منابع کارشناسی ارشد و دکتری

منابع کارشناسی ارشد

منابع کارشناسی ارشد  اگر به درستی انتخاب شوند، اولین قدم صحیح در مسیر حرکت به سوی قبولی در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه سراسری و آزاد است، لذا دپارتمان های تخصصی سنجش امیرکبیر جهت سهولت دسترسی داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد ،  را تدوین و گردآوری نموده است تا داوطلبان بدون مشاوره کارشناسی ارشد حتی اگر خودشان به صورت مستقل نیز بخواهند منابع آزمون ارشد  را تهیه کنند این امر قابل انجام باشد. به داوطلبان آزمون ارشد  توصیه می شود که از بسته های آموزشی (کتب و جزوات تخصصی) مورد نیاز رشته ارشد  استفاده کنند (به دلایل زیر) ولی اگر باز اصرار دارند که کتب مرجع مربوط به منابع ارشد را تهیه کنند توصیه می شود در کنار منابع تهیه شده مرجع، کتاب مشاوره و برنامه ریزی کنکور کارشناسی ارشد (مشاوره آزمون ارشد ، برنامه ریزی آزمون ارشد) به روش سنجش امیرکبیر را تهیه کنند که به آنها روش برنامه ریزی آزمون کارشناسی ارشد را ارایه می دهد که بتوانند از می نیمم زمان، ماکزیمم استفاده را بکنند. لذا دوباره داوطلب عزیز تکرار می شود حتما برای گرفتن جواب ، برنامه ریزی کارشناسی ارشد را در برنامه خود قرار دهید.

منابع کارشناسی ارشد

منابع آزمون زبان

منابع آزمون کارشناسی ارشد فنی مهندسی

منابع آزمون دکتری فنی مهندسی

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم انسانی

منابع آزمون دکتری علوم انسانی

منابع آزمون کارشناسی ارشد کشاورزی

منابع آزمون دکتری کشاورزی

منابع آزمون کارشناسی ارشد دامپزشکی

منابع آزمون دکتری دامپزشکی

منابع آزمون کارشناسی ارشد هنر

منابع آزمون دکتری هنر

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم پایه

منابع آزمون دکتری علوم پایه

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی

منابع آزمون دکتری علوم پزشکی

منابع آزمون دکتری مهندسی برق | منابع آزمون کارشناسی ارشد مهندسی برق

منابع آزمون دکتری مهندسی عمران | منابع آزمون کارشناسی ارشد مهندسی عمران

منابع ارشد

منابع کنکور کارشناسی ارشد  اگر صحیح انتخاب شوند، مهم ترین قدم صحیح در مسیر حرکت به سوی قبولی در کنکور کارشناسی ارشد  دانشگاه آزاد و سراسری است، به همین منظور دپارتمان های تخصصی سنجش امیرکبیر جهت دسترسی آسان تر داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد  ، منابع کارشناسی ارشد  را گردآوری و تدوین نموده است تا داوطلبان بدون مشاوره آزمون کارشناسی ارشد حتی اگر خودشان به صورت مستقل نیز بخواهند منابع کنکور ارشد  را تهیه کنند این امر قابل انجام باشد. به داوطلبان کنکور ارشد  توصیه می شود که از بسته های آموزشی (کتب و جزوات تخصصی) مورد نیاز رشته  ارشد  استفاده کنند (به دلایل فوق) ولی اگر باز اصرار دارند که کتب مرجع مربوط به منابع ارشد  را تهیه کنند توصیه می شود در کنار منابع تهیه شده مرجع، کتاب مشاوره و برنامه ریزی کنکور ارشد (مشاوره ارشد ، برنامه ریزی کنکور ارشد) به روش سنجش امیرکبیر را تهیه کنند که به آنها روش برنامه ریزی کنکور کارشناسی ارشد را ارایه می دهد که بتوانند از می نیمم زمان، ماکزیمم استفاده را بکنند. لذا در حسن ختام تکرار می شود حتما برای گرفتن جواب ، برنامه ریزی ارشد را در برنامه خود قرار دهید.

منابع کارشناسی ارشد , دکتری

منابع آزمون دکتری مهندسی برق,

منابع آزمون دکتری فنی مهندسی

منابع آزمون دکتری کشاورزی

منابع آزمون دکتری علوم پایه

منابع آزمون دکتری علوم انسانی

منابع آزمون دکتری هنر

منابع آزمون دکتری علوم پزشکی

منابع آزمون دکتری فنی مهندسی

منابع آزمون دکتری فنی مهندسی

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون دکتری حقوق

منابع دکتری

منابع دکتری  اگر به درستی انتخاب شوند، اولین قدم صحیح در مسیر حرکت به سوی قبولی در آزمون دکتری دانشگاه سراسری و آزاد است، لذا دپارتمان های تخصصی سنجش امیرکبیر جهت سهولت دسترسی داوطلبان آزمون دکتری ،  را تدوین و گردآوری نموده است تا داوطلبان بدون مشاوره دکتری حتی اگر خودشان به صورت مستقل نیز بخواهند منابع آزمون دکتری  را تهیه کنند این امر قابل انجام باشد. به داوطلبان آزمون دکتری  توصیه می شود که از بسته های آموزشی (کتب و جزوات تخصصی) مورد نیاز رشته دکتری  استفاده کنند (به دلایل زیر) ولی اگر باز اصرار دارند که کتب مرجع مربوط به منابع دکتری را تهیه کنند توصیه می شود در کنار منابع تهیه شده مرجع، کتاب مشاوره و برنامه ریزی کنکور دکتری  (مشاوره آزمون دکتری ، برنامه ریزی آزمون دکتری) به روش سنجش امیرکبیر را تهیه کنند که به آنها روش برنامه ریزی آزمون دکتری را ارایه می دهد که بتوانند از می نیمم زمان، ماکزیمم استفاده را بکنند. لذا دوباره داوطلب عزیز تکرار می شود حتما برای گرفتن جواب ، برنامه ریزی دکتری را در برنامه خود قرار دهید.

منابع کارشناسی ارشد , دکتری

منابع آزمون دکتری | منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون دکتری | منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون دکتری | منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون دکتری | منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون دکتری | منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون دکتری

منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد

منابع آزمون دکتری

منابع آزمون کارشناسی ارشد

مرجع اخبار دانشگاهی | اخبار آزمون دکتری | اخبار آزمون کارشناسی ارشد | یو ان آر

مرجع اخبار دانشگاهی | اخبار آزمون دکتری | اخبار آزمون کارشناسی ارشد | یو ان آر

مرجع اخبار دانشگاهی | اخبار آزمون دکتری | اخبار آزمون کارشناسی ارشد | یو ان آر

اخبار آزمون دکتری | منابع آزمون دکتری

اخبار آزمون دکتری | منابع آزمون دکتری

اخبار آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون کارشناسی ارشد

اخبار آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون کارشناسی ارشد

مرجع اخبار دانشگاهی | اخبار آزمون دکتری | اخبار آزمون کارشناسی ارشد | یو ان آر

اخبار آزمون دکتری | منابع آزمون دکتری

اخبار آزمون کارشناسی ارشد | منابع آزمون کارشناسی ارشد

اخبار آزمون دکتری

اخبار آزمون دکتری

اخبار آزمون کارشناسی ارشد

دلتانیوز

منابع دکترا

منابع کنکور دکتری  اگر صحیح انتخاب شوند، مهم ترین قدم صحیح در مسیر حرکت به سوی قبولی در کنکور دکتری  دانشگاه آزاد و سراسری است، به همین منظور دپارتمان های تخصصی سنجش امیرکبیر جهت دسترسی آسان تر داوطلبان کنکور دکتری  ، منابع دکترا  را گردآوری و تدوین نموده است تا داوطلبان بدون مشاوره آزمون دکتری حتی اگر خودشان به صورت مستقل نیز بخواهند منابع کنکور دکتری  را تهیه کنند این امر قابل انجام باشد. به داوطلبان کنکور دکتری  توصیه می شود که از بسته های آموزشی (کتب و جزوات تخصصی) مورد نیاز رشته  دکترا  استفاده کنند (به دلایل فوق) ولی اگر باز اصرار دارند که کتب مرجع مربوط به منابع دکتری  را تهیه کنند توصیه می شود در کنار منابع تهیه شده مرجع، کتاب مشاوره و برنامه ریزی کنکور دکتری (مشاوره دکتری ، برنامه ریزی کنکور دکترا ( به روش سنجش امیرکبیر را تهیه کنند که به آنها روش برنامه ریزی کنکور دکتری را ارایه می دهد که بتوانند از می نیمم زمان، ماکزیمم استفاده را بکنند. لذا در حسن ختام تکرار می شود حتما برای گرفتن جواب ، برنامه ریزی دکتری را در برنامه خود قرار دهید. داوطلبان جهت سنجش تکمیلی و آموزش تکمیلی به سایت  سنجش امیرکبیر مراجعه کنند.

آزمون دکتری

آزمون دکتری

آزمون کارشناسی ارشد

آزمون کارشناسی ارشد

قانون ثروت | قانون جذب و راز قبولی در کنکور

سامانه آزمون های آزمایشی سنجش امیرکبیر

فروشگاه دانشگاهی

شبکه اجتماعی دانشگاهیان

منابع آزمون دکتری

پورتال سنجش تحصیلات تکمیلی سنجش امیرکبیر

سنجش امیرکبیر

منابع کنکور دکتری | منابع کنکور کارشناسی ارشد | سنجش امیرکبیر

منابع کنکور دکتری | منابع کنکور کارشناسی ارشد | سنجش امیرکبیر

منابع کنکور کارشناسی ارشد | منابع کنکور دکتری | سنجش امیرکبیر

منابع کنکور کارشناسی ارشد | منابع کنکور دکتری | سنجش امیرکبیر

کنکور دکتری

منابع آزمون دکتری فنی مهندسی

منابع آزمون کارشناسی ارشد فنی مهندسی

منابع آزمون کارشناسی ارشد هنر

منابع آزمون دکتری هنر

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم پایه

منابع آزمون دکتری علوم پایه

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم انسانی

منابع کارشناسی ارشد , دکتری

ویژگی های بارز بسته آموزشی کارشناسی ارشد و بسته آموزشی دکتری سنجش امیرکبیر

جزوات سنجش امیرکبیر توسط نفرات برتر کنکور سال های گذشته گردآوری گردیده و حاوی مطالب مفید و نکات برگزیده ای است که موجب صرفه جویی در وقت داوطلبان می گردد. بسیاری از داوطلبان ارشد  و داوطلبان دکتری با مشاهده حجم و تعدد کتب رفرنس اعلام شده، نگران نحوه گزینش مطلب و کمبود زمان برای مطالعه آنها می‎ گردند، از اینرو جزوات سنجش امیرکبیر علاوه بر مطالب گردآوری شده توسط نفرات برترکنکور ارشد ، دارای مطالب کنکوری بوده و یک منبع جامع، کامل و در عین حال خلاصه محسوب می شود که نیاز شما را به هر کتاب یا هر منبع دیگری مرتفع می ‎کند.
مزیت دیگر پکیج‎ آموزشی کارشناسی ارشد سنجش امیرکبیر امکان دریافت جزوات ویرایش شده بدون نیاز به پرداخت هزینه مجدد جزوات  توسط خریدار می باشد. به عبارت دیگر اگر جزوه ‎ای حتی یک روز پس از خرید شما ویرایش گردد، می توانید نسخه جدید جزوات ارشد آن را بطور رایگان از فروشگاه موسسه دریافت نمایید.

منابع کارشناسی ارشد , دکتری

منابع آزمون دکتری علوم انسانی

منابع آزمون کارشناسی ارشد کشاورزی

منابع آزمون دکتری کشاورزی

منابع آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی

منابع آزمون دکتری علوم پزشکی

منابع آزمون کارشناسی ارشد دامپزشکی

منابع آزمون دکتری دامپزشکی

منابع آزمون کارشناسی ارشد زبان

منابع آزمون دکتری زبان

منابع آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد

منابع آزمون دکتری دانشگاه آزاد

سنجش امیرکبیر در فیسبوک

سنجش امیرکبیر در تویتر

سنجش امیرکبیر در گوگل پلاس

سنجش امیرکبیر در اینستاگرام

سنجش امیرکبیر در پروفایل

سنجش امیرکبیر در تلگرام

سنجش امیرکبیر در آپارات

سنجش امیرکبیر در یوتیوب

سازمان سنجش آموزش کشور

دانشگاه آزاد اسلامی

مرکز سنجش پزشکی وزارت بهداشت

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

روش های برنامه ریزی برای کنکور

چطور برای کنکور برنامه ریزی کنیم؟

همه می‌دانیم که رقابت بسیار زیادی برای کنکور وجود دارد به همین دلیل برای کسب موفقیت در کنکور باید یک برنامه ریزی اصولی انجام داد و مطابق آن پیش رفت. برنامه ریزی باید متناسب با هدفی که برای خود تعیین کرده اید باشد تا با انجام آن برنامه ریزی گام به گام به هدفتان نزدیک‌تر شوید. در کل برنامه ریزی به ما کمک می‌کند تا بهتر و سریعتر به هدفمان برسیم. برنامه ریزی باعث کاهش اضطراب و فشار روانی می‌شود. در واقع با برنامه ریزی وقتی برای نگران شدن وجود ندارد. فرد زمان و فرصت کافی جهت استفاده از توانائی‌ها و آموخته‌های خود را خواهد داشت. برنامه ریزی احساس خوش بینی به آینده و امیدواری را در شما تقویت می‌کند. ایمان به پیروزی و رسیدن به هدف، انگیزه‌ای است بسیار قوی برای پیشرفت و در نهایت موفقیت فرد.

برنامه ریزی اصولی چیست؟

نکات مهم در یک برنامه ریزی اصولی کار دشواری نیست، فقط کافی است به چند نکته دقت کنید.

  • نحوه صحیح مطالعه
  • میزان ساعات مطالعه
  • خلاصه نویسی
  • برنامه اختصاصی برای هر فرد
  • انعطاف پذیری
  • قابل ارزیابی بودن
  • توجه به ساعات استراحت

بعد از رعایت این نکات دقت کنید که شما برای کنکور درس می‌خوانید پس باید باید کلی خواندن را فراموش کنید و یاد بگیرید که کنکوری بخوانید. کنکوری خواندن یعنی کتاب‌های درسی را مفهومی‌تر و با دقت و وسواس بیشتری مطالعه کنید و مطالب را حفظ نکنید بلکه با مفهومی خواندن آن‌ها را به خاطر بسپارید.

نحوه مطالعه کنکوری

حاشیه نویسی: البته این روش خیلی مناسب برای درک عمیق مطالب و خواندن کتاب‌های درسی نیست، ولی می‌تواند برای یادگیری مطالب و نکاتی که اهمیت چندانی ندارند، ولی خواندن آن‌ها الزامی است مورد استفاده قرار گیرد در جزوه خود یادداشت کنید.

خلاصه نویسی: برای این کار شما باید اول مطالب را مطالعه و درک کرده باشید سپس آن‌ها را یادداشت کنید. بهترین روش خلاصه نویسی برای کنکور و امتحان نهایی یادداشت کلمات کلیدی و مهم است. کلمات کلیدی کوتاه ترین، بهترین و پر معنی‌ترین کلمه‌ای است که با دیدن آن مفهوم جمله برایتان تداعی می‌شود. خلاصه نویسی هنگام دوره کردن قسمت‌های مهم در زمان نزدیک به کنکور روش بسیار خوبی است.

تست زنی: کنکور یعنی تست؛ بنابراین شما وقتی که به درک کافی از مطالب رسیدید باید تست زنی را شروع کنید و شاید بخواهید از بودجه بندی کنکور98 نیز استفاده کنید. سعی کنید برای تسلط بر مباحث دروس اختصاصی ۲۴ ساعت بعد از مطالعه، تست بزنید. البته برای دروس اختصاصی می‌توانید بلافاصله بعد از مطالعه تست‌های مربوط به آن مبحث را بزنید و هر ۲۴ ساعت یک بار نیز جهت تسلط بیشتر تست‌های بیشتری بزنید، همواره از بهترین منابع کمک درسی کنکور98 استفاده نمائید ولی برای دروس عمومی حتما ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از مطالعه شروع به زدن تست‌ها بکنید.

مکان مطالعه: شاید ندانید که مکان درس خواندن شما در میزان تمرکز خیلی تاثیر دارد. وقتی شما هر روز جای جدیدی برای درس خوادن انتخاب می‌کنید این تغییر مکان می‌تواند موجب بر هم خوردن تمرکز شود؛ بنابراین بهتر است جای آرام و مشخصی برای مطالعه در نظر بگیرید.

 

دیدنی های بوسنی هرزگوین

 

اطلاعات کلی کشور بوسنی و هرزگوین

 

پایتخت: سارایوو

 

جمعیت: حدود 4 میلیون نفر

 

بوسنی و هرزگوین یکی از کشورهای حوزه بالکان است که مسلمانان زیادی را در خود جای داده و در دهه میلادی یکی از جنگ های خونین دهه های گذشته را پشت سر گذاشت.

بوسنی از شمال و غرب با کرواسی، از شرق با صربستان و از جنوب با مونته نگرو  و دریای آدریاتیک همسایه است.

 

نام بوسنی از نام رود «بوسنا» که از میان این کشور می گذرد و 271 کیلومتر طول دارد گرفته شده است ، اما هرزگوین که بخش جنوبی این کشور را تشکیل می دهد ریشه در نام یکی از پادشاهان سابق این جمهوری دارد.

 

جغرافیا

 

کشور بوسنی و هرزگوین به لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب شرق اروپا و در شبه جزیره بالکان قرار گرفته است و با کشورهای کرواسی، صربستان و مونته نگرو مرز مشترک دارد. این کشور از دو ناحیهٔ بوسنی (در شمال) و هرزگوین (در جنوب) تشکیل شده است. مرز آبی این کشوربه طول ۲۲ کیلومتر تنها راه دسترسی این کشور به آبهای آزاد است بندر نئوم در این منطقه واقع شده است.

 

بوسنی و هرزگوین کشوری است عمدتا کوهستانی که منابع طبیعی سرشاری چون دریاچه ها، رودخانه ها، چشمه های پرآب و آب های معدنی متعدد دارد. حداقل 14 درصد از خاک بوسنی را زمین های قابل کشاورزی ، 20 درصد مراتع طبیعی و 40 درصد جنگل های انبوه تشکیل می دهد.

 

بوسنی و هرزگوین پیش از این بخشی از کشور یوگسلاوی بود. بوسنی و هرزگوین استقلالش را پس از جنگ یوگوسلاوی در دهه میلادی به دست آورد.

 

بوسنی و هرزگوین هنوز به اتحادیه اروپا نپیوسته است اما به عنوان گزینه ای بالقوه برای پیوستن به این اتحادیه به حساب می آید. این کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی است.

 

مردم بوسنی و هرزگوین

 

جمعیت این کشور چهار میلیون و 552 هزار و 198 نفر است که میانگین سنی آنها 9/38 سال است. امید به زندگی در بدو تولد برای زنان 03/82سال و برای مردان 57/74سال است. کمتر از 1/0درصد از مردم آن به بیماری ایدز مبتلا هستند.

 

48 درصد از مردم این کشور بوسنیایی، 1/37 درصد صرب و 3/14 درصد کروات هستند که از این میان 40 درصد از آنها مسلمان، 31 درصد ارتودوکس و 15 درصد آنها کاتولیک هستند.

 

زبان های رایج در این کشور بوسنیایی، کرواسی و صربی است.

 

وضعیت آب و هوایی

 

سارایوو هوایی نسبتا معتدل دارد. زمستان‌های این شهر سرد و تابستان‌های آن گرم است. باراش باران در سراسر طول سال پراکندگی دارد، اگرچه در ماه دسامبر و کمی در آگوست، روزهای بارانی بیشتری را شاهد خواهیم بود؛ بنابراین طبق انتظار تابستان بهترین زمان و زمستان فصل نامناسب برای این کار است.

بهترین زمان برای رزرو هتل

 

پیست اسکی تنها حدود یک ساعت از سارایوو فاصله دارد، بنابراین این شهر دو فصل پر گردشگر را تجربه می‌کند. از ماه ژوئن تا سپتامبر و همچنین دسامبر تا فوریه را می‌توان فصل پرگردشگر یا به اصطلاح High season  نامید که به تبع آن قیمت انواع هتل افزایش پیدا می‌کند. اکتبر و نوامبر نیز فصل کم گردشگر  هستند. همان‌طور که انتظار می‌رود، در این مدت قیمت هتل‌ها کاهش می‌یابد؛ بنابراین می‌توان انواع اتاق را با قیمتی ارزان اجاره کرد.در مورد تور اروپا بیشتر بخوانید.

 

ساختمان های المپیک زمستانی

 

جاهای دیدنی بوسنی و هرزگوین

 

شاید یک انتخاب بی نظیر در لیست کارهای انجام شده در بوسنی، بازدید از ساختمان ها و تأسیسات ساخته شده برای یک نمایش بین المللی در سال ۱۹۸۴ باشد ، امروزه این منطقه شبیه یک شهر ارواح در کوه های بلند شهر سارایوو Sarajevo است. این یک تجربه فرهنگی است. برای ایجاد یک لحظه درخشان میلیون ها دلار صرف ساختن این مجموعه شده است ولی امروزه استفاده ای از آنها نمیشود .

 

 

۱۴٫ قلعه Fortress Jajce

 

جاهای دیدنی بوسنی و هرزگوین

 

 

 

برای کسانی که ممکن است تاریخ دبیرستان را به یاد داشته باشند ، بوسنی و هرزگوین قبلا یوگسلاوی و قبل از آن پادشاهی بوسنی شناخته می شده است. در حومه شهر یک قلعه با قدمت قرن ۱۴ وجود دارد. این ساختار در بالای یک تپه قرار دارد . این ساختمان ابتدا توسط مجارها ساخته شد و بعدها توسط عثمانی ها تکمیل شد. در قرون وسطی، به دلیل مرگ و میر شهر به محل فعلی خود نقل مکان کرد.مطالب بیشتر در مورد تور ایتالیا در سایت سفر اتو موجود است.

 

 

۱۳٫ بانوی ما شهر Medjugorje

 

جاهای دیدنی بوسنی و هرزگوین

 

در سال ۱۹۸۱، شش کودک ادعا کردند مریم مقدس را در مجاورت Medjugorje دیدند. همانطور که  تصور می کردید امروزه شهر و به ویژه مجسمه حضرت مریم تبدیل به چیزی از زیارت غیر رسمی برای کسانی از مذهب کاتولیک دارند تبدیل شده است. در واقع Medjugorje یکی از محبوب ترین اهداف مذهبی در جهان برای کاتولیک ها است.

 

 

۱۲٫ محفظه زیرزمینی تیتو  Tito’s Underground Bunker

 

جاهای دیدنی بوسنی و هرزگوین

 

شهر کنجیک دارای تاریخی است که به ۴۰۰۰ سال میرسد. اگرچه یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های دائمی در بوسنی بوده است، اما احتمالا این منطقه امروزه برای یک بنای ۶۱۱ متری ضد حمله اتمی ساخته شده بین سالهای ۱۹۵۳ و ۱۹۷۹ مشهور شده است . وظیفه این بنا حفظ جان تیتو، رئیس جمهور یوگوسلاوی و ۳۵۰ نفر از نزدیکترین معاونان دولت او در جنگ سرد را داشته است .

 

 

۱۱٫ دریاچه Modrac

 

 

بهشت ماهیگیران، دریاچه مودراس، نزدیک Lukavac  بزرگترین دریاچه ساخته شده در بوسنی و هرزگوین است. در ابتدا جاذبه توریستی بزرگی نبود چونکه تا سال ۲۰۰۵ تقریبا ویران شده بود توسط مردم محلی به خاطر تخلیه زباله در اطراف آن. خوشبختانه مردم شهر متوجه شدند که این دریاچه یک چیز خوبی است. در حال حاضر با نظارت بیشتر، دریاچه مودراس بار دیگر برای ماهیگیری و سایر فعالیت های تفریحی آبی مناسب شده است.بیشتر بدانید: تور باکو

 

 

۱۰٫ قلعه Herceg-Stjepan

 

 

این قلعه باستانی که به زبان محلی به عنوان شهر Duke Stjepan نامیده می شود، دارای دیوارهای کشیده و بلند بیرونی و منظره عالی از کوه های اطراف است. در داخل تقریبا هیچ چیز باقی نمانده است . در روز یا شب ورود به قلعه آزاد است اما به یاد داشته باشید که امکانات (توالت، کافه، رستوران یا راهنما) در ان وجود ندارد، بنابراین درست برنامه ریزی کنید. این قلعه چند ضلعی منحصر به فرد در سال ۱۸۳۵ اهمیت استراتژیک خود را از دست داد و تا کنون رو به ویرانی است.

 

 

۹٫ پل قدیمی Mostar

 

 

Mostar پنجمین شهرستان بزرگ کشور و شاید مهم ترین مرکز فرهنگی در منطقه هرزگوین باشد. بدون شک، بزرگترین جاذبه توریستی این شهر پل قدیمی آن است. این پل را عثمانی ها در قرن شانزدهم ساخته اند و پل روی رودخانه Neretva ساخته شده است. این پل یکی از مشهورترین نشانه های کشور است.

 

 

۸٫ آبشارهای Kravica

 

 

آبشارهای چند قلو که در مسیر رودخانه Trebizat قرار دارند . جمعیتی از گردشگران و مردم محلی را به طور یکسان جمع می کند. خود دریاچه ای که در پایه آبشارها ایجاد شده است نیز یک منطقه پیک نیک و مناسب برای شنا است. بهار بهترین زمان برای دیدار از آبشار Kravica است زیرا زمانی است که میزان آب در بیشترین حد است و همچنین اطراف بسیار سرسبز است .در طول فصل شلوغ رستوران های مجاور ماهی های کبابی و سایر غذاهای محلی را ارائه می دهند. به شدت در میان مکانهایی که در بوسنی و هرزگوین دیده میشود توصیه شده است.

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 4

اغراق آمیزی که دارند، خودشان را بیشتر قربانی تجاوز و تبعیض می دانند تا افرادی که خودشیفته نیستند (رامیرز، 2003).
2-5-7- تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری
آیا مردان پرخاشگرتر از زنان هستند؟ فرهنگ عامه حاکی از آن است که هستند، و یافته های پژوهشی حاکی از آن است که در این مورد، مشاهدات غیر رسمی درست است؛ وقتی از زنان و مردان سوال شد که آیا مرتکب یک رشته از پرخاشگری گوناگون شده اند یا نه، مردان انجام رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری را گزارش کردند تا زنان(هریس ،1994). اما با بررسی دقیق تر، تصویر مربوط به تفاوت های جنسیتی از لحاظ تمایل به پرخاشگری پیچیده تر می شود. از یک سو مردان عموما بیش از زنان احتمال دارد که دست به پرخاشگری بزنند و هم هدف رفتارهای پرخاشگرانه باشند به علاوه این تفاوت ظاهرا در تمام طول عمر ادامه دارد و حتی در میان افراد هفتاد هشتاد ساله نیز مشاهده می شود. ازسوی دیگر به نظر می رسد که مقدار این تفاوت ها در موقعیت های مختلف بسیار متغیر باشد. نخست، تفاوت جنسیتی در پرخاشگری در غیاب تحریک به مراتب بیشتر است تا وقتی افراد تحریک شده باشند. به عبارت دیگر، وقتی که افراد به هیچ گونه ای تحریک نشده باشند، مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان احتمال دارد که علیه دیگران پرخاشگری کنند. در موقعیت هایی که تحریک وجود دارد، و به ویژه وقتی که این تحریک شدید باشد، این تفاوت ها از بین می روند.
دوم، اندازه و حتی جهت تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری، برحسب نوع پرخاشگری مورد نظر به میزان زیادی متغیر هستند. یافته های پژوهشی نشان می دهند که مردان بیش از زنان احتمال دارد که به شکل های مختلف پرخاشگری مستقیم دست بزنند، اعمالی که هدف آنها مستقیما متوجه فرد آماج است و به وضوح از فرد پرخاشگر صادر می شود (مثلا حمله جسمی، هل دادن، عقب راندن، پرتاب کردن چیزی به طرف شخص دیگر، دادکشیدن، عبارت های توهین آمیز به کار بردن) امازنان بیشتر احتمال دارد که متوسل به پرخاشگری غیرمستقیم شوند، اعمالی که پرخاشگر امکان می دهد هویت خود را از قربانی پنهان کند، و در بعضی موارد برای قربانی، دانستن اینکه آماج آسیب رسانی عمدی قرار گرفته است مشکل می شود. چنین اعمالی شامل پخش شایعه های زشت درباره شخص آماج، غیبت کردن پشت سر این شخص، گفتن به کسان دیگر که با قربانی مورد نظر معاشرت نکنند، ساختن داستان هایی به منظور ایجاد گرفتاری برای شخص، و نظایر آنهاست. در مجموع تفاوت های جنسیتی از نظر پرخاشگری واقعا وجود دارند و در بعضی زمینه ها می توانند چشمگیر باشند. اما در کل، ماهیت این تفاوت ها به مراتب پیچیده تر از آن است که عقل سلیم حکم می کند(بارون، ترجمه کریمی،1388).

2-6- شیوه های پیشگیری و مهار پرخاشگری
پرخاشگری از کنش متقابل و پیچیده بین رویدادهای بیرونی، شناخت ها و خصایص شخصیتی و حالات خلقی ( بر مبنای عامل سرشتی) ناشی می شود و از آنجا که همه ی این عوامل را می توان مهار کرد یا تغییر داد، پرخاشگری نیز قابل مهار و پیشگیری است. روانشناسان اجتماعی برای کاهش و مهار و پیشگیری از پرخاشگری فرآیندها و فنونی را پیشنهاد کرده اند که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم.

2-6-1- مجازات پرخاشگر
درباره این که مجازات بر پیشگیری یا کاهش پرخاشگری موثر است یا نه، بحث های فراوانی صورت گرفته و نظرهای متفاوتی ابراز شده است. این بحث ها در مورد شدیدترین مجازات، یعنی مجازات مرگ برای مرتکبین جرائم خشن به منظور درس عبرت گرفتن دیگران و پیشگیری از رشد و بروز تمایلات پرخاشگرانه، اهمیت بیشتری داشته است. این موضوع بسیار پیچیده است و دلایل مربوط به آن بسیار درهم و غیر متمایز بیان شده است. ابتدا باید توجه کنیم که دلایل موجود به این اشاره می کنند که مجازات می تواند در بازدارندگی افراد از برخی رفتارها موثر باشد. اما این تاثیر نه خود به خود است و نه قطعی، سوال اساسی این است که چه شرایطی باید فراهم شود تا مجازات موثر و موفق باشد؟ چند شرط مهم برای آن وجود دارد که بدون آنها نه تنها مجازات تاثیری مثبت بر پیشگیری یا کاهش پرخاشگری ندارد، بلکه می تواند تاثیراتی منفی نیز به دنبال داشته باشد. این شرایط عبارتند از: 1. مجازات باید بلافاصله بعد از اعمال پرخاشگرانه صورت گیرد 2. مجازات باید قطعی باشد، یعنی احتمال این که هر عمل پرخاشگرانه مجازاتی را به دنبال دارد باید صد در صد باشد 3. مجازات باید قوی باشد، یعنی به مقدار کافی ناخوشایند باشد 4. مجازات باید موجه قلمداد شود و اگر اتفاقی یا غیر مرتبط با اعمال گذشته به شمار آید، اثر بازدارندگی آن شدیدا کاهش خواهد یافت (اشرفی،1390).

2-6-2- پالایش
فرضیه پالایش هیجانی بر این باور متکی است که افرادی که برای جلوگیری از تراکم و انفجار خشم خود سوپاپ اطمینانی قرار می دهند و به طریق غیر مضر هیجانات پرخاشگرانه خود را خالی می کنند ممکن است بتوانند از این طریق پرخاشگری خود را کاهش دهند (دولارد و همکاران،1939) سالیان دراز این عقیده به وسعت مورد قبول بوده است که فراهم آوردن فرصتی برای افراد عصبانی که به رفتارهای غیرتهاجمی اما بیانگر دست بزنند، موجب کاهش تنش و تحریک آنان شده و تمایل به رفتارهای خشن پرخاشگرانه را تضعیف می نماید. به تعبیر فروید براي پالایش روانی راه حل هایی وجود دارد:
1. صرف نیرو در فعالیت هاي بدنی از قبیل بازي هاي ورزشی، جست وخیز، مشت زدن به کیسه بوکس و غیره. بازي هاي رقابتی نیز راه گریزي براي کنترل پرخاشگري است.
2. اشتغال به پرخاشگري خیالی و غیر مخرب.
3. اعمال پرخاشگري مستقیم، حمله به ناکام کننده، صدمه زدن به او، ناسزا گفتن به او و جز این ها.
4. دوري جستن از موقعیت هاي پرخاشگري.
5. براي رهایی از تنش هاي روانی، بزرگسالان باید فرصت هایی به دست بیاورند تا مانند کودکان رفتارکنند. این روش به آنان این امکان را می دهد تا مانند زمانی که کودك بوده اند، تقریباً هر کاري را دوست دارند در محیط گردهمایی خود انجام دهند (ستوده، 1385).

2-6-3- نقصان شناختی
شیوه شناختی دیگری که در کاهش پرخاشگری موثر است، تحت عنوان “نقصان شناختی” بررسی می شود. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که ما به هنگام تجربه ی خشمی شدید با احتمال کاهش توانایی ارزیابی پیامدهای رفتارهایمان مواجه می شویم، در نتیجه ممکن است تاثیر عامل بازدارنده ی پرخاشگری کاهش یابد؛ یعنی شناخت با نقصان همراه باشد. بنابراین شیوه هایی که می توانند موجب شوند بر این نقصان شناختی غلبه یابیم، ممکن است در کاهش پرخاشگری آشکار موثر باشند چرا که باعث افزایش بازدارندگی می شوند. یکی از شیوه ها استفاده از “فن پیش اسناد” است به این معنا که اعمال آزاردهنده ی دیگران را قبل از آن که واقعا اتفاق بیفتد به علل غیر عمدی نسبت دهیم. مثلا قبل از ملاقات با شخصی که می شناسیم و می دانیم که ملاقات با او می تواند ما را عصبانی کند، به خود یادآوری کنیم که او از عصبانی شدن با ما قصدی ندارد و این فقط نتیجه ی خصایص شخصیتی اوست (فرانزوی، ترجمه فیروز بخت،1381).

2-6-4- آموزش مهارت های اجتماعی
یکی از دلایل اصلی این که بسیاری از افراد هنگام حضور در موقعیت های اجتماعی مختلف به برخوردهای پرخاشگرانه روی می آورند این است که آنان به شدت فاقد مهارت های اجتماعی اولیه هستند و به عبارت دیگر الفبای چگونه با دیگران بودن را نیاموخته اند. این افراد نمی دانند که چگونه باید به تحریکات دیگران پاسخ بدهند تا آن را آرام کنند. آنها نمی دانند چگونه خواسته ها و آرزوهای خود را به دیگران بشناسانند و از این رو چون دیگران خواسته های آنان را در نظر نمی گیرند با ناکامی فزاینده روبرو می شوند. این افراد در بسیاری از جوامع روی خشونت بسیار حساب می کنند و در واقع به دلیل اینکه رفتار صحیح را نمی دانند پرخاشگر می شوند. بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به این افراد می تواند موجب کاهش پرخاشگری آنها شود. خوشبختانه شیوه های نظام مندی برای آموزش این افراد وجود دارد که چندان پیچیده هم نیستند. برای مثال هم بزرگسالان و هم کودکان به سرعت می توانند از طریق تماشای الگوهایی که رفتارهای موثر و غیر موثر را به نمایش می گذارند مهارت های اجتماعی خودرا اصلاح کنند. فقط از طریق چند ساعت آموزش می توان به این هدف رسید (اشرفی،1390).

2-6-5- الگودهی
نظریه پردازان یادگیري اجتماعی می گویند: همان طور که با الگوهاي مفید و مخرب می توان پرخاشگري را به مردم آموزش داد، با الگوهاي غیر پرخاشگرانه نیز می توان به مردم کمک کرد تا در برابر تحریک مقاومت ورزند. بنابراین، ارائه الگوهاي غیر پرخاشگر موجب کاهش پرخاشگري و به یادگیري رفتارهاي جدیدي منتهی می شود. از طریق آن می توان تغییرات پایدارتري در الگوهاي پاسخ پرخاشگرانه ایجاد کرد. یافته ها نشان می دهند که مشاهدة رفتارهاي غیر خشونت آمیز، سبب کاهش اعمال پرخاشگرانه مشاهده کنندگان می شود (جعفری هرفته و احمدی، 1392).

2-6-6-پاسخ های مغایر
این یک اصل یادگیري است که براي از بین بردن رفتار نامطلوب، به جاي تنبیه آن رفتار، می توان رفتار مخالف و مغایر با آن را تقویت کرد. اگر بخواهیم این اصل را در مورد پرخاشگري به کار ببندیم، باید به جاي تنبیه رفتار پرخاشگرانه، رفتار غیرپرخاشگرانه را مورد تشویق قرار دهیم. با این عمل، چون شخصی نمی تواند در آنِ واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد، به سوي انجام رفتار غیرپرخاشگرانه، که تشویق را به دنبال دارد، سوق داده می شود. مؤثر بودن این شیوه در بعضی از تحقیقات نشان داده شده است. به طور کلی در این مورد، اصل این است که ذهن شخص از موضوع پرخاشگري منحرف شود. بنابراین، هر عملی مانند ترك محل پرخاشگري، مشغول شدن به فعالیت هاي دیگر، خوردن یک لیوان آب، انجام یک فعالیت ورزشی و نظایر آنها که ذهن شخص را به خود مشغول کنند، می تواند در کاهش پرخاشگري مؤثر باشد (جعفری هرفته و احمدی، 1392).

2-6-7- آموزش كنترل خشم
رویکردهایی که هدف آنها آموزش مهارت هاي جدید است و به فرد امکان می دهد رفتارهاي دیگري را جایگزین پرخاشگري کند، معمولاً نسبت به تخلیۀ هیجانی و تنبیه موفقیت آمیزترند. خشم و برانگیختگی عاطفی منفی در بروز بسیاري از موارد پرخاشگري نقش کلیدي دارند. بنابراین، بالا بردن توان فرد در کنترل خشم خود، به احتمال زیاد درکاهش پرخاشگري خصومت آمیز مؤثر خواهد بود. هدف رویکردهاي کنترل خشم، آشنا ساختن فرد پرخاشگر با الگوي خشم و رابطۀ آن با رویدادها و افکار سبب ساز، و رفتار خشونت آمیز است. رویکردهاي کنترل خشم، عمدتاً بر اصول درمان شناختی رفتاري، به ویژه آموزش مقاوم سازي در برابر فشار روانی براي کنترل خشم مورد استفاده قرار گرفته، مبتنی هستند (کراهه، ترجمه نظری نژاد،1390).

2-6-8-آموزش رفتارجرأتمندانه
هنگامی که شخصی از دیگري عصبانی می شود، احتمال دارد در مقابل او رفتاري منفعلانه یا جرأتمندانه و یا پرخاشگرانه داشته باشد. در این میان عکس العمل ها، رفتار جرأتمندانه گزینه مناسبی است که باآموزش آن، می تواند جایگزین مناسبی براي رفتارهاي پرخاشگرانه باشد. رفتار جرأتمندانه به معناي ابراز و توصیف احساسات، افکار و نظرات خود است. در این وضعیت، فرد در عین حال که به حقوق دیگران احترام می گذارد و آن را پایمال نمی کند، با ابراز صحیح احساسات، افکار و نظرات خود سعی می کند تا از حق خود دفاع می کند و دچار پرخاشگري نگردد(حامدی،1385).

2-6-9- درمان دارویی
گزارشات جاری حاکی از آن است که انواع مختلف داروها و نیز انواع مختلف کنترل بالینی (مثل سنجش فشار خون و الکتروآنسفالوگرافی) برای درمان مناسب پرخاشگری مبتلایان به اختلالات روانی ضرورت اساسی دارند. یافته های موجود را می توان به طریق زیر خلاصه کرد. لیتیوم کاربنات به نظر می رسد داروی امیدوارکننده عمده در برخی افراد خشن بخصوص نوجوانان بزهکار باشد. داروهای ضد صرع خشونت های ناشی از صرع را کاهش داده و ممکن است در افراد غیر مصروع نیز چنین تاثیری داشته باشد. آرام بخش های قوی به نظر می رسد که خشونت را هم در بیماران پسیکوتیک و هم غیر پسیکوتیک کاهش می دهند؛ داروهای ضد افسردگی ممکن است در کاهش پرخاشگری برخی بیماران افسرده نقشی داشته باشد. آرام بخش های ضعیف به نظر میرسد که نقش معدودی در کاهش پرخاشگری دارند؛ و مواد ضد آندروژنی ممکن است در درمان مجرمین جنسی پرخاشگر موثر باشد؛ بتابلوکرها و محرک ها ممکن است در کودکان پرخاشگر مفید واقع شوند؛ و الکتروشوک درمانی ممکن است در بیماران خاصی برای کنترل خشونت موثر باشد(سادوک و سادوک، 2003).

2-7- دیسفوریای جنسیتی
برای شروع این مبحث لازم است توضیح مختصری در مورد یکسری مفاهیم به شرح زیر داده شود، همچنین شایان ذکر است که در DSM-IV-TR و نسخه های قبلی، به نام اختلال هویت جنسی شناخته می شد که در DSM-V به دیسفوریای جنسیتی تغییر نام پیدا کرده است.

2-7-1- جنسیت
به الگوی خصوصیات جنسی زیستی، کروموزوم ها، دستگاه تناسلی خارجی، دستگاه تناسلی داخلی، ترکیب هورمونی، غدد جنسی و خصوصیات جنسی ثانویه شخص اطلاق می گردد. در رشد طبیعی، این خصوصیات الگویی منسجم به وجود می آورند به طوری که شخص در مورد جنسیت خود تردیدی ندارد (کاپلان،2007)

2-7-2- هویت جنسی
هویت جنسی به عقیده اصلی از مرد بودن، زن بودن یا جنسیت دیگر ( مانند تغییر جنسیت) که معمولا در سال های اولیه زندگی نمود می یابند اشاره دارد (بوکتینگ ،2012).
هویت جنسی، اعتقاد راسخ به دختر بودن یا پسر بودن است که در سن 18 ماهگی ظاهر می شود و اغلب تا سن 24 تا 30 ماهگی تثبیت می شود (کاپلان، 2007).

2-7-3- نقش جنسی
الگوی رفتاری ظاهری است که بازتاب احساس درونی فرد از هویت جنسی خویش می باشد: من مرد هستم یا من زن هستم(کاپلان، 2003).
به ویژگی هایی در ظاهر، شخصیت و رفتار افراد اشاره دارند که معمولا مختص یک جنسیت می باشند و در قالب شکل های جنسیت مردانه و زنانه دسته بندی می گردند(بوکتینگ،2012). رفتاریست که جامعه برای هر جنس به رسمیت می شناسد و شگفت آور نیست که در این زمینه تفاوت های فرهنگی وجود دارد. ممکن است انتظارات جامعه در مورد بازیها، لحن و صدا و ابراز هیجانات و نحوه لباس پوشیدن پسرها و دخترها در جوامع مختلف متفاوت باشد. با این همه برخی شباهتهای عمومی وجود دارد، پسرها بیش از دخترها به بازیهای خشن و پر سر و صدا می پردازند. مادرها بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند تا با پسرها و تا زمانی که دو بچه در خانواده وجود دارد پدر بیشتر به پسر توجه می کند. بسیاری از والدین تحصیلکرده طبقه متوسط قصد دارند فرزندانشان را بدون تبعیض جنسی بار بیاورند، از اینکه می بینند فرزندانشان به بازیهای کلیشه ای جنس خود گرایش دارند شگفت زده می شوند: دخترها عروسک بازی را ترجیح می دهند و پسرها با تفنگ بازی می کنند (کاپلان،2007).

2-7-4- ملال جنسیتی
ویژگی برجسته دیسفوریای جنسیتی، ملال جنسیتی است که همراه با احساس ناراحتی از نقش جنسی فرد و تلاش برای رها شدن از ویژگی های جنسی جنس دیگر می باشد( حاتمی و عیوضی، 2013

2-7-5- اختلال هویت جنسی
اختلال هویت جنسی(GID ) یا ترنس سکسوالیسم، به تعلق شدید به جنس مقابل همراه با احساس ناراحتی از آناتومی جنسی خویش و نقش جنسیتی مرتبط با آن، گفته می شود. DSM-IV-TR اختلالات هویت جنسی را گروهی از اختلالات می شمارد که ویژگی مشترک آنها ترجیح قوی و مداوم برای اتخاذ وضعیت و نقش جنسی مقابل است (کاپلان، 2007). این اختلالات ممکن است در گفتار ظاهر شوند که شامل اصرار و پافشاری مبنی بر تعلق واقعی به جنس مخالف است و یا اینکه به صورت غیر کلامی و یا انجام رفتارهای جنس مخالف خودرا نشان می دهد(کاپلان و سادوک، 2003).

2-8- تاریخچه دیسفوریای جنسیتی
دیسفوریای جنسیتی ممکن است به قدمت زندگی بشر باشد. مردم شناسان فرهنگی و دانشمندان دیگر، تعدادي از افراد داراي اختلال جنسیتی را در اساطیر وابسته به تاریخ یونان و روم باستان، آسیا و غرب مشاهده کرده اند. هایوسمن معتقد است که مفهوم این اختلال در سال 1950 به عنوان نتیجۀ تغییرات در تکنولوژي پزشکی به وجود آمد و پیشرفت در علم پزشکی دراوایل نیمۀ قرن بیستم این امکان را به وجود آوردکه افراد بتوانند خودشان را به عنوان فردي از جنس مخالف در نظر بگیرند. استفاده از هورمونها براي تغییر بدن، همچنین پیشرفت تکنیکهاي جراحی، امکان تبدیل شدن مرد به زن و زن به مرد را فراهم کرده است. در نظام طبقه بندي روانپزشکی، ترانس سکسوالیسم به عنوان یک بیماري، اولین بار در سال 1980 ظاهر شد. در نسخه هاي جدیدتر این نظام، کلمۀ ترانس سکسوالیسم رها شد و در عوض، کلمۀ اختلال هویت جنسیتی مورد استفاده قرار گرفت. در مورد تاریخچۀ جراحی هاي انجام شده می توان گفت، اولین تغییر جنسیت در انگلستان در فاصلۀ سالهاي1942-1948 میلادي اتفاق افتاد که در آن، دختري به نام لورادیلون تغییر جنسیت داد و پسر شد. در آمریکا سابقۀ تغییر جنسیت به سال 1952میلادي برمی گرددکه با تغییر جنسیت جورج یورگنسن به کریستین یورگنسن این مشکل در میان مردم شناخته شد و نخستین تغییر جنسیت در کشور مصر در سال 1982 میلادي اتفاق افتاد. در ایران، در سال 1985 میلادي، مردي به نام فریدون که ترانس سکسوال بود، پیش امام خمینی(ره) رفت و خواهان دریافت مجوز براي تغییر جنسیت شد. امام خمینی(ره) در فتواي خویش براي این فرد چنین نوشت” تغییر جنسیت با تجویز طبیب مورد اعتماد اشکال شرعی ندارد”. در واقع، امام خمینی(ره) اولین فقیه و

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 5

دانشمند مسلمان است که مسائل فقهی و حقوقی تغییرجنسیت را درکتاب تحریرالوسیله بیان کرده است. وي معتقد است که تغییر جنسیت حرام نیست(یزدان پناه و صمدیان،1390).
در سال 1980، سومین راهنماي تشخیصی و آماري اختلالات روانی (DSM-III) براي اولین بار، اختلال هویت جنسی را در کنار اختلالاتی نظیر پارافیلیا و اختلالات کارکرد جنسی و تحت عنوان کلی اختلالات روانی- جنسی قرار داد. پس از آن در سال 1987 در شکل تجدید نظر شدة چاپ سوم کتابچه تشخیصی و آماري اختلالات روانی(DSM-III-TR) اختلال هویت جنسی در بخش اختلالاتی قرار گرفت که اولین بار در دوران نوزادي- کودکی یانوجوانی مشخص می شوند. چاپ چهارم (DSM-IV) در سال 1994، این تقسیم بندي را تغییر داده و اختلال هویت جنسی را در فصل جداگانه اي آورد و ملاكهاي تشخیصی یکسانی براي کودکان و بزرگسالان ذکر کرد، ودر آن کلمه ترانس سکسوالیسم رها شد و در عوض کلمه اختلال هویت جنسی مورد استفاده قرار گرفت ودر DSM-V آنرا به دیسفوریای جنسیتی تغییر دادند وکلمه اختلال برداشته شد (گنجی،1392).

2-9- تعریف دیسفوریای جنسیتی
دیسفوریای جنسیتی یعنی نارضایتی یا کشمکش با جنس بیولوژیک و جنسیتی که از بدو تولد به انسان می دهند، تا جایی که فرد به مشکل بالینی دچار می شود. باید توجه داشت که سکس(جنس) با جندر(جنسیت) تفاوت دارد. وقتی بچه به دنیا می آید بلافاصله معلوم است که جنسش چیست، پسر یا دختر. اما جنسیت این است که به پسران نام پسرانه و به دختران نام دخترانه می دهند و لباس های مخصوص یکی از این دو جنس را به تنشان می کنند. وقتی آلت جنسی فرد با هویت جنسیتی او همخوانی ندارد، ممکن است دیسفوریای جنسیتی ایجاد شود. دیسفوریا یک لغت یونانی است، دیس به معنای بد، و فوریا به معنای حمل کردن، بردن، آوردن است. دیسفوریا یعنی تحمل (حمل کردن) رنج زیاد، به همراه داشتن ناراحتی یا به طور خلاصه ناراحتی شدید(گنجی،1392).
این پدیده در DSM-IV اختلال هویت جنسی(GID) نام داشت. اما بعد از سالها اعتراض از سوی افراد متعلق به جامعه ترانسجندرها (دگرجنسگونه ها، تراجنسی ها) انجمن روان پزشکی آمریکا تصمیم گرفت در DSM_5 نام آنرا به دیسفوریای جنسیتی تغییر دهد. اعضای این جامعه معتقدند که” اختلال هویت جنسیتی” تحقیر آمیز است، در عوض بهتر است که یک دیاگنوز پزشکی دیگر که لیبل (استیگمای) کمتری می زند انتخاب شود. گذاشتن یک لیبل پزشکی به شرکت های بیمه و سایر اشخاص و نهادهای ثالث اجازه می دهد تا هزینه ی درمان و جراحی تغییر جنسیت را متقبل شوند، و این لیبل پزشکی به مردم نشان می دهد که مشکلات روانی _ اجتماعی همراه این اختلال ربطی به بیماری روانی ندارند بلکه صرفا به نارضایتی فرد از ظاهر فیزیکی خود مرتبط هستند. افراد متعلق به جامعه ی ترانسجندرها سال ها به این بحث پرداختند که DSM_IV و ویراست های قبلی آن، بی دلیل و بی مناسبت، نارضایتی از اندام فیزیکی را نوعی “اختلال” طبقه بندی کرده اند و این نامگذاری اشتباه سلامت، شخصیت، حرمت، کرامت، وامنیت اعضای این گروه را به خطرانداخته است (گنجی،1392).

2-9-1- ویژگی های دیسفوریای جنسیتی
طبق معیارهای تشخیصی DSM_5 ویژگی های اصلی دیسفوریای جنسیتی عبارتند از:
1) علاقه شدید و مستمر به همانندسازی با جنس مخالف، بدون اینکه علت آن بهره بردن از امتیازات اجتماعی و فرهنگی مختص آن جنس باشد.
2) وجود شواهد آشکار از ناراحتی مستمر، به علت نقش جنسیتی کنونی و احساس اینکه نقش جنسیتی فعلی هیچ تناسبی با احساسات فعلی ندارد.
3) در نتیجه به وجود آمدن احساس رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های عملکردی.DSM_5 دیسفوریای جنسیتی را به دو گروه طبقه بندی کرده است: دیسفوریای جنسیتی در کودکان ، و دیسفوریای جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان .

2-9-2- دیسفوریای جنسیتی در کودکان
A. ناهمخوانی شدید بین جنسیتی که فرد تجربه یا ابراز می کند و جنسیتی که به او داده اند این ناهمخوانی حداقل 6 ماه طول کشیده است، و حداقل 6 مورد از موارد زیر نشان دهنده ی آن هستند (یکی از شش مورد باید معیار 1 باشد):
1. فرد به شدت دوست دارد از جنس مخالف باشد یا اصرار می ورزد که از جنسیت مخالف است (یا از جنسیتی مخالف با جنسیتی است که دیگران به او داده اند).
2. پسران به شدت ترجیح می دهند لباس های دخترانه یا زنانه را بپوشند یا با پارچه و سایر وسایل، ادای لباس های زنانه را به دست می آورند. دختران به شدت ترجیح می دهند فقط لباس های پسرانه یا مردانه بپوشند و در مقابل پوشیدن لباس هایی که مشخصا زنانه هستند به شدت مقاومت می کنند.
3. به هنگام بازی های خیالی با سایر کودکان، به شدت ترجیح می دهند نقش افراد جنس مخالف را ایفا کنند.
4. اسباب بازی ها، بازی ها، و فعالیت هایی را به شدت ترجیح می دهند که مشخصا به افراد جنس مخالف تعلق دارند.
5 .کودک همبازی های جنس مخالف را به شدت ترجیح می دهند.
6. پسران اسباب بازی ها، بازی ها ، و فعالیت هایی را که مشخصا متعلق به پسران هستند به شدت رد می کنند و از بازی های زد و خوردی یا بازی هایی که در آنها نوعی ” کشتی” وجود دارد به شدت پرهیز می کنند. دختران اسباب بازی ها، بازی ها، و فعالیت هایی را که مشخصا متعلق به دختران است به شدت رد می کنند.
7. کودک از آناتومی جنسی خود به شدت متنفر است.
8. به مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه ای که با جنسیتی که تجربه می کند مطابقت دارند علاقه ی شدیدی دارد.
B . این عارضه با رنج بالینی و شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های عملکردی دیگر، یا با افزایش زیاد خطر رنج، مثل دیسترس یا ناتوانی (معلولیت) همراه است(گنجی،1392).

2-9-3- دیسفوریای جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان
A. ناهمخوانی شدید بین جنسیتی که فرد آن را تجربه یا ابراز می کند و جنسیتی که به او داده اند. این ناهمخوانی حداقل 6 ماه طول کشیده است و 2 مورد ( یا بیشتر) از موارد زیر نشان دهنده ی آن هستند:
1. ناهمخوانی شدید بین تجربه ای که فرد از جنسیت خود دارد با جنسیتی که نشان می دهد و یا مشخصه های جنسی ثانویه، یا در نوجوانان کم سن تر مشخصه های جنسی ثانویه ای که انتظار می رود فرد به زودی خواهد داشت.
2. تمایل شدید به خلاص شدن از مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه زیرا با تجربه ای که فرد از جنسیت خود دارد یا جنسیتی که نشان می دهد ناهمخوانی شدیدی دارند.
3. تمایل شدید به داشتن مشخصه های جنسی اولیه و یا ثانویه جنس مخالف.
4. تمایل شدید به داشتن جنسیت دیگر(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند).
5. تمایل شدید به این که دیگران با او به عنوان فردی از جنسیت دیگر(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند) است.
6. اعتقاد راسخ به این موضوع که فرد احساسات و واکنش هایی دارد که متعلق به اعضای جنس مخالف(یا جنسیتی مخالف با جنسیتی که دیگران به او داده اند) است.
B . این عارضه با رنج و عذاب بالینی و شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی ، یا سایر زمینه های عملکردی دیگر، یا افزایش زیاد خطر رنج، مثل دیسترس یا ناتوانی (معلولیت) همراه است.
پست_ ترانزیشن ، یعنی، فرد به زندگی تمام وقت در جنسیت مطلوب خودگذر(ترانزیشن)کرده است (با سیر مراحل قانونی لازم برای تغییر جنسیت یا بدون آن) و تحت حداقل یک سری مراحل درمان پزشکی برای تغییر جنسیت قرار گرفته است (یا در حال حاضر آن را می گذراند)، موضوعی که درمان هورمونی تغییر جنسیت یا جراحی تغییر جنسیت، به منظور اطمینان از دسترسی به جنسیت مطلوب نامیده می شود (گنجی،1392).

2-10- شیوع دیسفوریای جنسیتی
به گزارش DSM_5، نرخ شیوع برای مردان از 0.005% تا 0.014%، و برای زنان از0.002% تا 0.003% است. چون بسیاری از بزرگسالان برای درمان هورمونی و تغییر جنسیت یا جراحی به کلینیک مراجعه نمی کنند، این نرخ ها به احتمال زیاد بسیار کمتر از نرخ شیوع واقعی هستند. تفاوت های جنسی در نرخ ارجاع شده به کلینیک های تخصصی بر اساس گروه سنی، متفاوت است. در کودکان، نسبت جنسی پسربچه ها به دختر بچه ها از 2 به 1 تا 4.5 به 1 نوسان دارد. در نوجوانان، نسبت جنسی تقریبا مساوی است. در بزرگسالان، نسبت جنسی به سمت مردان گرایش دارد، به این صورت که نسبت مردان به زنان از 1تا 6.1 به 1 نوسان دارد. در دو کشور، نسبت جنسی به سمت زنان گرایش دارد (ژاپن ، 2.2 به 1 ؛ لهستان، 3.4 به 1) (گنجی،1392).
مشخصه های جنسی اولیه عبارتند از اندام های جنسی که برای تولید مثل به آنها نیاز مستقیم وجود دارد. مشخصه های جنسی ثانویه خصوصیاتی هستند که دو” جنس” یک نوع جاندار(نرها و ماده ها) را از هم مشخص می کنند، اما به طور مستقیم عضو سیستم تولید مثل نیستند. مثلا، یال شیر نر، پرهای بلند طاووس نر، و شاخ های بز نر، مشخصه های جنسی ثانویه هستند. در انسان ها مشخصه های جنسی ثانویه عبارتند از سینه های رشد یافته در زنان، ریش و سبیل و سیبک گلو در مردان. افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی به شدت علاقه دارند که به صورت عضوی از جنس مخالف زندگی کنند تا بتوانند لباس های جنس مخالف را بپوشند یا طرز رفتار آنها را اقتباس کنند و بدین وسیله، ظاهر فیزیکی جنس مخالف را به دست آورند. برای مثال، مردان ممکن است الکترولیز کنند تا موی بدن خود را ازبین ببرند، یا از هورمون هایی استفاده کنند تا اندام های زنانه به دست آورند. مثلا، سینه هایشان رشد کند، کسانی که به شدت از جنسیت خود ناراضی هستند، ممکن است زندگی جنسی مختل داشته باشند. در بسیاری از موارد دیسفوریای جنسیتی، احساس نارضایتی از جنسیت آنقدر قوی است که فرد به سوی جراحی تغییر جنسیت سوق داده می شود و در نتیجه از نظر فیزیکی به حالت جنس مخالف درمی آید. شواهد آماری زیادی وجود نداردکه بر اساس آنها بتوان نرخ شیوع دیسفوریای جنسیتی را تعیین کرد. اما طبق آخرین آمار از هر سی هزار مرد بالغ حدودا یک نفر و از هر صد هزار زن بالغ حدودا یک نفر به دنبال عمل جراحی برای تغییر جنسیت هستند. همچنین دیسفوریای جنسیتی با تعدادی از اختلالات روانی هم آیند است. بسیاری از افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی به اضطراب و افسردگی شدید دچار هستند و مطالعات نشان می دهد که حدود 70 درصد مبتلایان به دیسفوریای جنسیتی، یکی از این اختلالات را نیز دارند: افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلال دو قطبی، ADHD، اختلالات طیف اوتیسم، آنوروکسیا نروزا، بولیمیا نروزا، و اسکیزوفرنی (گنجی،1392).

2-11- علل دیسفوریای جنسیتی
نارضایتی از جنسیت مشکلی است که در بسیاری افراد مدتها ادامه می یابد و نشان می دهد که علت های آن ساده و بی اهمیت نیستند. اما در مورد کشف علت های این مشکل، تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. بعضی عوامل خطر شناسایی شده است، مثلا بعضی مردان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی اعلام کرده اند که در کودکی از پدران خود دور مانده اند و بعضی زنان اعلام کرده اند که در کودکی از آنها سوء استفاده جنسی شده است. اما این گونه تجربه های کودکی در همه ی افراد دارای دیسفوریای جنسیتی عمومیت ندارد. همچنین، نمی توان گفت که علت به وجود آمدن دیسفوریای جنسیتی این است که والدین و سایر اعضای خانواده کودکان را مجبور می کنند به شیوه هایی متعلق به جنس مخالف رفتار کنند. برای مثال، گاهی کودکان، با پوشیدن لباس های جنس مخالف، باعث سرگرمی و شادی اعضای خانواده می شوند و توجهی که به آنها می شود می تواند نوعی پاداش برای این رفتار باشد، اما به ندرت پیش می آید که این کودکان در بزرگسالی به دیسفوریای جنسیتی دچار شوند. همچنین این که مادران در دوران حاملگی دوست دارند فرزندشان پسر یا دختر باشد ولی در عمل فرزندی بر خلاف جنس مورد علاقه ی خود به دنیا می آورند در ابتلا به دیسفوریای جنسیتی نقشی ندارد. بنابراین، رشد اجتماعی در ابتلا به دیسفوریای جنسیتی نقش ندارد. اکنون توجه خود را به عوامل بیولوژیک معطوف می کنیم (گنجی،1392).

2-11-1- عوامل بیولوژیک
یکی از نظریه ها این است که هویت جنسیتی تحت تاثیر عوامل هورمونی قرار دارد. وقتی مادران، در طول حاملگی هورمونهای جنسی مصرف کنند(مثلا برای جلوگیری از خونریزی رحم)، رفتار فرزندشان تحت تاثیر آن نوع هورمون قرار می گیرد. وقتی مادران حامله از داروهایی استفاده می کنند که با هورمون های مردانه ارتباط دارند، در فرزندان دختر آنها، بیشتر از دختران مادرانی که در دوران حاملگی هیچ هورمونی مصرف نکرده اند، رفتارهای پسرانه دیده می شود. همچنین، پسران مادرانی که در دوران حاملگی هورمون های زنانه مصرف می کنند، در مقایسه با پسران مادرانی که هیچ هورمونی مصرف نمی کنند، رفتارهای پسرانه ی کمتری دارند. اما باید توجه داشت که این کودکان الزاما در بزرگسالی به دیسفوریای جنسیتی دچار نمی شوند، و اختلال هورمونی در بزرگسالان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، اصلا وجود ندارد یا بسیار کم است. شواهدی که وجود رابطه بین عدم تعادل هورمون ها و دیسفوریای جنسیتی را نشان دهند، بسیار کم است. یا اصلا وجود ندارد، بنابراین، آیا می توان عوامل بیولوژیک دیگری را که می توانند در ایجاد دیسفوریای جنسیتی نقش داشته باشند شناسایی کرد؟یکی از مطالعات نشان داده است که دیسفوریای جنسیتی با اختلال در قسمت هایی از مغز که رفتار جنسی را کنترل می کنند ارتباط دارد. منطقه ی BSTC قسمتی از مغز است که در رفتار جنسی اهمیت دارد و اندازه ی آن در مردان بزرگتر از زنان است، اما کالبدشکافی مغز 6 مرد، که در طول حیات خود، برای زن شدن تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرارگرفته بودند، نشان می دهد که این منطقه ی مغز همه ی آنها اندازه ی زنانه داشته است. تعداد مطالعات انجام شده درباره ارثی بودن دیسفوریای جنسیتی بسیار اندک است، اما در سال 2000، یک تحقیق بسیار کنترل شده نشان داد که امکان به ارث رسیدن دیسفوریای جنسیتی خیلی زیاد است. بنابراین، می توان گفت که در دیسفوریای جنسیتی باید یک عنصر ژنتیک وجود داشته باشد، اما هنوز معلوم نیست که این عنصر چگونه یا به همراه کدام جنبه دیسفوریای جنسیتی منتقل می شود(گنجی،1392).

2-12- درمان دیسفوریای جنسیتی
افراد مبتلابه دیسفوریای جنسیتی احساس می کنند جنسیتی دارندکه با احساس آنها از همان جنسیت مطابقت ندارد. نارضایتی از جنسیت عبارت است از احساس کشمکش عمیق بین هویت جنسیتی و جنسیت بیولوژیک. برای تصحیح این عدم تعادل دوراه وجود دارد:1) تلاش برای تغییر جنسیت بیولوژیک از طریق عمل جراحی، به منظور همخوان شدن جنسیت بیولوژیک با احساسات و 2) استفاده از روش های رواندرمانی برای تغییر احساسات فرد به منظور همخوان شدن آنها با جنسیت بیولوژیک. اکثر افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی مطمئن هستند که جنسیت بیولوژیک آنها اشتباه است و در نتیجه، به تغییر جنسیت روی می آورند. در جراحی تغییر جنسیت، ابتدا به تدریج و برای مدتی، به افراد هورمون های مختلف تزریق می شود تا با هویت جنسی آنها همخوان شوند (گنجی،1392).

2-12-1- جراحی تغییر جنسیت
جراحی تغییر جنسیت یک فرایند تقریبا برگشت ناپذیر است. این عمل باعث می شود که در اندام فرد تغییرات بنیادین به وجود آید، بنابراین، اقدام به آن کاملا تدریجی صورت می گیرد تا اطمینان حاصل شود که درمانجو از مسائل مادام العمر این درمان کاملا آگاه است و از لحاظ روانی آمادگی دارد که به فردی از جنس مخالف تبدیل شود. مراحل تدریجی جراحی تغییر جنسیت عبارتند از: 1) حداقل سه ماه مشاوره ی رواندرمانی یا روانی برای اطمینان از این که درمانجو مراحل درمان را کاملا درک کرده است و کاملا به انجام شدن آن رضایت دارد؛ 2) تزریق هورمون برای آغاز تغییرات فیزیکی، مثل کاهش موهای بدن و ایجاد سینه در مردان، و رشد ریش و عضلات در زنان؛ 3)آزمون عملی که در آن داوطلبان تغییر جنسیت باید حداقل یک سال به صورت فردی از جنس مخالف زندگی کنند، لباس جنس مخالف را بپوشند و خود را با هویت جنس مخالف معرفی کنند، به طوری که متوجه شوند، با انجام دادن اینکارها برای همیشه، چه احساسی خواهند داشت؛ و 4) به شرط تکمیل موفقیت آمیز سه مرحله اول، عمل جراحی انجام می گیرد، به این صورت که پنیس افراد با عمل جراحی تغییر و تعدیل می یابد تا به اندام جنسی جنس مخالف شبیه شود. به رغم تغییرات عظیم و بنیادینی که جراحی تغییر جنسیت با خود به همراه می آورد، تحقیقات نشان می دهند اکثردرمانجویانی که اقدام به جراحی تغییر جنسیت می کنند، معمولا از نتیجه ی آن رضایت دارند و از تصمیم خود ابراز پشیمانی نمی کنند. تحقیقی که در هلند روی 188 فرد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی انجام شده است، نشان می دهد که فقط 2 نفر از تصمیم خود پشیمان شده اند. از آن مهم تر، این تحقیقات نشان می دهد که تغییر جنسیت از نارضایتی جنسیتی به شدت کم می کند و درمانجویان را قادر می سازد که از عملکرد روانی، اجتماعی و جنسی خود خوشحال باشند. با این همه، درست است که این گونه مطالعات ظاهرا دستاوردهای مثبت عمل جراحی تغییر جنسیت را تایید می کنند، هنوز باید محتاط باشیم و آن را درمان همه ی مشکلات مربوط به دیسفوریای جنسیتی به حساب نیاوریم. اولا، با اینکه بسیاری از افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی از همه چهار مرحله ی درمان عبور می کنند، اقلیتی از آنها در مراحل اولیه کنار می کشند. تحقیق نشان داده است از 325 نفری که تقاضای جراحی تغییر جنسیت داده اند، 103 نفر قبل از آغاز مرحله ی تزریق هورمون کنار کشیده اند، و 34 نفر دیگه قبل از عمل جراحی نظر خود را عوض

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 6

کرده اند (یعنی میزان کناره گیری 42 درصد بوده است) در واقع، بسیاری از داوطلبان در مرحله ی آزمون عملی (مرحله ی سوم) تصمیم می گیرند از ادامه درمان منصرف شوند، زیرا در این مرحله متوجه می شوندکه واقعیت های زندگی، به صورت فردی از جنس مخالف، با تصورات آنها خیلی تفاوت دارد. هرچه درمانجو بیشتر در مرحله ی آزمون عملی نگه داشته شود، احتمال راضی کننده بودن نتیجه بیشتر خواهد بود. اما اگر فرد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، مشکلات روانی هم آیند و شدید دیگری داشته باشد، احتمال این که جراحی تغییر جنسیت از لحاظ روانی موفقیت آمیز باشد کمتر خواهد بود (گنجی،1392).

2-12-2- درمان های روانشناختی
روش دیگر برای درمان دیسفوریای جنسیتی، عبارت است از تلاش برای تغییر ذهنیت فرد نسبت به جنسیت خود تا با جنسیت بیولوژیک او همخوان شود. برای مثال، اگر فرد ادعا می کند که به ظاهر زن ولی عملا مرد است و بیولوژی مردانه دارد می توان از روش های رفتاری و شناختی کمک گرفت تا افکار زنانه ی او را به افکار مردانه تبدیل کرد. اما اکثر افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی اعتقاد راسخ دارند که جنسیت بیولوژیک آنها اشتباه است نه باورهایشان. بنابراین، درمان های روانشناختی برای تغییر باورها به ندرت استفاده می شود. در یک مطالعه، برای یک نوجوان 17 ساله که از جنسیت خود ناراضی بود، از رفتاردرمانی استفاده شد. این نوجوان تمایل داشت به جای تغییر جنسیت بیولوژیک، باورهای روانی خود را تغییر دهد. محققان از روش های ” تقویت” رفتار عامل استفاده کردند تا در او رفتارها و اخلاقیات مردانه ایجاد کنند و از روش های شرطی سازی عامل، مثل بیزاری درمانی، کمک گرفتند تا از جذابیت جنسی مردان برای برای او بکاهند. هرچند این روش ها بیشتر بر اصول مکتب رفتارگرایی قرار داشتند (یعنی از روش های مستقیم تغییر شناخت ها و باورها استفاده نشده بود)، بازهم موفقیت آمیز واقع شدند. پیگیری 5 ساله نشان داد که درمانجو هویت جنسی مردانه به دست آورده است، یعنی از نظر تمایل جنسی، زنان را به مردان ترجیح می دهد. تحقیقاتی از نوع بالا نشان می دهند که یک هویت جنسی ناهمخوان با جنسیت بیولوژیک را با موفقیت می توان تغییر داد. با افزودن روش های شناختی _ رفتاری به رفتاردرمانی، که مستقیما برای تغییر باورهای مربوط به هویت جنسی طراحی شده اند، این گونه درمان ها را می توان موفقیت آمیز تر کرد. اما، همانطور که قبلا گفتیم، اکثر افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی اعتقاد راسخ دارند که می خواهند جنسیت بیولوژیک خود را عوض کنند نه هویت جنسی خود را، بنابرین فرصت های موجود برای اختراع درمان های کاملتر محدود است(گنجی،1392).

2-13- نظریه های مربوط به دیسفوریای جنسیتی

2-13- 1- نظریه روان تحلیلی
این رویکرد معتقد به دوگانگی جنسی ذاتی در انسانهاست و بیان می کند که دیسفوریای جنسیتی مرد به زن، ناشی از شکست پسر در مجزا کردن خود شخصی از مادر در اوایل کودکی است که در نتیجه آن، پسر به جای همانند سازی با پدر، با مادر همانندسازی می کند. چنین تحلیلی نشان دهنده فقدان ” خود منسجم ” و غبطه داشتن جنسیت مختلف است که با تقویت مثبت مانند تشویق رفتارهای جنس مقابل توسط والدین به عنوان نیروی محرک احساس رنج زیرین یا سردرگمی شخص با هویت جنسی ترکیب می شود. انواع نظریه های روان تحلیلی، فرضیه هایی را در تبیین علل ملال جنسی ارائه کرده اند اما هیچ یک از نظریات به بررسی این موضوع نپرداخته اند که آیا وجود چنین شرایط اولیه ای با شکل گیری ملال جنسی همبستگی دارد یا خیر؟ و مطالعات درباره روابط درون خانوادگی، میزان طلاق، سلطه والدینی، سازگاری زناشویی و بسیاری از عوامل دیگر، یک الگوی مشترک برای تبیین علل ملال جنسی ارائه نکرده اند. بر اساس شواهد موجود، روابط درون خانوادگی سازگار و با ثبات نمی تواند مانع ایجاد دیسفوریای جنسیتی در فرزندان گردد، اما این رویکرد تعداد معناداری از اشخاص با رفتار جنس مخالف که در این نوع خانواده ها زندگی می کنند مشخص نکرده است (کوک ،2004؛ به نقل از مجیری،1389).

2-13- 2- نظریه یادگیری اجتماعی
این رویکرد شکل گیری این اختلال را نتیجه فرآیند یادگیری می داند. بر اساس این رویکرد، دیسفوریای جنسیتی نتیجه فرآیندهای ” نقش پذیری” و شرطی سازی است. در اشخاص مبتلا به ملال جنسی، شرطی سازی متفاوت از آن روشی است که به طور طبیعی انتظار می رود. یک مثال نوعی از این فرآیند، تشویق رفتارهای پسرانه در دختربچه یا تشویق پسربچه برای پوشیدن لباس های دخترانه یا رفتارهای دخترانه است این رویکرد به وسیله مطرح کردن مفهوم ” دوره بحران” به شرح بیشتر این موضوع می پردازد: منظور از ” دوره بحران”، دوره هایی است که بسیاری از اشخاص، تشویق شدن به منظور نشان دادن رفتارهای مختلف با نقش جنسی خود را تجربه کرده اند. به اعتقاد این رویکرد در این دوره های بحران، عوامل زیستی، روان پویشی، و محیطی (به طور خاص، انتظارات والدین و روش تربیتی آنها) در رشد جنسی اشخاص تاثیرگذار است، اما قبل و بعد از دوره بحران چنین تاثیری اتفاق نمی افتد (کوک،2004؛ به نقل از مجیری،1389).

2-13- 3- نظریه رشدی _ شناختی
در این رویکرد، چنین فرض می شود که شکل گیری هویت جنسی با بلوغ و رشد شناختی مرتبط است. در حدود 11 سالگی، همزمان با شکل گیری تفکر صوری و استدلال انتزاعی، هویت جنسی فرد تحکیم می شود. در این سن یک مفهوم انتزاعی از هویت جنسی به جای یک مفهوم عینی از پسر یا دختر شکل می گیرد اما یک مفهوم از هویت جنسی و هسته اولیه آن، قبل از سه سالگی شکل می گیرد و کودک خود را به عنوان دختر یا پسر می شناسد. تحقیقات نشان می دهد که این مفهوم در سالهای بعدی مقاوم به تغییر است و بر اساس شواهد بالینی به نظر می رسد که اساس ملال جنسیتی قبل از سه سالگی گذاشته می شود، البته به منظور شناخت بیشتر منشا ملال جنسی، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است (کوک،2004؛ به نقل از مجیری،1389).

2-14- پیشینه مطالعاتی
وظیفه هر محقق این است که با به کارگیری تحقیقات موجود، برای حل مشکلی خاص گام بردارد یا پژوهش های گذشته را کامل کرده و دریچه های جدید به روی مساله باز کند. برای انجام دادن این کار، مطالعات گذشته و دیدگاه های مختلف باید بررسی شود. در این قسمت پژوهش های گذشته ی صورت گرفته در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار می گیرد.

2-14-1- پیشینه ی خارجی
بلانچارد و همکاران درسال 1983طی مطالعه ای که جهت اندازه گیری پرخاشگری فیزیکی در مردان همجنس خواه، دگرجنس خواه و ناراضی از جنس خود (ترنسکشوال) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که همجنس خواه ها نسبت به دگرجنس خواهان پرخاشگری فیزیکی کمتری دارند و همچنین مردان نارضای جنسی نسبت به بقیه نمرات پایینی در مقیاس پرخاشگری دارند.

استفانی و همکاران در سال 1994 تحقیقاتی بر روی زنانی که جنسیت خود را تغییر می دهند انجام دادند. این زنان به عنوان بخشی از درمان پزشکی به طور منظم از هورمون های جنسی مردانه تستوسترون به صورت تزریقی یا خوراکی استفاده می کردند. درهمین مدت پرسشنامه هایی که برای اندازه گیری سطح پرخاشگری آشکار و نیز استعداد خشم آنها طراحی شده اند، در اختیارشان قرار گرفت. این پرسشنامه ها نشان داد که پس از دریافت هورمون، تمایلات پرخاشگرانه در آنها به وجود می آید.

درمطالعه ای که فیتزپاتریک درسال 1997 باعنوان” پرخاشگری و خطرهای محیطی در بین جوانان آفریقایی _ آمریکایی کم درآمد” انجام داد به این نتیجه رسید که خشونت و رفتارهای پرخاشگری در گروه های کم درآمد در جوانان آفریقایی _ آمریکایی بیشتر بوده است. به علاوه نقش مهمی در پیش بینی سلامت جسمی، روحی و پیامدهای رفتاری و اجتماعی برای جوانان خواهد داشت.

یوهانس و همکاران در سال 1995 طی مطالعه ای که بر روی 14مرد دارای اختلال هویت جنسی جهت بررسی پرخاشگری وخلق قبل از عمل جراحی (که تحت درمان ضد آندروژنی با آناندرون بودند) انجام دادند. به این افراد؛ صبح قبل از شروع درمان وبعد ازگذشت 8 هفته از درمان؛ یک مجموعه ایی از آزمون ها ارائه شد.علاوه بر اینها؛ از آنها خواسته شد تا فرم های روزانه ایی را در ارتباط با رفتار جنسی وخلق را کامل کنند. نعوظ های صبحگاهی و فراوانی افکار وخیال ها در رابطه با سکس بعد از وارد شدن آناندرون(به بدن این افراد) کاهش یافت. و به این نتیجه رسیدند که احساس های پرخاشگرانه با سطح تستوسترون در ارتباط نبودند(همبستگی نداشتند).

میشل و دیگران (2001) تحقیقی بر روي عده اي از مبتلایان به هیپرپلاژي مادرزادي غده فوق کلیه انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که دخترهاي مبتلا به این اختلال ترشح بیش از حد آندروژن از غده فوق کلیه در زمان قبل از تولد خود دارند. آنها خشن تر از سایر دخترها بوده و علاقه کمتري به بازيهاي عروسکی ازخود نشان می دهند و رفتارهاي پسرانه بیشتري دارند.

استون (2002) در مطالعه ای با “عنوان سرمایه اجتماعی، انسجام اجتماعی و تامین اجتماعی” به این نتیجه رسید که پرخاشگری و خشونت بزرگسالان تحت تاثیر خشونت دوران بچگی آنها می باشد، همچنین متغیرهایی مانند تحصیلات والدین، وضعیت تاهل و ازخودبیگانگی رابطه معنی داری با متغیر پرخاشگری داشته اند.

لیو در سال 2004 در مطالعه ای اعلام کرد که اگر پرخاشگری در پاسخ به یک خطر یا تهدید نباشد، گاهی اوقات علامتی از یک اختلال روانی است و بین پرخاشگری و بسیاری از اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی همزمانی وجود دارد.

مارک و همکاران در سال 2006 طی مطالعه ای با عنوان “پرخاشگری، همدلی و گرایش های جنسی در مردان” اعلام کردند که مردان همجنس گرا بطور معنی داری سطوح پایین تری از پرخاشگری فیزیکی و سطوح بالاتری از همدلی را دارا می باشند. اما از نظر سطوح پرخاشگری غیرمستقیم و سایر شکل های پرخاشگری مستقیم با مردان دگرجنس خواه مشابه اند.
بتن کورت و همکاران در سال 2006 مطالعه ای با عنوان “شخصیت و رفتارپرخاشگرانه در موقعیت های تحریک آمیز و طبیعی ” انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که مردان معمولا به طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به زنان در مقیاس های رفتارهای پرخاشگرانه دارندو پرخاشگری مستقیم و پرخاشگری فیزیکی در پسران نسبت به دختران بیشتر است در حالی که دختران پرخاشگری غیر مستقیم بیشتری نسبت به پسرها از خود بروز می دهند.

کارد و همکاران در سال 2008 مطالعه ای را تحت عنوان ” پرخاشگری مستقیم و غیر مستقیم در طی دوران کودکی و نوجوانی “انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که تفاوت جنسی در پرخاشگری مستقیم وجود دارد و پسران دارای پرخاشگری فیزیکی بیشتری هستند و هیچگونه تفاوت جنسی در پرخاشگری غیر مستقیم در بین دو جنس مشاهده نگردید.

پارولا و همکاران (2010) درپژوهشی با عنوان بررسی کیفیت زندگی تراجنسی ها بعد از عمل جراحی و هورمونی، نشان داد که عمل جراحی تغییر جنسیت، کیفیت زندگی تراجنسی ها را در چندین حوزه مهم و متفاوت شامل رضایت از عمل جراحی تغییر جنسیت، کیفیت زندگی اجتماعی و کیفیت زندگی جنسی بهبود می بخشد. همچنین زن به مردها، سبک های زندگی دوستانه، حرفه ای و اجتماعی بهتری نسبت به مرد به زن ها دارند و ابعاد اصلی شخصیت هم تاثیری روی کیفیت زندگی عمل کرده ها نداشتند.

سیمون و همکارانش(2011) در تحقیقی با عنوان “باورهای نامناسب، درک رفتار والدین و آسیب شناسی روانی در اختلال هویت جنسی” به مقایسه افراد تراجنسی مرد به زن و زن به مرد و در گروه شاهد عادی، پرداختند و به این نتیجه رسیدند که تفاوت بین افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و عادی در باورهای نامناسب می تواند مربوط به واکنش های خانوادگی یا اجتماعی در شناخت جنسیت مقابل باشد. رفتارهای والدین بیشترین دلیل را برای مشکلات روانی این گونه افراد دارد و اکثر کسانی که تراجنسی MF را داشته اند بیشتر به دلیل داشتن والدینی نامناسب بوده است.

حاتمی و عیوضی در سال 2013 در تحقیقی با عنوان” ویژگی های شخصیتی(درونگرایی و برونگرایی) و طرحواره های ناسازگار اولیه در مردان و زنان با اختلال هویت جنسی” انجام داد به این نتیجه رسید که مردان و زنان دارای اختلال هویت جنسی در جنبه هایی از طرحواره ها متفاوت هستند. بر این اساس می توان بیان کرد که مردان تراجنسی بیشتر از اجتماع جدا شده و آسیب پذیرتر بوده و بیشتر احساس طرد و عدم پذیرش را تجربه کردند، همچنین حساسیت بین فردی در مردان تراجنسی بیشتر است.

در مطالعه ای که اندرسون و کهل درسال 2013 تحت عنوان “اختلالات فکری و روانی: هنگامی که اختلال عملکردپارالیمبیک منجر به خشونت میشود ” انجام دادند ذکر شده است که اختلالات روانی منجر به پیامدهای رفتاری متفاوتی شامل پرخاشگری در اشکال مختلف می گردد و رفتارهای خودزنی و خودکشی نمونه ای از پرخاشگری می باشد.

برونتی و بامبی (2013) در خصوص ارتباط شغل با پرخاشگری، پرستاران را مورد توجه قرار دادند و میزان شیوع پرخاشگری در پرستاران را 80% بیان کردند و خود پرستاران پرخاشگری را بخش طبیعی کارشان بیان کرده اند. این تحقیق نشان داد که آموزش به پرستاران در کاهش پرخاشگری موثر بوده است.

لین، کوجمی و مولر در سال 2011 در مطالعه ای اعلام کردند که مناطق زیر قشری مثل سیستم لیمبیک و به طور اختصاصی آمیگدال، و همچنین مناطق مغزی قشری مثل لوب فرونتال مرتبط با پرخاشگری هستند که آسیب هرکدام از این مناطق, مرتبط با عدم کنترل پرخاشگری و افزایش خشونت است.

پاولو ، چیستیاکو وچخونین درسال 2012 در مطالعه ای با عنوان “تاثیر ژنتیک در پرخاشگری و تکانشگری انسان”اعلام کردندکه عدم تعادل بین تستوسترون(افزایش)وکورتیزول(کاهش)وکاهش فعالیت نوروترانسمیترهای سروتونین موجب افزایش پرخاشگری می گردد و افزایش تستوسترون موجب بروز پرخاشگری در زنان می شود.

داک و همکارانش در سال 2013 در مطالعه ای با عنوان “بررسی فاکتورهای روانپزشکی در بیماران پرخاشگر” مشاهده کردند که میزان بروز پرخاشگری در افرادی که برای اولین بار دچار حمله عصبی شده اند بیشتر است همچنین پرخاشگری در جوان ترها، جنس مذکر و افرادی با مشکلات روانی نسبت به بقیه بیشتر است.

2-14-2- پیشینه ی داخلی
مطالعه برروی افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی به ویژه مطالعات پژوهشگران ایرانی اغلب در سال های اخیر به انجام رسیده است و تاریخچه مطالعاتی طولانی در این خصوص وجود ندارد ولی در رابطه با پرخاشگری و یا دیسفوریای جنسیتی بصورت جداگانه و عام تحقیقات زیادی انجام شده اما تحقیقی که به صورت خاص در مورد بررسی پرخاشگری در افراد دارای دیسفوریای جنسیتی باشد به ندرت انجام شده است.

کاهنی، حسن آبادی و سعادت جو در سال 1379 در مطالعه ای تحت عنوان “مقایسه اضطراب و پرخاشگری در نوجوانان 12-19 سال خانواده های گسسته و پیوسته ” عنوان کردند که طلاق یکی از پدیده های اجتماعی است که از دیرباز گریبانگیر جوامع مختلف بشری بوده است و اثرات ناگواری روی اعضای خانواده ها دارد، نتایج به دست آمده نشان دهنده تنش زا بودن طلاق به خصوص در کودکان و نوجوانان می باشد.

در مطالعه ای که گلچین در سال 1381 تحت عنوان “تمایل به پرخاشگری در نوجوانان و نقش خانواده” انجام داد به این نتیجه رسید که ایجاد هیجان های شدید به دنبال تغییرات جسمانی، روانی و شناختی درنوجوانان ممکن است منجر به ناسازگاری و پرخاشگری آنان شود و رفتار اعضای خانواده می تواند در بروز آن نقش بسزایی داشته باشد. یافته های این پژوهش نقش خانواده را در کاهش یا افزایش پرخاشگری نوجوانان تایید می کند.

جواهری در سال 1385 در تحقیقی با عنوان “اختلال هویت جنسی و ابعاد اجتماعی آن” به این نتیجه رسیدند که افراد مبتلا به این وضعیت در حوزه خصوصی و عمومی با مشکلات اجتماعی و فرهنگی متعددی مواجه اند. یکی دیگر از نتایج این است که بیشتر افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی در سرمایه های اجتماعی مانند (عدم پذیرش از سوی خانواده، تبعیض بین آنها و فرزندان، مشکل تحصیل در مدرسه و دانشگاه، یافتن شغل وامکان ازدواج)که از نیازهای اساسی انسان است محرومیت دارند. این افراد به خاطر وضعیت خاصی که دارند در مقایسه با مردم عادی، ارتباطات موفقیت آمیزشان با افراد و گروه های اجتماعی مختلف و دارا بودن میزان سرمایه اجتماعی در سطح پایین تری هستند.

در مطالعه ای که عسگری و همکاران در سال 1386 با عنوان “شیوع آسیب های روانی در بیماران با اختلال هویت جنسی” داشتند، میزان شیوع پرخاشگری در بیماران دارای اختلال هویت جنسی را 16 درصد اعلام کردند. دراین بیماران شیوع انواع آسیب های روانی در حدود20% است و بیشترین اختلال همراه، افکارپارانوییدی با شیوع 38% و اختلالات شایع بعدی به ترتیب شیوع شامل هراس، جسمانی سازی و حساسیت بین فردی است و همچنین پسران در کلیه مقیاس ها نسبت به دخترها اختلالات بیشتری دارند به خصوص در مورد حساسیت در روابط بین فردی و افکار پارانوییدی، نتیجه آنکه پسرها نسبت به دخترها آسیب روانی بیشتری دارند.

کار احمدی و اسماعیلی در سال 1386در مطالعه ای در مورد پرخاشگری دریافتند که درگروه های سنی پایین میزان پرخاشگری بیشتر است. همچنین بین پرخاشگری و وضعیت تاهل ارتباط وجود دارد بدین صورت که در متاهلان پرخاشگری بیشتر است اما بین پرخاشگری و وضعیت تحصیلی تفاوت معناداری وجود ندارد.
نوریان، دولت شاهی ورضایی در سال 1386 تحقیقی با هدف “بررسی اختلالات شخصیت

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 7

و ویژگیهاي شخصیتی مردان مبتلا به اختلال هویت جنسیتی” انجام دادند. مطابق یافته هاي حاصل، بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی، برخی ویژگیهاي خرده مقیاسهاي اختلالات شخصیتی را بیشتر از افراد عادي دارا بودند و درجاتی از اختلالات شخصیت در برخی از آنها بارز است.

محمدکاظمی و همکاران در سال 1386 در مطالعه ای با عنوان “بررسی علل آشوب تماشاگران فوتبال پس از شهرآورد بزرگ ایران” به این نتیجه رسیدندکه از بین متغیرهای گوناگون اثرگذار بر خشونت و پرخاشگری تماشاگران، سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی- اجتماعی رابطه معکوس معنی داری با بروز خشونت دارد.

حجازی و همکاران (1387) در پژوهشی با عنوان “بررسی میزان تطابق نقش و هویت جنسی 12 بیمار ترنسسکشوال با جنسیت جدیدشان پس از عمل جراحی تغییر جنسیت” انجام دادند به این نتیجه رسیدند که این بیماران بعد از عمل جراحی از نظر روانی _ اجتماعی در وضعیت مناسبی قرار داشته و نمره کسب شده آنان در mmpi در دامنه نرمال بود. میانگین سنی آزمودنی ها 25 سال و میانگین وضعیت مالی خانوادگی آنان در حد متوسط بود.

نجارپور استادی (1387) در پژوهشی با عنوان رابطه عوامل جو عاطفی خانواده، خودپنداره، حرمت خود و پایگاه اقتصادی – اجتماعی بر شکل گیری هویت نشان داد که بین متغیرهای جو عاطفی خانواده، خودپنداره، حرمت خود و پایگاه اقتصادی- اجتماعی و شکل گیری هویت همبستگی معناداری وجود دارد و جو عاطفی نامساعد در خانواده، خودپنداره پایین (منفی) حرمت خود پایین و تعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی پایین جامعه می تواند مانعی بر سر راه شکل گیری هویت ایجاد کند.

دادفر و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان “بررسی الگوهای شخصیت در بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی”به این نتیجه رسیدندکه فراوان ترین رمزهای دوتایی 75(وسواسی _خودشیفته، 4 مورد) و (اسکیزویید_وسواسی،2 مورد) فراوان ترین ترکیب های رمز در نمونه هاست. یعنی فراوان ترین الگوهای شخصیت در این بیماران، خودشیفته (22%) و وسواسی (29%) می باشند.

بیاتی و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان “عوامل موثر برشدت اختلال هویت جنسی” به این نتیجه رسیدند که این اختلال در میان افراد نمونه، میزان بالایی دارد به گونه ای که در دامنه (5-1) میانگین 76/4 می باشد. عوامل اجتماعی با تاکید بر یادگیری اجتماعی و عوامل خانوادگی با بروز و رشد این اختلال رابطه معناداری دارد.

جنا آبادی و ناستی زایی (1389) در تحقیقی با عنوان “مقایسه پرخاشگری، اضطراب و افسردگی نوجوانان دبیرستانی 14-19سال شهر سراوان” به این نتیجه رسیدند6% از نوجوانان دارای پرخاشگری شدید هستند و میزان پرخاشگری اضطراب و افسردگی دختران بیشتر از پسران می باشد همچنین بین سن، تحصیلات، تحصیلات والدین و رتبه تولد با پرخاشگری رابطه معناداری وجود ندارد.

پاک نژاد و درانی (1389) در مطالعه ای با “بررسی رفتارهای تهاجمی تماشاگران فوتبال و علل روانی- اجتماعی آن” به این نتیجه رسیدند رفتارهای تهاجمی کلامی بیشتر از رفتارهای تهاجمی فیزیکی شیوع دارد و همچنین بین سن، تحصیلات فرد و تحصیلات والدین تماشاگران با رفتارهای تهاجمی و پرخاشگری آنها رابطه معنی داری وجود ندارد.

یزدان پناه (1390) در تحقیقی با عنوان “بررسی اختلال هویت جنسی با تاکید بر نقش خانواده با مطالعه تطبیقی مراجعه کنندگان به سازمان بهزیستی استان کرمان” به این یافته رسیدند که در متغیرهای مختلف فردی و خانوادگی، نظیر نوع رفتار والدین در دوران کودکی، برخورد با کودک در زمینه یادگیری، الگوهای رفتاری مناسب جامعه، همراهی عاطفی اعضای خانواده، آمیختگی عاطفی، ارتباط موثر اعضا در درون خانواده در کودکی بین گروه گواه و آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد.

موحددر سال 1390در تحقیق خود به این یافته رسید که افرادی که دست به عمل جراحی تغییر جنسیت زده اند، تفاوت زیادی را بین شرایط فعلی خود نسبت به زمان پیش از عمل احساس می کنند و شرایط پیش از عمل خود را بیش از اندازه اسفناک به تصویر کشیده اند.

ملکی و همکاران (1390) در مطالعه ای با عنوان “بررسی تاثیر آموزش گروهی مهارت کنترل خشم بر پرخاشگری دانش آموزان پسر 12-15 سال” به این نتیجه رسیدند که بین برخی از متغیرهای دموگرافیک که شامل سن و تعداد فرزندان با پرخاشگری دانش آموزان رابطه معنی داری وجود ندارد اما بین پرخاشگری و درآمد خانواده ارتباط معناداری وجود دارد.

خزاعی و همکاران (1390) در مطالعه ای با عنوان “شیوع وابستگی به تلفن همراه و پرخاشگری نوجوانان شهر بیرجند” به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی داری بین شدت وابستگی به تلفن همراه بر حسب سن، جنس و مقطع تحصیلی وجود ندارد اما بین سن و وضعیت تحصیلی با پرخاشگری رابطه معنادار وجود دارد و لازم است مداخلاتی به منظور پیشگیری از اعتیاد به تلفن همراه روی رفتارهای پرخاشگرانه انجام شود.

عرب نژاد و یزدان پناه (1390) در مطالعه ای با “عنوان عوامل مرتبط با خشونت و سابقه آن در بین نوجوانان 35-18 سال زندان کرمان” به این نتیجه رسیدند که جنس، وضعیت تاهل، معاشرت با دوستان بزهکار و مصرف الکل با خشونت جوانان ارتباط وجود دارد.

عدالت پرور و همکاران در سال 1391 در مطالعه ای با عنوان “اثربخشی آموزش مهارت های کنترل خشم بر کاهش پرخاشگری در مددجویان کانون اصلاح و تربیت زاهدان” به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت های کنترل خشم در کاهش میزان پرخاشگری در آزمودنی ها اثر مند بوده است ، همچنین بین پرخاشگری و سن رابطه معناداری وجود ندارد.

در مطالعه ای که رحیم پرور و همکاران در سال 1391 با عنوان ” مقایسه کیفیت زندگی بیماران اختلال هویت جنسی پس از عمل جراحی تغییرجنسیت بازنان عادی در شهر تهران” انجام دادند به این نتیجه رسیدند که کیفیت زندگی زنان تبدل خواه جنسی، مشابه زنان عادی است. کیفیت زندگی زنان تبدل خواه در ارتباط با عوامل متعددی نظیر سطح تحصیلات، شغل و کفایت درآمد و ثبات روانی افراد قرار دارد.

در پژوهشی ترشیزی و سعادتجو (1391) با عنوان “شیوع پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر بیرجند” میزان شیوع پرخاشگری در دانش آموزان را 5/53% اعلام کردند بین میانگین نمره پرخاشگری و جنسیت تفاوت معناداری وجوددارد. بدین صورت که پسران نمرات بیشتری را نسبت به دختران در این مقیاس به دست آوردند ولی بین پرخاشگری و شاخص های شغل پدر و مادر، تحصیلات پدر و مادر، معدل نیم سال گذشته و رتبه تولد دانش آموزان رابطه معنی داری وجود نداشت.

فرمانبر و همکاران (1392) در مطالعه ای با عنوان “ارتباط بازیهای رایانه ای با پرخاشگری دانش آموزان راهنمایی شهر بیرجند” به این نتیجه رسیدند 03/88% از دانش آموزان از بازیهای رایانه ای استفاده می کردند و دانش آموزانی که بیشتر از بازیهای پر زد و خورد استفاده می کردند پرخاشگری فیزیکی بیشتری داشتند، همچنین بین پرخاشگری و وضعیت تحصیلی پدر و مادر رابطه وجود دارد.

نیازی پور وسهرابی (1392) در مطالعه ای با عنوان “بررسی پایگاه اقتصادی، اجتماعی تماشاگران فوتبال با رفتارهای آشوبگرانه در فوتبال ایران” به این نتیجه رسیدند که بین وضعیت اجتماعی – اقتصادی، سن، وضعیت تاهل، تحصیلات پدر و مادر، شغل خود و پدر و مادر، و میزان درآمد خانوار و رفتارهای خشونت آمیز آنان رابطه معناداری وجود دارد ولی بین محل تولد، نوع منزل مسکونی و رفتارهای خشونت آمیز آنها رابطه معناداری وجود ندارد.

رادفر و همکاران(2005) در مطالعه ای با عنوان “بررسی سلامت روان در فرزندان جانباز 18-15 ساله” به این نتیجه رسیدند که بین جمعیت خانواده ، وضعیت شغلی پدر و تعداد فرزندان با سلامت روان نوجوانان رابطه معنی داری وجود دارد و احساس سلامت عمومی دختران به مراتب پایین تر پسران می باشد.

زینت مطلق (1392) در مطالعه ای با عنوان “بررسی شیوع و عوامل مرتبط با پرخاشگری در بین نوجوانان شهر یاسوج”میزان شیوع پرخاشگری در نوجوانان را 2/32% اعلام کردند و به این نتیجه رسیدند که بین پرخاشگری و سن، وضعیت تاهل و تحصیلات افراد رابطه معناداری وجود ندارد اما بین مصرف مواد مخدر و طلاق والدین رابطه آماری معناداری با بروز پرخاشگری وجود دارد.
حیدری نژاد و همکاران (1392) در پژوهشی با عنوان” بررسی عوامل فردی موثر بر بروز پرخاشگری “به این نتیجه رسیدندکه عوامل بیرونی بر بروز پرخاشگری نقش دارد و پایگاه اقتصادی_ اجتماعی افراد در تبیین نقشی که در موقعیتهای مختلف بر عهده می گیرند موثر است. بر این اساس انتظار واکنش خشونت آمیز از افرادی که پایگاه اقتصادی _ اجتماعی ضعیف یا تحصیلات کم با شغل نامناسب دارند بیشتر است همچنین بین وضعیت تاهل با بروز پرخاشگری در تماشاگران فوتبال رابطه مثبت اما بین وضعیت اقتصادی و سن با پرخاشگری رابطه معکوس معناداری مشاهده شد.

در مطالعه ای که زارع نژاد و همکارانش در سال 1393 با عنوان ” ویژگی های دموگرافیک – اجتماعی افراد نارضای جنسی که به مرکز پزشکی قانونی در جنوب غرب ایران ارجاع داده شده اند” انجام دادند به این نتیجه رسیدندکه در بین44 نفر زن و مردی که برای تغییر جنسیت در طی دوره مطالعه ارجاع داده شده بودند، ضریب سکس0.69:1 بود؛ میانگین سنی 27.6 ± 2.9 سال بود؛ اکثر بیماران دارای تحصیلات دیپلم و بالای دیپلم بودند (77.3درصد)؛ در نواحی شهری زندگی می کردند (81.8درصد)؛ استخدام بودند (56.9درصد). مجرد بودند (93.1درصد) و تقریبا 6 ماه تحت درمان هورمونی قرار داشتند (61.4درصد). به نظر می رسدکه پذیرش اجتماعی برای مردان ناراضی از نظر جنسی که می خواهند جنسیت خود را به زن تغییر دهندکمترباشد؛ زیرا این گونه بیماران شانس استخدام و پایگاه یا وضع سواد کمتری دارند.
محمودی درسال 1393 در تحقیقی باعنوان ” مقایسه سبک های دلبستگی و سبک های هویت در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی(عمل کرده و عمل نکرده) و افراد نرمال به این نتیجه رسید که بین افراد نرمال و افراد دارای اختلال هویت جنسی عمل کرده، در سبک دلبستگی ایمن و سبک هویت هنجاری و تعهد تفاوت معناداری وجود داشت و میان افراد دارای اختلال هویت جنسی عمل کرده و عمل نکرده در سبک دلبستگی دوسوگرا و سبک هویتی تعهد تفاوت معناداری وجود داشت.

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی

مطالعه حاضر با هدف بررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی _ تحلیلی و با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد که در آن 64 نفر از مراجعه کنندگان به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس که تشخیص دیسفوریای جنسیتی توسط کمسیون روانپزشکی این اداره در آنها محرز شده بود، پرسشنامه پرخاشگری اهواز را تکمیل نمودند. از این میان تعداد 32 نفر تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفته بودند و 32 نفر دیگر نیز مجوز انجام عمل جراحی تغییر جنسیت را اخذ کرده بودند. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 22) و آزمون تحلیل واریانس یک راهه و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی شیوع قابل توجهی (81/82) دارد. مقایسه افراد عمل نشده با افراد عمل شده نیز نشان داد که بین دو گروه از نظر پرخاشگری و مؤلفه‌های آن تفاوت‌های معناداری وجود دارد و میزان پرخاشگری گروه عمل‌نکرده بیشتر است. همچنین مقایسه‌های بین دو جنس نیز نشان داد که مردان پرخاشگرتر از زنان هستند. دیگر نتایج این مطالعه آشکار کرد که از بین متغیرهای جمعیت شناختی (سن، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، سطح درآمد، تحصیلات خود و والدین، جمعیت خانواده، ترتیب تولد) فقط رابطه بین جنسیت دیگر فرزندان خانواده با پرخاشگری مشارکت‌کنندگان معنادار بود، بنابراین با توجه به سطح بالای پرخاشگری و شیوع آن در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، لزوم ارتقای سطح مداخلات آموزشی و فرهنگی در کنار مداخلات پزشکی و روان‌شناختی را در راستای بهبود سطح سلامت روحی این قشراز جامعه را نمایان می سازد.
کلیدواژه ها : دیسفوریای جنسیتی، پرخاشگری، پزشکی قانونی، تغییر جنسیّت، فارس

1-1- بیان مسئله
یکی از ابعاد زندگی انسان شکل گیري هویت است که عوامل گوناگونی درحوزه زندگی اجتماعی مانند خانواده، دوستان، همسالان، رسانه ها و… در فرآیند شکل گیري آن نقش دارند(یزدان پناه و صمدیان،1390). فرآیند شکل گیری احساس فردی و منسجم از هویت، نقشی محوری و اساسی در شکل گیری شخصیت در طول دوره زندگی ایفا می کند (برزونسکی ، 2013). یکی از مهم ترین مشخصه های هویت فردی، هویت جنسی است. هویت جنسی یک حالت روانشناختی است که نمایانگر احساس فرد از مذکر یا مونث بودن خود می باشد(کاپلان ، 2007). هویت جنسی اکثر افراد تا 2 یا 3 سالگی ایجاد می شود و معمولا با جنسیت زیستی فرد هماهنگی دارد (مومنی جاوید وکاظمی،1390؛ عسگری، 1386؛ کاپلان، 2007). به عنوان بخشی از فرآیند هویت جنسی بهنجار در خانواده، این نقش های جنسی به کودک آموخته شده و او را در جهت تقویت رفتارهای متناسب با جنسیت تشویق می کنند (موحد ،1390). برای اکثر انسانها هویت جنسی یک واقعیت عادی و جا افتاده است، آنها جنسی را که با آن به دنیا آمده اند زیر سوال نمی برند و رفتار به شیوه ی جنس مذکر یا مونث را طبیعی و آسان می یابند. به نظر می رسدکه هویت جنسیتی تا آخر عمر تعیین شده است البته تا وقتی که انسانها مطابق با آن می اندیشند، عمل می کنند، و لباس می پوشند (حاتمی و عیوضی ،2013) اما بعضی افراد به دیسفوریای جنسیتی دچار می شوند و احساس می کنند که هویت جنسیتی آنها خلاف جنس بیولوژیک و جنسی که با آن به دنیا آمده اند است. در چنین شرایطی افراد متوجه می شوند که از لحاظ فیزیکی به شکل زن یا مرد رشد می کنند(مثلا ریش در می آورند یا سینه هایشان بزرگ می شود) اما نمی توانند این باور را کنار بگذارندکه در ورای این ظاهر فیزیکی به جنس مخالف تعلق دارند. وقتی این نوع نارضایتی از جنس خود مشکل ساز شود و در عملکرد شغلی و اجتماعی فرد اختلال ایجاد کند، ممکن است فرد رسما مبتلا به دیسفوریای جنسیتی اعلام شود. طبق آخرین آمار از هر سی هزار مرد بالغ حدودا یک نفر و از هر صد هزار زن بالغ حدودا یک نفر به دنبال عمل جراحی برای تغییر جنسیت هستند(گنجی، 1392). افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی اغلب تضاد بین شخصی زیادي دارند و یکی از پرقربانی ترین اقلیتها را تشکیل می دهند. اولین مشکل در خانواده شکل می گیرد به صورتی که در مقابل خواستة فرزندان مقاومت نشان می دهند و نتيجة آن در برخي از موارد جدال، كشمكش، ضرب و شتم و راندن آنها از خانواده و خانه است (یزدان پناه و صمدیان، 1390). ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و قانونی جامعه هم تحمل پذیرش رفتارهای هنجارشکنانه افرادرا ندارد بنابراین برخوردهای نامناسبی در برابر یک دگرجنس خواه بروز می دهند. در این افراد پرخاشگری با توجه به استرس بالا و خشم نسبت به عدم درک حالات درونی وروانی توسط اطرافیان و جامعه قابل انتظار است (عسگری و همکاران،1386). پرخاشگری پرشورترین واکنش هیجانی است که فرد را قوی تر و نیرومند تر می سازد، انسانها را نسبت به بی عدالتی های دیگران حساس تر می سازد و باعث می شود که آنها برای تلافی کردن ممانعت، دخالت یا انتقاد دست به مبارزه بزنند. رفتارهای دفاعی نیز ممکن است به عنوان رفتارهای پرخاشگرانه تلقی شوند حتی اگر به شکل جنگ یا دورکردن عامل مزاحم باشد(ابوالمعالی وموسی زاده،1391). تحقيقات نشان داده است كه پرخاشگري داراي عوارض جسمي، رواني و اجتماعي فراواني است و موجب نشانگاني مانند احساس درماندگي، تنهايي، ناسازگاري اجتماعي، بي توجهي به حقوق و خواسته ديگران، زخم معده، ميگرن، اختلال فشارخون، افسردگي و اضطراب مي گردد(استراچان و چندلر ،2006). با توجه به اثرات ناخوشایند رفتار پرخاشگرانه، عصبانیت و خشونت به عنوان مشکل تلقی گردیده و نیاز به بررسی هاي بالینی و قانونی دارد(ویتلی و همکاران،2009). با توجه به اهمیت موضوع وافزایش روز افزون افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی(براساس پرونده های ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس) و همچنین با توجه به عدم انجام مطالعات مشابه در منطقه، بر آن شدیم تا همه گیر شناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی را مورد بررسی قرار دهیم.

1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
اختلال هویت جنسی از شرایط بسیار پیچیده بالینی محسوب می شود که مسیر زندگی فرد را دگرگون می کند و نظام شخصیتی، رفتاري و در نهايت سازگاري اجتماعي افراد را تحت تأثير قرار مي دهد و آنها را از پذیرش و ارائه مسئولیت ها و حقوق و امتیازات اجتماعی محروم می دارد (محمودی،1393). افراد مبتلا غالب سال ها را در رنج ناشي از تمسخر، تحقير، هتک حرمت و انواع خشونت هاي جنسي و جسمي و روحي سپري مي کنند و محکوم به فراموشي هستند؛ نه تنها از سوي دولت که از سوی جامعه و حتي ازسوي نزديک ترين افراد(خانواده و…)، حتی در ایران موضوع اختلال هویت جنسی نه تنها برای مردم عادی، بلکه برای دانشگاهیان و کارگزاران اجتماعی نسبتا ناشناخته است و با اختلالات دیگر جنسی اشتباه گرفته می شود(جواهری،1390)، همچنین این مقوله تا حدودی با بعضی از جرایم دیگر نیز مرتبط و گاهی می تواند باعث آسیب رساندن به خود یا دیگران شود. فردی که هویتی متفاوت از بدنی که با آن زندگی می کند دارد دچار تضاد و تعارض های متعدد میشود و این تعارض ها منجر به افزایش انواع آسیب ها (افسردگی، خودکشی، گرایش به مصرف مواد) و بروز پرخاشگری در فرد مبتلا می گردد. رفتار پرخاشگري یکی از آسیب های اجتماعی است که در جامعه رو به افزایش است(جعفری هرفته و احمدی، 1392)، به همین جهت پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید که زوایای گوناگونی دارد، می تواند منجر به نزاع و برخوردهای فیزیکی شود و بارمالی و عاطفی زیادی به جامعه وارد کند. با توجه به اینکه تحقیق حاضر هم بنیادی و هم کاربردی می باشد و با توجه به افزایش روزافزون افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی مراجعه کننده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس، همچنین با توجه به محدود بودن آگاهی عمومی در خصوص دیسفوریای جنسیتی و بالطبع داشتن برخوردهای نامناسب و غیر منطقی با افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی و از طرفی عدم انجام پژوهشی در خصوص پرخاشگری این افراد در ایران و به منظور بالا بردن سطح آگاهی عمومی و کمک به افزایش بهداشت روانی جامعه انجام این تحقیق ضروری به نظر رسید. همچنین با وجود جستجو در منابع و مقالات موجود در بانکهای اطلاعاتی داخلی و خارجی، متاسفانه مقالات مشابه با عنوان مطالعه حاضر یافت نگردید وتحقیق حاضر می تواند به عنوان یکی از اولین تحقیقات انجام شده درخصوص پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی باشد.

1-3- اهداف تحقیق
هدف اصلی تحقیق تعیین همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس می باشد.

1-3-1- اهدف فرعی تحقیق
1_ تعیین همه گیر شناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس به تفکیک وضعیت جسمی بیماران( از نظر انجام عمل جراحی).

2_ تعیین همه گیر شناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس به تفکیک متغیرهای دموگرافیک (سن، وضعیت تحصیلی، وضعیت شغلی، سطح اقتصادی، وضعیت تاهل، وضعیت تحصیلی والدین، تعداد و جنسیت فرزندان خانواده).

1- 4- سوال تحقیق
ميزان شيوع پرخاشگري در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی عمل شده و عمل نشده چقدر است؟

1- 5- فرضیه های پژوهش

1- 5-1- فرضیه های اصلی تحقیق:
1_ بین مردان و زنان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی(عمل کرده) از لحاظ میزان پرخاشگری تفاوت معنادار آماری وجود دارد.
2_ بین مردان و زنان مبتلا به دیسفوریای جنسیتی( عمل نکرده) از لحاظ میزان پرخاشگری تفاوت معنادار آماری وجود دارد.

1- 5-2- فرضیه فرعی تحقیق:
میان برخی از متغیرهای دموگرافیک افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی (سن، وضعیت تاهل، وضعیت تحصیلی، وضعیت تحصیلی والدین، وضعیت شغلی، سطح اقتصادی، تعداد و جنسیت فرزندان خانواده) از لحاظ میزان پرخاشگری تفاوت معنادار آماری وجود دارد.

1-6- تعریف اصطلاحات و متغیرهای پژوهش

1-6-1- تعریف مفهومی پرخاشگری :
پرخاشگري، تحت عنوان رفتارهای توام با حمله تلقی می شود که در برگیرنده هرگونه رفتاری است که در آن قصد وارد کردن آسیب جسمانی و روانی به فرد دیگر وجود دارد و یا هرگونه رفتار مخرب و تنبیهی نسبت به افراد و اشیاء تحت عنوان پرخاشگری خوانده می شود(رامیرز ،2003).

1-6-2- تعریف عملیاتی پرخاشگری :
در پژوهش حاضر میزان پرخاشگری نمره ای است که فرد از پرسشنامه پرخاشگری اهواز به دست می آورد. این پرسشنامه دارای سه عامل می باشد و 30 ماده را در بر می گیرد. ماده 1 تا 14 این پرسشنامه را عامل اول تشکیل می دهد که مربوط به خشم و عصبیت می باشد؛ ماده های 15 تا 22 آن را عامل دوم که مربوط به تهاجم و توهین است، بالاخره عامل سوم این پرسشنامه ماده های 23 تا 30 آن را در بر دارد که مربوط به کینه توزی و لجاجت است، و کسانی که نمره بیشتر و بالاتر از میانگین 5/42 کسب می کنند، میزان پرخاشگری آنها به مراتب بیشتر است.

1-6-3- تعریف مفهومی دیسفوریای جنسیتی :
دیسفوریای جنسیتی به معنی ترجيح قوي و پايدار براي اتخاذ وضعيت و نقش جنس مخالف است. مبتلايان به دیسفوریای جنسیتی افرادي هستند با هويت جنسيتي پايداري كه با جنسي كه با آن متولد شده اند متباين است و تمايل دارندكه ظاهر بدنشان را مطابق با هويت جنسيتي شان تغيير دهند. برخي از آنها افرادي هستند با جنس فيزيكي مذكر و هويت جنسیتی مونث و گروهي ديگر داراي جنس فيزيكي مونث و هويت جنسيتي مذكر هستند. دیسفوریای جنسیتی، بیشتر افرادي را كه از لحاظ زيست شناختي مذكر هستند درگير مي كند(گنجی ،1392 ).

1-6-4- تعریف عملیاتی دیسفوریای جنسیتی :
در پژوهش حاضر منظور از فرد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی، کسی است که وجود دیسفوریای جنسیتی توسط کمسیون روانپزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان فارس در مورد وی محرز شده و حداقل 3 سال از زمان اخذ مجوز تغییر جنسیت و حداقل2 سال از عمل جراحی تغییر جنسیت ایشان گذشته باشد.

2-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به پیشینه پژوهش و سپس به پژوهش های انجام شده در خارج و داخل ایران پرداخته می شود.
2-2- پرخاشگری

2-2-1- تعریف پرخاشگری
پرخاشگری از لغت لاتین”aggredior”ریشه می گیرد که به معنای حمله کردن و یا نزدیک شدن به چیزی است. این اصطلاح دارای”معانی چند گانه “است و می توان آن را از ابعاد مختلف بررسی کرد. پرخاشگری دوجنبه متفاوت دارد،که یکی عینیت (عمل) و دیگری ذهنیت (احساسات) است. عینیت نشانگر این است که پرخاشگری رفتاری عملی، آشکار و خارجی است و ذهنیت حاکی از این است که پرخاشگری همراه با یک احساس درونی است این احساس ترکیبی از افکار، هیجانات و گرایش های رفتاری است که به صدور رفتار پرخاشگرانه با راه اندازی افکار پرخاشگرانه و هیجان منفی خشم ایجاد می شود و فرد تمایل به بروز رفتار پرخاشگرانه پیدا می کند (ابوالمعالی و موسی زاده، 1391).
زیگموند فروید، در نوشته های نخست خود می گفت همه رفتار بشر از شهوت مایه “اروس ” یعنی غریزه زندگی منشا می گیرد که انرژی آن یعنی لیبیدو ، در جهت بازتولید زندگی است. پرخاش در این چارچوب، صرفا واکنشی در برابر مهار یا ممنوعیت تکانه های زیست مایه ای تلقی می شد و لذا خود به خودی نبوده و در عین حال بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی نیست. اما بعدا وجود غریزه عمده دیگری به نام مرگ مایه “تاناتوس ” یا نیروی مرگ را پیشنهاد کرد که کارمایه آن در جهت تخریب یا پایان بخشیدن به زندگی است. طبق نظر فروید همه رفتار انسان از تعامل پیچیده مرگ مایه و شهوت مایه و تنش دائم میان آن دو ریشه می گیرد. مرگ مایه با مکانیزم هایی نظیر جابجایی نیروی خود را به سمت بیرون معطوف می کند و مبنای پرخاشگری بر ضد دیگران واقع می شود. یعنی بنا بر آخرین دیدگاه فروید، پرخاشگری عمدتا از تغییر جهت غریزه خود تخریب گر مرگ به سمت دیگران ریشه می گیرد (کاپلان و سادوک ،2007 ، ترجمه رضاعی ،1387).
در واژه نامه روانپزشکی پرخاشگری این گونه تعریف شده است : پرخاشگری رفتار زورمند کلامی یا غیر کلامی می باشد که معمولا بر علیه دیگران است (کاپلان و سادوک ، 1382).
پرخاشگری در زندگی انسان بسیار رایج است طوری که بشر آن را بدیهی تلقی کرده است و حتی عده ای عصری که ما در آن زندگی می کنیم را به نام عصر پرخاشگری می نامند و این به عنوان یکی از مهم ترین مسایل و مشکلات اجتماعی مطرح است چرا که موجب تخریب و ضرر رساندن به ساخت اجتماعی و افراد می شود (عزیزی ،1393).
روانشناسان پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب رسان باشد. این آسیب رساندن، به حالت های مختلف صورت می گیرد و خشونت تنها یکی از انواع پرخاشگری محسوب می گردد. تسلسل بروز پرخاشگری و خشونت به صورت زیر است : مرحله آرامش، اضطراب، بی قراری، پرخاشگری و خشونت (دانشور عامری، 1382).
پرخاشگري واکنشی غریزي به هجوم، ناکامی و رقابت براي دستیابی به منابع می باشد که عمدتاً از طریق برخورد بدنی تجلی می یابد. اریک فروم ، همه اعمالی را که سبب آسیب رساندن به شخص، شیء یا جانوري یا با چنین قصدي صورت می گیرد را پرخاشگري می نامد. ارونسون نیز خشم و پرخاشگري را عملی می داند که هدفش اعمال صدمه، آسیب و رنج جسمانی یاروانی است (ارونسون ، 1387).
رفتارپرخاشگرانه آخرین مرحله ازعواقب انواع محرک های تحریک کننده است (به صورت زیر): 1. عامل محرک (داخلی مثل احساس بی احترامی – خارجی مثل فشاردادن) 2. احساس خشم 3. افکار خشم (مثل تنبیه یا انتقام) 4. رفتار خشم (کلامی یا جسمی ). البته مورد 2 می تواند به طور مستقیم تبدیل به مورد 4 شود (کالز ،2011).
کوکلی در تعریفی نسبتاً جامع، پرخاشگري را این گونه تعریف می کند: پرخاشگري ناظر بر رفتاري است که با نیت تخریب اموال یا صدمه زدن به شخص دیگر انجام می شود و متضمن بی توجهی محض به سلامت دیگران و احتمالاً خود است؛ پیامدهاي پرخاشگري ممکن است فیزیکی یا روان شناسانه باشد. ازنظر سازمان بهداشت جهانی پرخاشگري یعنی قدرت و نیروي فیزیکی به صورت تهدید یا اعمال واقعی آن علیه خود، فرد دیگر یا علیه یک گروه یا اجتماع است، به طوري که موجب آسیب، صدمه، مرگ، آسیب روانی و محرومیت شود. این تعریف دربردارنده خشونت میان- فردي، بین- فردي و اجتماعی است و دامنه اي از فعالیت ها وانواع پیامدهاي آن را در برمی گیرد (رحمتی، 1388).

2-3- انواع پرخاشگری
در طبقه بندی های مختلف، مقولات دوگانه و متمایزی از پرخاشگری ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از:
1. پرخاشگری کلامی در مقابل پرخاشگری غیر کلامی
2. پرخاشگری مستقیم در برابر پرخاشگری غیر مستقیم
3. پرخاشگری وسیله ای در برابر پرخاشگری خصمانه
4. پرخاشگری فعال در برابر پرخاشگری منفعل
5. پرخاشگری فردی در برابر پرخاشگری جمعی
6. پرخاشگری فرافعال و تجاوزکارانه در مقابل پرخاشگری واکنشی و دفاعی

2-3-1- پرخاشگری کلامی در مقابل پرخاشگری غیر کلامی
پرخاشگری کلامی نوعی پرخاشگری است که به لحاظ عملیاتی یک حمله کلامی برای تفوق و برتری بر فرد دیگر از طریق اهانت یا مجادله است. پرخاشگری غیر کلامی یا

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 2

جسمانی، حمله به یک موضوع انسانی یا غیر انسانی با استفاده از بدن یا ابزارهای مادی دیگر است. پسران در مقایسه با دختران پرخاشگری جسمانی بیشتری نشان می دهند(به ویژه هنگام برانگیختگی). این تفاوت در همه فرهنگ ها دیده می شود و از همه مراحل اولیه رشدکودکان آشکار می شود. هم عوامل محیطی و هم عوامل زیستی مسئول تفاوت دختران و پسران در پرخاشگری جسمانی هستند. عوامل زیستی، شامل وراثت و هورمون ها می شود و عوامل محیطی شامل انتظارات فرهنگی، الگوهای همسال و بزرگسال، و ارائه پاداش به اعمال پرخاشگری جسمانی را در بر می گیرند. پسران پرخاشگری جسمانی و دختران پرخاشگری کلامی بیشتری را نشان می دهند(مانند داد زدن)( سنتراک ، 2009).

2-3-2- پرخاشگری مستقیم در برابر پرخاشگری غیر مستقیم
پرخاشگری مستقیم اغلب نوعی دفاع است که فقط در بین افراد هم نوع رخ می دهد و واکنشی در مقابل ناکامی در رسیدن به اهداف است. این نوع پرخاشگری چهره به چهره و رو در رو است و در طی تعاملات اجتماعی به صورت کلامی و غیر کلامی رخ می دهد. در پسران اغلب، پرخاشگری مستقیم به شکل جسمانی و در دختران به شکل کلامی دیده می شود. پرخاشگری غیر مستقیم نوعی پرخاشگری پنهان است که با توسل به آن فرد سعی در ایجاد اختلال در روابط بین افراد دارد. پرخاشگری غیر مستقیم به اشکال مختلف دیده می شود و برخی از مصادیق آن عبارتند از: شایعه پراکنی، طرد و اخراج فرد از گروه همسال و منزوی کردن او، قهر و خودداری از ادامه دوستی با فرد دیگر، تحقیر و مسخره دیگری، نجوا، بدگویی و آسیب رساندن به شهرت و موقعیت اجتماعی دیگران(شهیم ،1385).

2-3-3- پرخاشگری وسیله ای در برابر پرخاشگری خصمانه
در پرخاشگری وسیله ای قصد و نیت قبلی برای آسیب زدن به فرد دیگر وجود ندارد، بلکه هدف دستیابی به یک شی یا یک امتیاز ( قدرت، پول، کنترل، تسلط، ارضاء جنسی و غیره ) است، که در جریان دستیابی به آن هدف، به دیگری صدمه وارد می شود. در پرخاشگری خصمانه اساسا قصد و نیت برای آسیب رساندن به فرد دیگر وجود دارد و هدف آن وارد کردن آسیب روانی و جسمانی به فرد دیگر است. پرخاشگری خصمانه نوعی پرخاشگری آشکار است که یا به شکل غیر کلامی( هل دادن، برخورد فیزیکی، پرتاب اشیاء) و یا به شکل کلامی( فحش و ناسزاگویی، اخطار و تهدید، داد و فریاد کردن با صدای بلند همراه با لحن تند و یا نامیدن افراد با القاب زشت) رخ می دهد و درطی تعاملات اجتماعی موجب اذیت وآزار دیگران می شود (شهیم، 1385؛رضویه و همکاران،1385).

2-3-4- پرخاشگری فعال در برابر پرخاشگری منفعل
باس در ارتباط با جهت پرخاشگری به دو نوع پرخاشگری فعال و منفعل اشاره کرده است. جهت پرخاشگری فعال به سمت بیرون است که با تغییرات ظاهری همچون تغییر رنگ چهره همراه است، جهت پرخاشگری منفعل به سمت درون است و بیان شدید آن در قالب خودکشی نمایان می شود( ابوالمعالی و موسی زاده،1391).

2-3-5- پرخاشگری فردی در برابر پرخاشگری جمعی
لورنس بین پرخاشگری فردی که معطوف به افراد هم نوع و افرادی که از یک گروه است و از طریق تحریک پذیری و استرس افزایش می یابد و پرخاشگری جمعی که معطوف به مخالفت با گروه دیگر است و معمولا با انسجام گروهی و احساسات گروه پرخاشگر همراه است(حداقل در مورد انسان) تمایز قایل می شود. همچنین، وی بر اهمیت عوامل موقعیتی در پرخاشگری درون انواع و نزاع بین غارتگر و قربانی تاکید می کند. پرخاشگری جمعی بین دوگروه از انسان ها ممکن است به صورت جنگ یا تخریب های جمعی و یا حتی قتل عام جلوه گر شود. اغلب پرخاشگری جمعی تحت عنوان خشونت جمعی خوانده می شود (رامیرز ،2003).

2-3-6- پرخاشگری فرافعال و تجاوزکارانه در مقابل پرخاشگری واکنشی و دفاعی
پرخاشگری خالص، فرافعال یا تجاوزکارانه، نوعی پرخاشگری است که در آن فرد می کوشد بدون هیچ تحریکی از سوی قربانی به او آسیب برساند. این نوع پرخاشگری اغلب همراه با حمله کلامی یا بدنی به فرد دیگر، به ویژه نسبت به قربانیانی که نمی توانند از خودشان دفاع کنند، است و پرخاشگری قلدری نیز خوانده می شود. برخورد فیزیکی در این نوع پرخاشگری به صورت حمله است و در زمانی که برخورد فیزیکی وجود نداشته باشد، این نوع پرخاشگری با اشارات و وضعیت بدنی و کلامی تهدید آمیز همراه است. پرخاشگری فرافعال حتی در غیاب عوامل محرک، یعنی بدون محرک بیرونی اما با قصد اذیت و غلبه و زور صورت می گیرد و دربرگیرنده رفتارهای کنترل شده توام با عناد و دشمنی است و فرد به طور عمد پرخاشگری را بروز می دهد. پرخاشگری واکنشی به معنی پاسخ دفاعی به محرک های ادراک شده مبنی بر تهدید و ترس و یا محرک های تحریک کننده توام با عناد و دشمنی است و در بر گیرنده واکنش های تکانشی است این نوع پرخاشگری نشانگر اثرات سوء ناشی از منبع تهدید( به طور مثال فردی بگوید: “اگر به من دست بزنی تلافی می کنم”)و نوعی واکنش نامتمایز در پاسخ به عامل تهدید زا است و ممکن است هنگام دفاع از خود یا دیگری و در مقابل هم نوع یا غیر هم نوع متجاوز بروز کند. گاهی این نوع پرخاشگری به قدری شدید است که ممکن است با آسیب جدی به حمله کننده همراه باشد (برگر ،2006).

2-4- دیدگاه های نظری درباره منشا پرخاشگری
نظریه های متعددی برای تبیین پرخاشگری مطرح شده است که می توان آنها را تحت دو رویکرد کلی سرشت گرا و تربیت گرا قرار داد. نظریه هایی که پرخاشگری را امری ذاتی و زیستی تلقی می کنند تحت رویکرد سرشت گرا قرار می گیرند و نظریه هایی که بر نقش عوامل محیطی تاکید عمده ای دارند تحت رویکرد تربیت گرا قرار می گیرند. در ادامه به توضیح پیرامون هر یک از دیدگاه ها می پردازیم.

2-4-1- رویکرد سرشت گرا
نظریه هایی که پرخاشگری را امری ذاتی تلقی می کنند در ذیل رویکرد سرشت گرا قرار می گیرند. به عنوان نماینده 1. نظریه فروید 2. نظریه کنراد لورنس 3. نظریه ویلسون و 4. دیدگاه های زیستی درباره پرخاشگری بررسی شده اند.

1 . نظریه فروید ¬
فروید بر ماهیت ذاتی و درونی پرخاشگری تاکید می کرد، او غرایز بدنی را به دو دسته غرایز زندگی و غرایز مرگ تقسیم می کرد. غرایز زندگی، انرژی بدنی فرد را برای محافظت از ارگانیزم و دستیابی به لذت فراهم می کنند، مانند فعالیت هایی که حالت گرسنگی یا تشنگی را کاهش می دهند. از دید فروید ارضاء غرایز زندگی با یک شی مناسب منجر به کاهش تنش می شود و زندگی مطلوبی به بار می آورد. غرایز مرگ، بازتابی از تمایل فرد برای تکمیل چرخه زندگی هستند. چرخه زندگی به وسیله بازگشت به یک حالت آزاد از تنش و غیر فعال اولیه کامل می شود، البته فروید از مرگ به معنای واقعی کلمه آن صحبت نمی کرد، بلکه به لحاظ نماد از آن سخن می گفت. او از غریزه مرگ برای توضیح رفتارهای مخرب، پرخاشگری و جنبه سیاه انسان (برای مثال جنگ ) استفاده می کرد. به اعتقاد فروید افراد اغلب تمایل دارند غریزه مرگ را به سمت دنیای بیرون و افراد دیگر معطوف کنند (برای مثال، بحث وجنگ و جنایت). از این رو، پرخاشگری را ناشی از غریزه مرگ می دانست (کاپلان و سادوک 2007، ترجمه رضاعی ،1387).

2 . نظریه کنراد لورنس
نظریه دیگری که بر ماهیت ذاتی و درونی پرخاشگری تاکید دارد، دیدگاه کنراد لورنس است. وی یکی از نمایندگان مکتب کردار شناسی است. مطابق دیدگاه او پرخاشگری یک سائق غریزی و درونی است و فقط از طریق تحلیل فیلوژینک (بررسی تحول نوعی) فهمیده می شود. او معتقد بود که یک نظام هیدرولیک در سیستم عصبی مرکزی وجود داردکه انرژی رفتار پرخاشگرانه را صادر می کند. از این رو، رفتار پرخاشگرانه خودبخودی و غیر قابل اجتناب است. لورنس معتقد بود که هم در انسان و هم در ارگانیزم های حیوانی انرژی سائق پرخاشگری به طور دائمی ایجاد و انباشته می شود تا تبدیل به پاسخی به محرک آزاد شده شود(رامیرز، 2003). از دیدلورنس، انرژی رفتار پرخاشگرانه در حضور یک محرک آزاد کننده، آزاد می شود. به طور مثال برخی از رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به ارگانیزم های غیر همنوع با این مکانیزم آزاد سازی مرتبط است. بر طبق نظرلورنس در مجموع اعمال پرخاشگری حاصل یک آمادگی ذاتی برای پرخاشگری هستند اما لورنس تنش های محیطی را نیز نادیده نمی گیرد و معتقد است محیط باید محرک های مهمی را برای راه اندازی مکانیزم های آزادسازی ارائه می دهد تا این مکانیزم ها راه اندازی شوند( ابوالمعالی و موسی زاده، 1391).

3 . نظریه زیست شناسی اجتماعی
نظریه زیست شناسی اجتماعی سومین نماینده رویکرد سرشت گرا است. برخی معتقدند ادوارد ویلسون در سال 1974 این نظریه را مطرح کرد. اما باید به این نکته اشاره کنیم که یک دهه قبل از ویلسون، همیلتون به طور اتفاقی یک حوزه پژوهشی را تحت عنوان زیست شناسی اجتماعی معرفی کرد. همچنین همیلتون عقیده گزینش خویشاوند را به عنوان یک اندیشه نو داروینی مطرح کرده بود. وی نوعدوستی و دفاع از همنوع را، حاصل قرابت ژنتیکی می دانست. بر طبق قاعده همیلتون عمل از خود گذشتگی و دفاع از دیگران که توام با رفتارهای پرخاشگرانه است، زمانی رخ می دهد که نسبت ژن های مشترک بین فاعل رفتار نوع دوستانه و دریافت کننده آن زیاد باشد. طبق قاعده همیلتون ما ابتدا برای خودمان دست به فداکاری می زنیم، بعد برای فرزندان و اعضاء نزدیک خانواده و بعد از آن برای خویشاوندان دورمان. هرچه تعداد ژن های مشترک ما با دیگران کمتر باشد، به همان نسبت عمل دفاع از هم نوع را کمتر انجام می دهیم. از دیدگاه وی احتمال دفاع از فردی که هیچ گونه نسبتی با ما ندارد، صفر است. در واقع، افراد صرفا اعمالی را انجام می دهند که موجب بقای ژن های آنها می شود. از سوی دیگر بر طبق قاعده همیلتون احتمال رفتار خشونت آمیز نسبت به کسانی که اشتراک ژنتیکی کمتری با ما داشته باشند بیشتر است (رامیرز،2003).
4 . نظریه های زیستی
عوامل زیستی به عنوان یکی از عوامل مهم در مطالعه خشونت و پرخاشگری به شمار می روند. تفاوت های زیستی، تعیین کننده آمادگی های ژنتیک برای رفتار کردن به روشی خاص هستند. این ویژگی ها یا آمادگی ها معمولا آستانه مکانیزم های فعال سازی را برای پرخاشگری تعیین می کنند و به عنوان ویژگی های شخصیتی و فردی خاص تلقی می شوند. چندین هورمون مرتبط با پرخاشگری نیز وجود دارند. این هورمون ها عبارتند از : 1. آندروژن ها 2. کورتیزول (که از بخش قشری فوق کلیوی ترشح می شوند) 3. هورمون های غدد جنسی 4. هورمون های هیپوفیز 5. عوامل روان شناختی می توانند پرخاشگری وخشونت را ایجاد کنند، اما این پرخاشگری یا خشونت با واسطه عوامل زیستی و ترشح هورمون ها صورت می گیرد. یعنی کاملا یک ارتباط دو طرفه بین هورمون ها و رفتارهای پرخاشگرانه وجود دارد(ابوالمعالی و موسی زاده،1391).

1. آندروژن و کورتیزول
آندروژن های بخش قشری غدد فوق کلیوی با شروع و ابقای خشونت و رفتار ضد اجتماعی رابطه دارند. پژوهش ها وجود یک ارتباط مثبت بین آندروژن های غدد فوق کلیوی و پرخاشگری را به ویژه در دختران نشان داده اند. در کل یک وابستگی بین آندروژن و خشم و پرخاشگری وجود دارد. کورتیزول نیز یکی دیگر از هورمون های بخش قشری غدد فوق کلیوی است، افزایش سطح کورتیزول با خلق پایین و افسردگی همراه است. در حالی که پژوهش ها نشان داده اند که سطوح پایین کورتیزول با پرخاشگری، مشکلات و ناسازگاری های رفتاری رابطه دارد( ابوالمعالی و موسی زاده ، 1391).

2 . هورمون غدد جنسی
هورمون جنسی که ممکن است روی پرخاشگری اثر بگذارد، تستوسترون نام دارد. تستوسترون، هورمون جنسی اصلی مردانه است. تستوسترون می تواند یک عامل تسهیل کننده و غیر مستقیم روی پرخاشگری و حساس شدن نسبت به محیط روانی _ اجتماعی داشته باشد. یک رابطه دوطرفه بین پرخاشگری و هورمون تستوسترون پیشنهاد شده است. هورمون های جنسی علاوه بر این که تنها یکی از فرآیندهای چندگانه زیستی _ اجتماعی و شناختی موثربر پرخاشگری درکودکان و نوجوانان هستند، همچنین ممکن است یک علامت برای پرخاشگری باشند (ابوالمعالی و موسی زاده ، 1391).

3 . هورمون های هیپوفیز
بین پرخاشگری و بعضی از هورمون های هیپوفیز مانند هورمون جسم زرد(LH) و هورمون های محرک فولیکول (FSH) رابطه وجود دارد. LHها هورمون های گنادوتروپین هیپوفیز هستند. این هورمون ها همان گونه که در رفتار جنسی نقش دارند می توانند به طور غیر مستقیم روی پرخاشگری اثر بگذارند.FSH ها نیز از هیپوفیز ترشح می شوند و چرخه های قاعدگی را در زنان تنظیم می کنند و در مردان رشداسپرم و لوله های خروج منی را سبب می شوند و پیامد های مرتبط با خروج تستوسترون را افزایش می دهند. هورمون هیپوفیز دیگری که با پرخاشگری ارتباط دارد پرولاکتین (PRL) است. پرولاکتین هورمون شیر است و برای ترشح شیر در بزرگسالان ضرورت دارد و به نظر می رسد کمی در پرخاشگری موثر باشد. در دوران بلوغ، در پسران هیچ تغییری در سطح این هورمون درخون مشاهده نشده است، اما دردختران افزایش کمی در سطح این هورمون رخ می دهد. هانس سلیه معتقد است فشارهای زندگی و عوامل استرس زا، فرد را آماده می سازند یا اورا تحریک می کنند تا از لحاظ زیست شناختی آماده دفاع باشد. در واقع این یک واکنش هشدار است. استرس و عوامل روانی اجتماعی روی دستگاه غدد درون ریز اثر زنجیره ای دارد. هیپوتالاموس هورمون محرک قشر فوق کلیوی را ترشح می کند. این هورمون باعث می شود تا از قشر غدد فوق کلیوی هورمون کورتیزول و سایر کورتیکواستروئیدهای بدن ترشح شود. دوهورمون دیگری که در واکنش هشدار نقش مهمی دارند از هسته مرکزی غدد فوق کلیوی ترشح می شوند. این دو هورمون آدرنالین و نورآدرنالین هستند و باعث می شوند تا در حالت برانگیختگی ضربان قلب افزایش یابد و میزان گلوکز(قند) خون افزایش یابد. این حالت انرژی خاصی را به وجود می آورد که باعث بروز واکنش جنگ یا گریز می شود و بدن را آماده مواجهه با عامل خطر می کند (ابوالمعالی و موسی زاده، 1391).

4. ناقل های عصبی
بطور کلی به نظر می رسد که مکانیسم های کولینرژیک و کاتکولامینرژیک در پیدایش و تشدید پرخاشگری عادتی دخیل است در حالی که سیستم های سروتونرژیک و گاما آمینوبوتریک اسید ظاهرا این نوع رفتارها را مهار می کند. پرخاشگری عاطفی به نظر میرسد هم با سیستم های کاتکولامینرژیک و هم سروتونرژیک ساخته و پرداخته می شود. ظاهرا دوپامین پرخاشگری را تسهیل و نوراپی نفرین و سروتونین آن را مهار می کند. اخیرا سروتونین دوباره به عنوان عامل احتمالی مهمی در تعدیل پرخاشگری مورد توجه قرار گرفته است. مشهور است که افت سریع سطح سروتونین یا کاهش عمل آن در پستانداران با افزایش تحریک پذیری و در پستانداران پست با افزایش خشونت همراه است. برخی مطالعات بر روی انسانها نشان داده است که سطح 5_HIAA در مایع مغزی نخاعی رابطه معکوس با فرکانس خشونت، بخصوص در کسانی که مرتکب خودکشی می شوند دارد(سادوک ، 2003).

5. كروموزمهاي جنسي و پرخاشگري
در زمان حاضر، بعضي از پژوهندگان براي اينكه اثبات كنند پرخاشگري پايه و مبناي زيستي (بيولوژيك) دارد، بحث کروموزوم ها را مطرح می کنند. گاه يك يا چند كروموزم به الگوي طبيعي كروموزمها اضافه مي شود و به صورت XYY ياXXY در مي آيد. در نتيجه، موجودي پا به عرصه وجود مي گذارد كه واجد آمادگي بيشتري براي پرخاشگري و بزهكاري است. با تحقيقات انجام شده مشخص گرديده است، مرداني كه داراي يك يا چند كروموزم y يا x اضافي هستند، بسيار پرخاشگرند ودر ميان مرتكبان جنايتهاي خشن درصد بالاتري را تشكيل مي دهند. در سال 1966ريچارد اسپك كه متهم به كشتن هفت پرستار در شيكاگو شده بود، الگوي كروموزومي XYY داشت (ستوده، 1385).

6. بلوغ جنسي و پرخاشگري
زيست شناسان براين باورند بيشترين تغييراتي كه هنگام پرخاشگري در بدن و اعمال آن روي مي دهد، همان هايي است كه هنگام بكار افتادن اميال جنسي به وقوع مي پيوندد. در واقع بايد گفت، همانطور ¬¬¬¬¬¬¬¬كه ميل جنسي، جانور نر را به جنب و جوش مي اندازد و او را متجاوز، تسلط جو يا پرخاشگر مي سازد، انسان هم از اين قاعده مستثني نيست. البته تجاوز و پرخاشگري انسان در اين مورد غالباَ با نرمش، نوازش و ريشخند طرف معاشقه همراه است و اين امر خشونت و تجاوز را تعديل مي كند؛ ولي گاهي هم اين چاشني دلپذير در كار نيست و تجاوز صورتي خشن و آزار دهنده به خود مي گيرد كه در كساني كه به بيماري دگرآزاري مبتلايند، ديده مي شود. اين افراد از آزار رساندن و شكنجه دادن طرف معاشقه لذت مي برند و احياناَ بدون اين رفتاري خشونت آميز،كه گاه ممكن است منجر به قتل نيز شود، نمي توانند شهوت جنسي خود را ارضاء كنند. روانكاو انگليسي درك ميلز عقيده دارد كه نوجواني و بلوغ دوره ناسازگاري هاست و در اين دوران نوجوانان ناراحت و مضطرب هستند. البته اين عقيده اي است كه به آساني مورد قبول واقع نمي شود اما در بيشتر اجتماعات اين نكته مورد قبول واقع شده كه نوجواني و بلوغ دوره اي است كه در طي آن نوجوان به موجوديت و هويت خود پي مي برد و اين كار براي او معمولاَ از راه تضادها و اختلافهاي قابل فهم با پدر و مادر و نسلهاي قديمي تر جامعه صورت مي گيرد. اين تضادها و اختلافات واكنشهاي ديگري از جمله سركشي و نافرماني و ناسازگاري و پرخاشگري، و در مراحل حادتر رفتار نوروتيكي و غيرطبيعي و انواع بزهكاري نوجوانان را به دنبال مي آورد (ستوده،1385).

2-4-2- رویکرد تربیت گرا
رویکرد تربیت گرا بر نقش تربیت در اکتساب رفتارهای پرخاشگرانه تاکید می کند و پرخاشگری را حاصل سائق خود بخودی نمی داند. مطابق این رویکر

اختلال هویت جنسی-ررسی همه گیرشناسی پرخاشگری در افراد مبتلا به دیسفوریای جنسیتی- قسمت 3

د پرخاشگری عمدتا پاسخی به شرایط نامطلوب محیط است. ناکامی، وقایع آزارنده و ناراحت کننده و تهدیدهای محیطی از جمله شرایط نامطلوب محیطی به شمار می روند. نظریه هایی که به عنوان نمایندگان دیدگاه تربیت گرا شناخته میشوند عبارتند از :1. نظریه ناکامی 2. نظریه یادگیری اجتماعی 3. نظریه شناخت اجتماعی 4. نظریه پیش نویس 5 . نظریه کشت 6 . نظریه کارکردشناختی- اجرایی

1. نظریه ناکامی
این نظریه به عنوان یکی از نمایندگان دیدگاه تربیت گرا شناخته می شود. در نظریه ناکامی نقش غالب یادگیری در عملکرد پرخاشگرانه مشخص می شود، تمرکز این نظریه روی نحوه و روش یادگیری و اجرای رفتار پرخاشگرانه است. بر طبق این نظریه پرخاشگری ناشی از ناکامی و شکست فرد در دستیابی به یک پاداش یا هدف معین است و هدف از آن آسیب زدن به فرد دیگر است. بر اساس این نظریه، ما انسانها ذاتا پرخاشگر نیستیم بلکه فقط وقتی ناکام می شویم پرخاشگری را بروز می دهیم. یکی از پیشگامان نظریه ناکامی نیل میلر بود. او در اظهارات اولیه اش معتقد بود که همیشه پرخاشگری به دنبال ناکامی رخ می دهد، اما بعدها حرف خودرا عوض کرد و عنوان کرد که ناکامی به پرخاشگری منجر می شود، اما نه همیشه. در واقع ناکامی انواع مختلفی از پاسخ ها را ایجاد می کند که پرخاشگری فقط یکی از آنهاست. در مواجهه با ناکامی، دامنه ای از پاسخ ها از تسلیم و ناامیدی گرفته تا غلبه بر موانع بروز می کند، گاهی هم فرد احساسات پرخاشگرانه را به سمت خودش بر می گرداند و نسبت به خودش واکنش نشان می دهد و ممکن است منزوی شود و یا احساس گناه کند. در واقع، انتخاب نوع پاسخ در مواجهه با ناکامی با یادگیری های گذشته و ویژگی های شخصیتی فرد رابطه دارد (بارون، ترجمه کریمی، 1388).

2. نظریه یادگیری اجتماعی
در نظریه یادگیری اجتماعی مفهوم پرخاشگری به عنوان غریزه یا سائق ناشی از ناکامی مردود شناخته شده و پاسخی آموخته شده محسوب می شود. پرخاشگری ممکن است از راه مشاهده یا تقلید آموخته شود و هرچه بیشتر تقویت شود، احتمال وقوع آن بیشتر می شود، هرکس به علت عدم دستیابی به هدف ناکام بماند یا به خاطر اتفاقات تنش زا، دچار ناراحتی شود، برانگیختگی هیجانی ناخوشایندی تجربه می کند، پاسخی که این برانگیختگی هیجانی فرا می خواند بستگی دارد به اینکه شخص چه پاسخ هایی را برای کنار آمدن با موقعیت های تنش زا یاد گرفته است. در نظریه یادگیری اجتماعی فرض می شود که الف) پرخاشگری فقط یکی از چند واکنش احتمالی به تجربه نامطبوع ناکامی است و ب) پرخاشگری پاسخی است فاقد ویژگیهای سائق، و در نتیجه از پیامدهای رفتاری مورد انتظار، اثر می پذیرد (اشرفی، 1390).

3. نظریه شناخت اجتماعی
دیدگاه شناخت اجتماعی علاوه بر عوامل مورد تاکید در نظریه یادگیری اجتماعی عوامل شناختی مانند باورها، ادراک خود و انتظارات را به یادگیری اجتماعی اضافه می کند. رویکرد شناخت اجتماعی در مورد پرخاشگری در مطالعاتی ریشه دارد که ویژگی ها و رشد پرخاشگری را بازتابی از رشد شناختی می دانند. اصطلاح ” شناخت اجتماعی” به مطالعه ارتباطات بین فردی یا اجتماعی اشاره می کندکه برگرفته از روانشناسی شناختی هستند. به عبارت دیگر هدف شناخت اجتماعی تبیین نحوه ادراک مردم از خودشان، تفسیر معانی رفتار بین فردی، تفکر درباره پاسخ احتمالی به یک مسئله اجتماعی و انتخاب یک پاسخ رفتاری مناسب به مسئله اجتماعی است. شناخت به عنوان یکی از عناصر مهم در این نظریه شناخته می شود. از چشم انداز علمی اصطلاح ” شناخت” به عملیات اساسی شامل ادراک، حافظه و تفکر اشاره می کند. برای مثال چگونه ما یک سوال نوشتاری را ادراک می کنیم، معنای آن را تفسیر می کنیم، درباره پاسخ های احتمالی به آن سوال فکر می کنیم و سرانجام پاسخ کلامی مناسب را انتخاب و اجرا می کنیم. طرحواره ها هم به عنوان یک ساختار شناختی _ اجتماعی اهمیت بسیار زیادی در انتخاب پاسخ ها، ازجمله پاسخ های پرخاشگرانه دارند. یک طرحواره ممکن است به عنوان یک چارچوب ساختار یافته از دانش مفهوم سازی شود که در حافظه بلند مدت انبار شده است. طرحواره ها دربرگیرنده اطلاعات و دانش های مرتبط با هم هستند که برگرفته از تجارب و یادگیری های قبلی هستند. بنابر این یک طرحواره مرتبط به یک مفهوم خاص (برای مثال مفهوم کودک) شامل اطلاعات و ویژگی های اصلی کودکان ( برای مثال بی تجربه، بی گناه) ارتباط بین صفات و رفتارآنها (برای مثال نحوه تاثیر این بی تجربگی بر بیان درخواست هایی که به لحاظ اجتماعی غیر قابل پذیرش هستند) می شود. طرحواره های مختلف ظرفیت توصیف، تفسیر و پیش بینی های مختلف درباره رفتار خود فرد و یا دیگران را مهیا می کنند. بنابراین ممکن است یک طرحواره منجر به این شود که فرد رفتار دیگران را به گونه خصمانه تفسیر کند و آمادگی بروز پرخاشگری نسبت به آنان راپیدا کند. هرقدر یک طرحواره بیشتر مورد استفاده قرار گیرد و به لحاظ ذهنی بیشتر مرور شود قابلیت دسترسی به آن افزایش می یابد. به عبارت دیگر احتمال اینکه در آینده از این طرحواره برای تفسیر و هدایت رفتار اجتماعی استفاده شود بیش تر می شود. از این رو می توان گفت که هر قدر یک طرحواره خصمانه بیشتر مورد استفاده قرار گیرد قابلیت دسترسی به آن بیشتر می شود و فرد را مستعد می سازد که رفتارهای دیگران را به گونه خصمانه تفسیر کند و همین تفسیر اورا درجهت بروز رفتارهای پرخاشگرانه هدایت می کند. به طور خلاصه می توان گفت، مطابق نظریه شناختی _ اجتماعی برخی افراد به این علت پرخاشگرانه عمل می کنند که انگیزه های دیگران را درست تفسیر نمی کنند و تصور می کنند که دیگران قصد آسیب زدن به آنان را دارند، در حالی که واقعا این گونه نیست (ارونسون، ترجمه شکرکن، 1387).

4. نظریه پیش نویس
نظریه پیش نویس در یک الگوی پردازش اطلاعات به شناخت اجتماعی اشاره می کند و چارچوب مناسبی برای مکانیزم رفتارهای خشونت آمیز ارائه می دهد. پیش نویس ها، ماهیت شناختی دارند و بر اساس تجارب اولیه کودکان (بازی ها، و حتی گاهی تخیلات) بنا می شوند و از طریق یادگیری اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم، یعنی تنبیه و تقویت مستقیم رفتار و یا مشاهده اثرات یک رفتار روی دیگران کسب می شوند و بازتابی از توالی ها و بازده های رفتاری مورد انتظار هستند. بر اساس رویکرد پردازش اطلاعات، پیش نویس ها نوعا دربرگیرنده دامنه ای از رفتارها هستند که معمولا با افکار آگاهانه سر و کاردارند و شخص را به سمت اهداف خاص یا کلی زندگی هدایت می کنند و به او کمک می کنند که دنیای خود را تشخیص داده وتفسیر کند و انتظار وقوع یک واقعه را در زمان و موقعیت خاص داشته باشد. نظریه پیش نویس نحوه ایجاد دستورالعمل های پرخاشگرانه را بررسی می کند و پیش بینی هایی در مورد رفتار افراد به عمل می آورد. معمولا یک شخص پرخاشگر پیش نویس های پرخاشگرانه بیشتری دارد. این پیش نویس ها در دامنه وسیعی از موقعیت ها قابل دسترس هستند. اگر یک پیش نویس به صورت خصمانه کدگذاری شده باشد، درصورتی مورد استفاده قرار می گیرد که به عنوان یک رفتار قابل پذیرش در نظر گرفته شود. رفتارهای قابل قابل پذیرش به مقدار زیادی از طریق باورهای هنجاری شکل می گیرند. این باورهای هنجاری طرحواره هایی درباره مناسبت یک رفتار هستند . باورهای هنجاری نیز پیش نویس هایی را شکل می دهند که در زمانی که دیگران آنها را تحریک می کنند فعال می شوند. اگر باور داشته باشیم که بوق زدن در ترافیک پسندیده نیست احتمالا در زمانی که فردی در ترافیک این کار را انجام می دهد یک طرحواره خصمانه در ما فعال می شود و این طرحواره نیز به نوبه خود پیش نویسی را فعال می کند که در تناسب با آن طرحواره است( شهیم،1385).
در کل، اگر در سنین اولیه رشد، سطوح بالای پرخاشگری یا خصومت در محیط اطراف ما وجود داشته باشد، تمایل پیدا می کنیم که پرخاشگری را به عنوان یک پاسخ هنجاری در نظر بگیریم و رفتارهای پرخاشگرانه را کمتر بازداری کنیم. همانگونه که گفته شد اکتساب پیش نویس ها از دوره کودکی آغاز می شود. البته عوامل متعددی ممکن است پرخاشگری را ایجاد کنند، سطح پرخاشگری در دوره طفولیت تا دوره بزرگسالی نسبتا ثابت باقی می ماند و در واقع پرخاشگری در دوره کودکی بزرگ ترین عامل پیش بینی کننده پرخاشگری در دوره بزرگسالی است. اگرچه دوره بحرانی اکتساب پرخاشگری در افراد متفاوت است، پژوهش های اخیر بر این امر دلالت می کنند که از سنین 6_9 سالگی پرخاشگری بهتر پیش بینی می شود (برگر، 2006).

5. نظریه کشت
نظریه کشت مواجهه با پرخاشگری رسانه ای را به عنوان علت زیر مجموعه ای از رفتارهای پرخاشگرانه می داند. طبق این نظریه، رسانه ها تصاویری از دنیا ارائه می دهند که متفاوت از دنیای واقعی هستند. برای نمونه هیجانات و وقایعی که برای افراد اتفاق می افتد، در رسانه ها بزرگ نمایی می شوند. فیلم های سینمایی و تلویزیونی تصاویری از یک دنیای ناسالم پر از پرخاشگری با قانون گذاران و پلیس های فاسد ارائه می دهند. مطابق این نظریه افراد به درونی سازی ویژگی هایی که رسانه ها ارائه می دهند گرایش پیدا می کنند و آنها را در دنیای واقعی به کار می گیرند. در واقع ارزش ها، نگرش ها، باورها و ادراکات رو به رشد در تطابق با دنیای تصویرسازی شده شکل می گیرند و به عنوان واقعیت های موجود در دنیای واقعی تصویر سازی می شوند (ابوالمعالی و موسی زاده،1391).

6. نظریه کارکرد شناختی _ اجرایی
این دیدگاه پرخاشگری را با سطوح پایین کارکرد شناختی _ اجرایی (EFC) و نقایص روانی _ عصبی مرتبط می داند. EFC به عنوان یک ساختار شناختی تعریف می شود که برنامه ریزی، ابداع و نظم بخشی به رفتار هدفمند را برعهده دارد. کارکرد شناختی _ اجرایی (EFC) به ناحیه کرتکس پیش پیشانی محدود نمی شود. اعتقاد بر این است که این ناحیه، ساختار اولیه ای است که با فعالیت عصب شناختی در حوزه کارکرد شناختی اجرایی ارتباط دارد. هرگونه نقصی در این ناحیه، با سطوح بالای تکانشی بودن با پرخاشگری ارتباط دارد. بین مصرف الکل و پاسخ کم در این ناحیه رابطه وجود دارد. طرفداران EFC اعتقاد دارند که کارکرد شناختی _ اجرایی ضعیف واسطه ارتباط مصرف الکل و پرخاشگری می شود. در هر حال این ارتباط قدری بحث انگیزاست . پژوهش عصبی _ روان شناختی حوزه ای است که برای تبیین ارتباط بین پردازش های عصب شناختی و ساختارهایی که با رفتارها و باورهای افراد سروکار دارد ضروری به نظر می رسد. در واقع EFC تبیین بحث انگیزی در مورد رفتار پرخاشگرانه ارائه می دهد (بارون،ترجمه کریمی، 1388).

2-5- برانگیزاننده های پرخاشگری
عوامل شخصی و اجتماعی بسیاری در پرخاشگری انسان دخالت دارند که هریک می توانند علت وجود آورنده ی رفتار پرخاشگرانه در وی باشند. این علل و عوامل شامل ناکامی، تحریک مستقیم، خشونت رسانه ای، عوامل شخصیتی (شخصیت نوع A)، سوگیری اسناد خصمانه، خودشیفتگی، و تفاوت های جنسی می باشند که در ادامه آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

2-5-1- ناکامی
بنا بر فرضیه ناکامی _ پرخاشگری، ناکامی یکی از برانگیزاننده های پرخاشگری است. اگر ما نتوانیم به آنچه می خواهیم و انتظار داریم برسیم، این امر موجب پرخاشگری می شود. این فرضیه در شکل آغازین خود، دو ادعای بزرگ را مطرح کرد:1. ناکامی همیشه به شکلی از پرخاشگری می انجامد 2. پرخاشگری همیشه از ناکامی ناشی می شود. به طور خلاصه، این نظریه معتقد بود که افراد ناکام شده همیشه دست به نوعی پرخاشگری می زنند و اینکه همه اعمال پرخاشگرانه، به نوبه خود حاصل ناکامی هستند. اظهاراتی گستاخانه نظیر اینها فریبنده اند اما این بدان معنی نیست که ضرورتا درست هم هستند، واقعیت این است که دلایل موجود بیانگر آن است که هردو ادعا ناقص است. واضح است که افراد ناکام همیشه با پرخاشگری پاسخ نمی دهند، بلکه ممکن است ناکامی واکنش های متفاوتی را در افراد برانگیزاند؛ واکنش هایی مثل ناامیدی و افسردگی یا تلاش برای غلبه بر منبع ناکامی افزون بر این واضح است که همه پرخاشگری ها نتیجه ی ناکامی نیست و انسان ها به دلایل متعددی پرخاشگر می شوند و در پاسخ به عوامل مختلفی این رفتار را بروز می دهند. امروزه بسیاری از روانشناسان نمی پذیرند که ناکامی تنها علت یا مهم ترین علت پرخاشگری است و فقط آنرا یکی از علت پرخاشگری می دانند. باید اضافه کنیم که تحت بعضی از شرایط، ناکامی می تواند به عنوان یک تعیین کننده قوی پرخاشگری باشد، به ویژه وقتی که ناکامی غیر موجه و نامشروع تصور شود (بارون، ترجمه کریمی، 1388).

2-5-2- تحریک مستقیم
گاهی عامل برانگیزاننده ی پرخاشگری، پرخاشگری شخص دیگری است که از آن به تحریک مستقیم تعبیر می شود. به عبارت دیگر مناسب ترین شیوه برای پاسخ دادن به رنجیده شدن یا مورد آزار قرارگرفتن این است که حداکثر تلاش خود را به کار ببندیم تا این برخورد را نادیده بگیریم. اما در واقعیت، یافته های پژوهی نشان می دهند که گفتن این موضوع آسانتر از عمل کردن به آن است ، و اینکه تحریک کلامی یا بدنی از سوی دیگران یکی از نیرومندترین علت های پرخاشگری انسان است، وقتی ما دریافت کننده و هدف نوعی پرخاشگری از سوی دیگران باشیم انتقادی که آن را منصفانه نمی دانیم، اظهارات تحقیر آمیز، یا حمله فیزیکی، معمولا به مقابله بر می خیزیم و همان پرخاشگری یا حتی اندکی بیشتر را که دریافت کرده ایم، به پرخاش کننده بر می گردانیم. به ویژه اگر یقین داشته باشیم که شخص دیگری قصد داشته است که به ما آسیب برساند. برتری نمایی (نشان دادن تکبر و دون شماری از سوی دیگران) عاملی بسیار نیرومند است، انتقاد تند و غیر موجه، به ویژه انتقادی که به خود ما به جای رفتارمان حمله کند، شکل نیرومند دیگری از تحریک است و بیشتر مردم وقتی در معرض آن قرار بگیرند، به سختی می توانند جلوی خشم خود را گرفته و از تلافی کردن بلافاصله و یا بعدا خودداری کنند (بارون، ترجمه کریمی، 1388) .

2-5-3- خشونت رسانه ای
قرار گرفتن در معرض خشونت رسانه ای ممکن است در واقع یکی از عوامل کمک کننده به سطوح بالای خشونت در کشورهایی باشد که تعداد زیادی از مردم در آن کشورها چنین برنامه هایی را تماشا می کنند. در واقع در یک خلاصه از یافته های پژوهشی در این حیطه، متخصصان برجسته این موضوع نتایج اساسی زیر را ارائه کردند:
1. تحقیقات درباره قرار گرفتن در معرض خشونت تلویزیونی، سینمای، بازی های ویدئویی و موسیقی خشن نشان می دهد که این گونه برنامه ها به طور معنی داری احتمال افزایش رفتارهای پرخاشگرانه و خشن را در افرادی که در معرض آنها قرار می گیرند، بالا می برد.
2. چنین تاثیراتی ماهیتا هم کوتاه مدت هستند و هم دراز مدت.
3. مقدار این اثرات زیاد است _ حداقل به زیادی اثرات پزشکی مختلف که جامعه پزشکی آنها را مهم تلقی می کند (مثل اثر آسپرین بر حمله قلبی) (آندرسون و همکاران ،2004).

2-5-4- عوامل شخصیتی
ازنظر روانشناسان هرکس دارای ویژگی های شامل شدیدا رقابت جوبودن، عجول بودن، زود رنج بودن و پرخاشگر بودن باشد دارای الگوی رفتاری تیپA است. در نقطه مقابل این افراد کسانی با ویژگی های متضاد (داشتن حالت رقابتی شدید، عجول نبودن و با روحیه و حوصله بودن) به عنوان دارندگان الگوی رفتاری تیپ B توصیف می شوند. بنابر تحقیقات بسیاری افراد تیپ A نسبت به افراد تیپ B تمایل بیشتری به رفتار پرخاشگرانه دارند. محققان افرادی را که به عنوان دارندگان الگوی رفتاری A یاB شناسایی شده بودند تحت مطالعه قرار دادند. آنها سطح تستوسترون آزمودنی ها را یکبار قبل از آزمایش و یکبار بعد از آزمایش اندازه گیری می کردند (از طریق آزمایش بزاق دهان) سپس آنها را به یک کار رقابتی می گماشتند. اگر زمان واکنش یکی از آنها کندتر از دیگری بود، رقیب به او شوکی وارد می کرد، مشاهده شد که احتمال شوک دادن به رقیب در مورد افراد تیپ A بیشتر است. افزون بر این اشخاص دارای تیپ رفتاری A پرخاشگری خصمانه از خود بروز می دادند (استراب و همکاران،1984). بنابراین تعجبی ندارد که ملاحظه می کنیم افراد تیپ A بیشتر از افراد تیپ B به کودک آزاری یا همسر آزاری مبادرت می ورزیدند (بارون، ترجمه کریمی، 1388).

2-5-5- سوگیری اسنادی خصمانه
اسنادها نقش مهمی در واکنش های ما نسبت به رفتار دیگران _ به ویژه نسبت به کار خشم برانگیز از سوی آنها، بازی می کنند. سو گیری اسنادی خصمانه به تمایل به تصور نیت یا انگیزه های خصمانه در اعمال دیگران (وقتی که این اعمال مبهم باشند) اطلاق می شود. به عبارت دیگر افرادی که از نظر سوگیری اسنادی خصمانه بالا باشند، به ندرت به دیگران امتیاز تردید را می دهند: آنها صرفا فرض می کنند که هر عامل خشم برانگیز از سوی دیگران از روی قصد و عمد است و مطابق با آن واکنش نشان می دهند. نتایج تحقیقات فراوانی اثر بالقوه این عامل را تایید می کنند (اشرفی، 1390).

2-5-6- خودشیفتگی
یافته های پژوهشی نشان می دهد که خودشیفتگی ممکن است به صورت های مبهم با پرخاشگری پیوند داشته باشد. اشخاصی که از لحاظ خودشیفتگی بالا هستند، به کوچکترین کم محلی از سوی دیگران، باز خوردی که تصور اغراق آمیز آنها را از خودشان تهدید می کند، به صورتی استثنایی با پرخاشگری شدید واکنش نشان می دهند. شاید به این خاطر که چنین اشخاصی درباره خودانگاره اغراق آمیز خود شکی آزاردهنده دارند، و بنابراین نسبت به هرکسی که آنها را به تضعیف کردن تهدید کند با خشم شدید واکنش نشان می دهند. احتمال دیگری که اخیرا مورد بررسی قرارگرفته است این است که افراد خودشیفته به خاطر خود انگاره