنی- هرزه گوین) شدند. در سال 1989، در پی تصویب اعلامیه جمهوری مستقل کوزوو توسط نمایندگان مجلس محلی کوزوو، پارلـمان صربستان ضمـن
انحلال مجلس محلی و دولت کوزوو، خودمختاری گسترده کوزوو را طی قانون اساسی جدید ملغی و یک خودمختاری محدود به آن اعطا نمود.11
در دوران میلوسویچ12 که پس از مرگ تیتو، رئیس جمهور صربستان شده بود فشار علیه آلبانی تبارها اوج گرفت و اقدامات ضد کوزوویی شدت یافت.13 وی سعی در کم کردن اختیارات خودمختاری کوزوو از طریق پارلمان را داشت.آلبانی تبارهای کوزوو به این اقدامات اعتراض نمودند. در نتیجه حکومت مرکز یوگسلاوی، نیروهای نظامی خود را به سمت کوزوو گسیل نمود.
در سال1990جاعضای آلبانی تبار پارلمان کوزوو در خارج از ساختمان پارلمان رأی به استقلال کوزوو از یوگسلاوی دادند و حدود یک سال بعد آنها یک همه پرسی برگزار نمودند که در آن 99% شرکت کنندگان رأی به جدائی کوزوو از صربستان دادند. آلبانی تبارهای کوزوو متعاقباً برای خود دولت محلی و مجلس تعیین نمودند که این امر موجب شدت درگیریها شد و صدها هزار نفر آلبانیایی مجبور به ترک خانه هایشان شدند.14
گفتار دوم: کوزوو و فرو پاشی یوگسلاوی
در سالهای 1992- 1991 جماهیر اسلوانی، کرواسی، مقدونیه و بوسنی- هرزه گوین از جمهوری اتحاد سوسیالیستی یوگسلاوی جدا شدند و جمهــوری صربستان و مـونته نگرو بـا عنـوان جمـهوری اتحـادیه یــوگســلاوی
(FRY)15 خود را جانشین یوگسلاوی سابق 16(SFRY) اعلام نمود.17
کمیته بادینتر18کهج مؤظف بود به سؤالات در خصوص فرو پاشی یوگسلاوی و شناسایی جماهیر جدا شده از آن پاسخ دهد، به این نتیجه رسید که یوگسلاوی در حال فرو پاشی است به عبارت دیگر، کشور پیشین یوگسلاوی سابق دیگر وجود ندارد.
در حالی که صربستان و مونته نگرو و برخی کشورهای نظیر روسیه، معتقد به فرو پاشی یوگسلاوی نبوده و صربستان را جانشین یوگسلاوی می دانستند. اما قطعنامه 757 شورای امنیت مصوب 1992، متضمن فرو پاشی یوگسلاوی بود.19
در این دوران که همزمان با بحران بوسنی و هرزه گویین بود، کوزوویی ها مایل به اقدامات علیه صربها بودند اما به دلیل توجه جامعه بین المللی به این بحران، آنها شرایط را برای شروع این اقدامات مناسب ندانستند. به همین دلیل، پس از خاتمه جنگ در سال1995، آلبانی تبارهای کوزوو از فرصت موجود استفاده نموده و تحولات گسترده سیاسی و نظامی خود را آغاز نمودند. این تحولات از سوی بلگراد، اقدام علیه امنیت ملی و مصالح عمومی کشور تلقی گردید.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اهداف آلبانی تبارها از اقدامات خود شامل موارد ذیل می باشد:
بازگرداندن خودمختاری وسیع مندرج در قانون اساسی سال1974 یوگسلاوی سابق به کوزوو.
ارتقاء وضعیت کوزوو به جمهوری مستقل هم سطح با جمهوری صربستان و مونته نگرو.
اعلام جدائی کوزوو از صربستان و استقلال آن.
الحاقجکشور آلبانی به کوزوو و تشکیل آلبانی بزرگ.20
درگیری های بوسنی و هرزه گوین، باعث کاهش فشار صربها برآلبانی تبارها شده بود. اما پس از صلح دیتون و خاتمه درگیری ها، بار دیگر توجه صربها به کوزوو معطوف شد. و صربها در حفظ کشور با شکست مواجه شده بودند از استقلال جمهوری های تشکیل دهنده کشورشان جلوگیری نمایند، سعی در حفظ کوزوو داشتند و این امور باعث وقوع درگیری و جنگ بین ارتش صربستان و ارتش آزادی بخش کوزوو در سال 1996 شد.21
ارتشججآزادی بخش کوزوو 22(KLA) که در اوایل دهه 1980 تأسیسجججشده بود، در سال های 1997 و 1998 سطح خشونتش را تشدید نمود که این امر منجر به افزایش عکس العمل نیروهای امنیتی یوگسلاوی شد و در پی آن بسیاری از کوزوویی ها مهاجرت نمودند و یا کشته شدند.23
گفتار سوم: بحران کوزوو و حملات ناتو
آغاز بحران کوزوو به درگیری نیروهایجپلیس صرب با ارتش آزادیبخش کوزوو در 28 فوریه 1998 بر می گردد. بحران با کشته شدن آلبانی تبارها به دست صربها در 4 مارس 1998 شدت گرفت. با پیشنهاد آمریکا در 7 مارس 1998، وزرای خارجه گروه تماس بین المللی24 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و روسیه) برای حل بحران گرد هم آمدند ماحصل این نشست، یک بیانیه 10 ماده ای بود که طی آن خواسته شده بود دولت بلگراد دست از کشتار و سرکوبجآلبانی تبارهای کوزوو بردارد. کشورهای عضو گروه تماس اعلام نمودند، در صورت عدم پذیرش مفاد بیانیه نسبت به تحریم های نظامی و اقتصادی این کشور اقدام خواهند نمود.سایر کشورهای اروپایی نیز با انتشار بیانیه، یوگسلاوی را تهدید به تحریم های جدید نمود.25
شورای امنیت نیز درگیری های داخلی کوزوو را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی دانست و در واکنش به عملیات سرکوب گرانه بلگراد، قطعنامه 1160 را در 31 مارس 1998 تصویب و درآن استفاده از زور و فشار نیروهای صرب را محکوم نمود. در این قطعنامه تحریم تسلیحاتی جمهوری فدرال یوگسلاوی آمده بود.26 باتوجه به فشارهای بین المللی، دولت بلگراد آمادگی خود را برای مذاکرات جهت حل و فصل بحران، بدون دخالت عوامل خارجی و هر گونه طرح میانجیگری در چارچوب قانون اساسی صربستان را اعلام داشت اما از طرف دیگر، آلبانی تبارهای کوزوو هر گونه مذاکره را منوط به حضور اتحادیه اروپا و یا آمریکا می نمودند.
در این زمان ارتش آزادیبخش کوزوو، درپی افزایش فشارهای بین المللی علیه بلگراد، تحرکات نظامی خودش را در خاک کوزوو افزایش داد و در ژوئن 1998 چندین مقر پلیس صرب و تقریباً یک سوم خاک کوزوو را تصرف نمود و ارتش صرب با حمله نظامی وسیعی بیشتر مناطق را از KLA باز پس گرفت و این امر موجب شد، سیاست تهدید علیه یوگسلاوی افزایش یابد و سفرای ناتو از طرح تهاجم هوائی علیه صربستان به عنوان یک اهرم سخن به میان آورند و گروه تماس نیز در صدد تدوین طرح خود مختاری وسیع کوزوو در چارچوب تمامیت ارضی یوگسلاوی بر آمد تا شاید از طریق گفتگوی صلح آمیز بحران را حل نماید.27
با اوج گیری تنشها، نیروهای صرب متعاقب تحریم همه پرسی در صربستان و مونته نگرو از سوی آلبانی تبارها، وارد کوزوو شدند که این امر موجب شد طی چند ماه، هزاران نفر از منطقه آواره شوند. شورای امنیت در واکنش به این حملات، قطعنامه 1199 را در سپتامبر 1998 به تصویب رساند.28شورای امنیت در این قطعنامه، بدتر شدن وضعیت کوزوو را “تهدید علیه صلح و امنیت منطقه” تلقی کرده و از همه طرف های منازعه کوزوو خواست که به خصومت خود فوراً خاتمه دهندو آتش بس برقرار کنند و برای بهبود وضعیت انسانی و ورود به مذاکرات با مشارکت بین المللی گامهای فوری بردارند.29
در پی این قطعنامه میلوسویچ مذاکراتش را با ریچارد هولبروک30 نماینده گروه تماس آغاز نمود و بلگراد با خروج نیروهای خود ازکوزوو واستقرار 2000 ناظر بین المللی اعزامی از سوی سازمان امنیت و همکاری اروپا و پرواز هواپیماهایجغیر مسلح ناتو جهت نظارت بر اجرای توافقات، موافقت نمود.
شورای امنیت نیز با تصویب قطعنامه 1203، بر اجرای توافقات امضاء شده با هولبروک و استقرارناظرین بین المللی تأکید نمود که نتیجه آن توقف کوتاه مدت فعالیت های مسلحانه گردید. اما در پی اقدامات KLA برای نیل به استقلال نیروهای یوگسلاوی مجدداً اقدامات مسلحانه و خشونت بار خود را آغاز نمودند که کشتار 45 غیر نظامی روستای راکاک سبب واکنش های دیپلماتیک و همچنین تهدید به حملاتججهوایی نیروهای ناتو علیه یوگسلاوی شد.31
وزرای امور خارجه گروه تماس بین المللی در 29 ژانویه 1999 در لندن طی نشستی به دو طرف درگیر مهلت دادند که گفتگوهای صلح رامبوئیه32واقع در حومه پاریس را آغاز نمایند و به جنگ و منازعه خاتمه دهند.33 از 6 فوریه 1999 گفتگوها در رامبوئیه فرانسه بین طرفین آغاز شد و سران گروه تماس اعلام نمودند که پایه و اساس گفتگوها باید مبتنی بر حق خودگردانی برای یک دوره انتقالی سه ساله باشد. محور مذاکرات رامبوئیه که یک ماه به طول انجامید شامل موارد ذیل بود:
– اعطای حق خودمختاری به کوزوو.
– استقرار صلح.
– خروج نیروهای صرب و تجهیزات سنگین از کوزوو
– عدم تحرک نیروهای ارتش آزادیبخش کوزوو تا مدت 3 ماه و تسلیم سلاح ها به صلح بانان.34
مذاکراتجرامبوئیه به علت عدم توافق جامع بین طرفین علی الخصوص مخالفت دولت بلگراد با حضور نیروهای نظامی بین المللی در کوزوو در تاریخ 23 فوریه با شکست به پایان رسید و با شکست این مذاکرات، ناتــو
زمینه لازم برای آغاز حمله را بدست آورد. مقامات ناتو در 24 مارس 1999 تهدیدات خود را عملی نمودند و حملات هوائی و موشکی ناتو علیه یوگسلاوی، بدون کسب مجوز شورای امنیت سازمان ملل به منظور حل و فصل قهر آمیز بحران کوزوو، آغاز شد.35
مبحث دوم: تصویب قطعنامه 1244 شورای امنیت و خاتمه جنگ در کوزوو
با بمباران هوائی ناتو علیه مواضع صرب، ارتش این کشور نیز اقدامات مقابله به مثل خود در خاک کوزوو را تشدید نمود که ماحصل این درگیری ها چیزی جز کشته شدن بسیاری از آلبانی تبارها و آوارگی و مهاجرت آنها به کشورهای اروپائی نبود. مهاجرت آوارگان، کشورهای اروپایی را تحت فشار جدی قرار داد و این امر باعث تلاش های آنان جهت یافتن یک راه حل سیاسی برای خاتمه بحران گردید. اما کلیه طرح های صلح پیشنهادی از جملهججطرح کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل، طرح صلح آلمان با عدم توافق دولت بلگراد به شکست انجامید.36
در ماه مه 1999، تلاش های دیپلماتیک برای حل و فصل بحران کوزوو افزایش یافت و وزرای خارجه گروه هشت طی نشستی در بن با صدور بیانیه پنج ماده ای در خصوص حل بحران به کار خود خاتمه دادند. در این بیانیه بر پایان خشونت و سرکوب در کوزوو و خروج نیروهای نظامی و پلیس صرب، بازگشت آوارگان و ایجاد یک نهاد سیاسی از سوی دولتجخودجمختار کوزوو با رعایت اصول حاکمیت و تمامیت ارضی یوگسلاوی تأکید شده بود.37
یوگسلاوی در روزهای پایانی ماه مه، اصول حل و فصل بحران مورد نظر گروه 8 را پذیرفت و با پذیرش قطعنامه شورای امنیت در این رابطه موافقت نمود.38
پس از پذیرش اصول کلی گروه 8 توسط یوگسلاوی مذاکرات فرماندهان نظامی ناتو و یوگسلاوی در کومانو آغاز گردید و نهایتاً یوگسلاوی طرح کومانوو39 را پذیرفت و نیروهای امنیتی خود را از کوزوو خارج نمود.
سپس شورای امنیت قطعنامه 1244 را تحت فصل هفتم منشور ملل متحد بر اساس اصول کلی راه حل سیاسی گروه 8 (ضمیمه شماره 1 قطعنامه) و توافق نامه کومانوو با 14 رأی موافق و یک رأی ممتنع (چین) به تصویب رسید.40 قطعنامه 1244 شورای امنیت به جنگ کوزوو خاتمه داد و اداره امور کوزوو ازسوی شورای امنیت به “هیأت مأموریت سازمان مللجبرای اداره موقت کوزوو”41 واگذار شد.42 در مقدمه قطعنامه به تعهد دولت های عضو سازمان ملل به رعایت احترام اصل تمامیتجارضی جمهوری فدرال یوگسلاوی براساس بیانیه نهایی هلسینکی و رعایت قطعنامه1160 ( 1998 ) و 1199 (1998) و 1203 (1998) تأکید شده بود.43
اهم موارد مطروحه در قطعنامه 1244 شورای امنیت به شرح ذیل بود:
اصول کلی مطرح شده در ضمائم یک و دو، مبنای حل و فصل بحران کوزوو قرار گرفته است.
خاتمه خشونت و سرکوب در کوزوو و خروج مرحله بندی شده کلیه نیروهای شبه نظامی یوگسلاوی از کوزوو.
استقرار سریع و حضور مؤثر غیر نظامی و امنیتی نیروهای بین المللی در کوزوو و تأکید بر همکاری طرفین برای استقرار این نیروها در کوزوو.
تعیین نماینده ویژه توسط دبیرکل سازمان ملل جهت نظارت براجرای نیروهای غیر نظامی.
اختیار دبیرکل سازمان ملل جهت ایجاد نهادهای اداری موقت در کوزوو با حضور نیروهای بین المللی به منظور خودمختاری اساسی کوزوو در چارچوب جمهوری فدرال یوگسلاوی.
توقف فعالیت های تهاجمی (نظامی) ارتش آزادیبخش کوزوو و ملزم بودن به خلعجسلاح.44
پس از تصویب قطعنامه 1244 شورای امنیت سازمان ملل و عقب نشینی نیروهای صرب از کوزوو جنگ 78 روزه بالکان رسماً خاتمه یافت و اولین ستون از نیروهای حافظ صلح ناتو در 12 ژوئن 1999 وارد خاک کوزوو شدند. هدف حضور این نیروها فراهم کردن زمینه بازگشت آوارگان و برقراری امنیت در کوزوو بود.45
مبحث سوم صدور اعلامیه استقلال کوزوو و صدور نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری
گفتار اول: صدور اعلامیه استقلال یک جانبه کوزوو
قطعنامه 1244 باعث شکل گیری مأموریت موقتی سازمان ملل متحد در کوزوو (UNMIC) شد. دو سال بعد سازمان ملل متحد چارچوب اساسی برای حکومت خودمختار کوزوو 46(CF) و مکانیزم حاکمیت دو گانه برای انتقال اختیارات از عاملین بین المللی به نهادهای داخلی را اعلام نمود. در این چارچوب سیاست گذاری ها هم توسطUNMIC و هم نهادهای (حکومت) خودمختار کوزوو 47(PISG) انجام می شد. البته اقدامات نهادهای خودمختار تحت نظارت نماینده ویژه دبیرکل بود. اختیارات نماینده ویژه در کلیه زمینه های اجرائی، قانون گذاری و قضائی بود.48
در همین اقداماتی نظیر برگزاری انتخاب پارلمانی و ریاست جمهوری صور ت پذیرفت و از سال 2006 مذاکرات بین المللی جهت تعیین وضعیت نهائی کوزوو با سرپرستی مارتی آهتیساری49 نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل، جهت ایجاد حکومت غیر متمرکز در کوزوو و رعایت حقوق اقلیت ها صورت گرفت. با توجه به بن بست مذاکرات نهایتاً آهتیساری گزارش خود را به همراه طرح ویژه در خصوص تعیین وضعیت نهائی کوزوو را تسلیم شورای امنیت نمود. این طرح به نوعی استقلال کوزوو تحت نظارت جامعه بین المللی پیش بینی شده بود.
طرح فوق علیرغم حمایت از سوی ایالت متحده و دول عضو اتحادیه اروپا و حتی تهیه پیش نویس قطعنامه جدید جایگزین قطعنامه 1244 با مخالفت روسیه، چین و حتی برخی از دولت های عضو اتحادیـه اروپا مواجه
شد و در نهایتجقطعنامه ای در این خصوص به تصویب شورای امنیت نرسید و هیچ توافقی نیز بین کوزوو و صربستان صورت نگرفت.50
این امر سبب شد نهادهای خودمختار کوزوو در محل پارلمان کوزوو، استقلال کوزوو را اعلام و از جامعه بین المللی درخواست شناسائی کوزوو را نمودند. کوزوو توسط برخی کشورهای غربی نظیر آمریکا، انگلیس و متحدانشان مورد شناسائی قرارجگرفت.51
گفتار دوم: صدور نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری
پس از اعلام استقلال یک جانبه کوزوو از صربستان در17 فوریه 2008 توسط جمعی از نمایندگان کوزوو (109 رأی موافق از 120 عضو مجلس کوزوو) جمهوری صربستان مخالفت خود را با اعلامیه استقلال اعلام نمود.
بودیس تادیچ52 رئیس جمهور صربستان در جلسه مورخ 18 فوریه شورای امنیت به غیر قانونی بودن اعلامیه استقلال اشاره و آن را باطل و بلااثر اعلام کرد.مجمع عمومی سازمان ملل هم در 18 اکتبر 2008 طی جلسه ای پیش نویس قطعنامه ای (3/63)را که به همت صربستان، درجزمینه اعلام استقلال تنظیم گردیده بود، با رأی ممتنع بالایی تصویب نمود.53
قطعنامه مجمع عمومی از دیوان بینجالمللی دادگستری درجرابطه با اینکه آیا اعلامیه استقلال نهادهایجموقت خودمختار کوزوو با حقوق بین الملل هم خوانی دارد یا خیر؟ تقاضای نظریه مشورتی نمود.54
دیوان بین المللی دادگستری پس از بررسی لوایح و اظهارات کتبی و شفاهی دولت ها و سوابق موضوع
سرانجام در 22 جولای 2010 نظریه مشورتی خود را در رابطه با سوال مجمع عمومی سازمان ملل متحد مبنی بر اینکه اعلامیهجاستقلالجمورخ 17 فوریه سال 2008 هیچکدام از قواعد قابل اجرا حقوق بین الملل را نقض ننموده است، صادر نمود.55
فصل دوم : دیوان بین المللی دادگستری و مباحث شکلی نظریه مشورتی استقلال یک جانبه کوزوو
مبحث اول: صلاحیت56 وصلاحدید57 دیوان بین المللی دادگستری
گفتار اول: مفهوم ومبنای صلاحیت دادگاههای بین المللی
صلاحیت به اختیار یک مرجع قضایی یا داوری جهت اجرای عدالت بین اصحاب دعوی از طریق تصمیم گیری نسبت به قضیه مطروحه که برای دولت ها لازم الاتباع می باشد، اطلاق می شود.به عبارت دیگر، صلاحیت حوزه ای از اختیارات یک مرجع بین المللی می باشدجکه بر اساس آن دامنه عمل مرجع قضایی مشخص می گردد.این مسئله در مراجع بین المللی با مفهوم “اجرای عدالت”که کار ویژه اصلی آنها می باشد، مرتبط است .58
درحقوق بین الملل یک اصل غیرقابل انکاری وجود دارد که طبق آن هیچ دولتی ملزم به ارجاع اختلاف خویش بادولت دیگر، به یک مرجع قضایی بین المللی نیست.بنابراین بدون موافقت ورضایت یک دولت نمی توان اختلاف موجود بین دو دولت را به یک مرجع قضایی جهت تصمیمجگیری ارائه کرد.در حقیقت رضایت دولتها موجب می گردد که دادگاه از صلاحیت ذاتی برخوردار شود.59
گفتار دوم: صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری
دیوان دارای دودسته صلاحیت در انجام وظایفش جهت اتخاذ تصمیم در خصوص مسائل مطروحه نزد خود
میجباشد که شامل صلاحیت های اصلی یا قضایی ودیگری صلاحیت فرعی یا اقدامات تامینی موقتی 60
می باشد.دسته اخیر، صلاحیت دیوان در خصوص صدور قرارهای اقدامات موقتی تامینی وسایر قرارهای لازم برای اداره کردن جریان دعوی یا اقامه ادله وفق مواد 41و48اساسنامه اش می باشد61
بنداول: انواع صلاحیت اصلی دیوان
صلاحیت دیوان دررسیدگی به اختلافات بین دولت ها بستگی به رضایتججدولت های طرف دعوی دارد زیرا اعمال حق دادرسی وقضاوت امور بین المللیججز بر مبنای میل واراده دولت ها میسر نیست وشرط اصلی وقبلی قضاوت در حل وفصل اختلافات دولت ها، توافق آنها می باشد.علاوه بر این صلاحیت ترافعی، دیوان می تواند در هرمساله حقوقی به تقاضای هرسازمان ویا موسسه ای که در منشورملل متحدپیش بینی شده،رأی مشورتی صادر نماید.صلاحیت دیوان را می توان به دونوع صلاحیت ترافعی وصلاحیت مشورتی تقسیم کرد.62
الف: صلاحیت ترافعی
صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری در مورد رسیدگی به اختلافات حقوقی ارجاعی،ناشی از بندجج1ماده 38 اساسنامه دیوان وماده 93 منشور ملل متحد می باشدوطبق ماده مزبور و مواد 34 الی37 اساسنامه مشخص می شود.63 همان طور که گفته شد، رضایت دولت ها جهت رسیدگی به اختلافات ارجاعی به دیوان الزامی است و دیوان قبل از رسیدگی به ماهیت اختلافات باید رضایت کشورهای طرف دعوی را احراز نماید.64
براساس ماده 36 اساسنامه دیوان، این نوع صلاحیت دیوان شامل کلیه اختلافات حقوقی است که اصحاب دعوا در خصوص آن به دیوان رجوع می کنند و شامل کلیه مواردی است که در منشور ملل متحد یا قراردادها و
کنوانسیون های بین المللی پیش بینی شده است.65
1: مجاری اعلام رضایت دولت ها نسبت به صلاحیت دیوان
صلاحیت ترافعی دیوان طبق بندهای 1و2 ماده 36 اساسنامه مبتنی بر رضایت دولت های طرف دعوی است.
دولت ها ضمن عضویت در منشور ملل متحد واساسنامه دیوان که یک نوع صلاحیت عام66است،باید رضایت خود را به یکی از صور ذیل اعلام نماید.67
1-1: پذیرش اختیاری صلاحیت (صلاحیت اختیاری)
دولت ها می توانند رضایت خود را درخصوص صلاحیت دیوان پس از بروز اختلاف به صورت اختیاری از طریق قراردادهای خاص68اعلام نمایند.همچنین دیوان می تواند هرگونهجاعمال افاده کننده رضایت به ویژه طرز رفتار دولت خواندهجپس از طرح دعوی مثل ارائه لایحه دفاعیه را دال بر رضایت ضمنی تلقی نماید.طرز رفتار دولت خوانده یک طریق غیر رسمی اعلام رضایت در چارچوب بند 1 ماده 36 اساسنامه دیوان است.69

پاسخ دهید